پرونده جاری است

شورای نگه‌بان، دیروز، به خیال خود با اقدامی شگفت‌انگیز پرونده‌ی انتخابات را بست! آقایان شورای نگه‌بان خیال می‌کنید ما رای نهایی شما را نمی‌دانستیم؟ اگر بنای ما رای شما بود که از همان روز نخست در خانه می‌نشستیم تا فیلم کمدی‌ی شما را تماشا کنیم. احتمالن حالا شما پشیمانید که چرا چند روز اضاقه‌تر وقت نخواستید تا حداقل یک تای خشک و خالی به آن کاغذهای تازه می‌زدید. ما از شمایی که به عقاید فرزندان خور رحم نمی‌کنید انتظار دل‌سوزی برا مردم را نداریم*. شما به نگه‌بانی از خود و بالاسری‌های‌تان به سبک قرون وسطی ادامه بدهید و ما هم آن گونه که شایسته‌ی یک آریایی هست اعتراض می‌کنیم.



شما پرونده را مختومه اعلام کردید! یعنی دیگر به شکایات نامزدها توجهی نخواهید کرد؟ حقی را زیر پا گذاشتید که مردم برای‌اش خون ریختند، کتک خوردند و زنده‌گی‌شان را مختل کردند تا حق‌شان پایمال نشود.






شورای نگه‌بان مستندات را نپذیرفت چون سندی به جز نظام نمی‌شناسد. آیا خون‌ها سند نبود؟ جمعیت میلیونی سند نبود؟ قطع و اس‌ام‌اس و فیلترینگ اینترنت سند نیست؟ این همه چماق به دست در خیابان سند نیست؟ بیرون کردن نماینده‌ها از پای صندوق‌ها رای سند نیست؟ برگشتن صد و هشتاد درجه‌یی رای در عرض چند ساعت سند نیست؟ آیا شمردن آرا با سرعت نور سند نیست؟

*مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - دکتر مهدی خزعلی مدیر انتشارات حیان و موسس موسسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح روز گذشته در دادگاه ویژه روحانیت استان تهران بازداشت شد... کامل بخوانید

آزاد باشیم

ما هرگز فراموش ات نخواهیم کرد_we never forget you



تاریخ از آن چه بر سرت آمد، همیشه شرمنده خواهد بود. تاریخ خواهد گریست که چرا نتوانست نام تو را آن‌طور که می خواهد به خود به دوش بکشد. تو خود انکاری ندا! انکار استکبار و حق کشی. این ها به یاد ما خواهد ماند. همان‌طور که همه‌ی شهدای راه آزادی مانده‌اند و خواهند ماند. تو همه چیزی. ننگی و افتخار. شکستی و پیروزی. مرده‌ای و زنده. عاشقی و معشوق.

همه به دنبال قاتل‌ات می‌گردند. حتا قاتلان‌ات! آری آن‌ها هم خودشان را گم کرده‌اند.




آزاد باشیم

تهران، امروز، مسجد قبا

این...
جادوی ایمان است...جادوی عشق و احساس...خواهر و برادران دینی این‌ها هستند.
بیش از نیمه‌ی یک ماه گذشت. اما ایرانی هنوز ایستاده و تن به ذلت نداده و نخواهد داد.








آزاد باشیم

درباره الی...

وقتی این همه نیرو، و حتا نیروهایی اضافه بر نیروهای رسمی در خیتبان‌ها هستند، این اگر نشانه‌ی ترس از مردم نیست،‌ نشانه‌ی چیست؟ ولی مگر مردم چه می‌خواهند؟ مردم نه اسلحه به دست گرفتند و نا باطوم، نه کشتند و نه زدند و نه حتا فریاد زدند، مگر از غم از دست دادن برادر یا خواهری. آیا صدای گریه و ناله این همه ترس دارد که این همه نیروی تا دندان مسلح را در خیابان‌ها مستقر کند؟ که این همه چماق به دست (این که می‌گویم چماق به دست، منشورم باطوم به دست‌ها نیست، خود چماق به دست‌ها را می‌گویم) در خیابان رژه بروند و نسبت به کودک و نوجوان و پیر و زن و دختر و مرد واکنش‌های غیر انسانی نشان بدهند؟

مردم انقدر درگیری داشتند و دارند که هیچ کس شاید به این فکر نیفتاد که حقوق‌دان شورای نگه‌بان، سخن‌گوی دولت (متهمین اصلی تقلب) است! جای شگفتی دارد، بله جای شگفتی دارد که مورد شکایت، خود به شکایت‌اش رسیده‌گی کند. دستگاه پر از ایراد نظام ایران، نیاز به تغییر دارد و این تغییر چه زور بالای سر ما باشد و چه نباشد، اتفاق خواهد افتاد. غلامحسین الهام، گفته که من کسی را کتک نزدم که پاسخگو باشم! آقای الهام، مگر این لباس‌شخصی‌ها و گاردی‌ها که مردم را طوری می‌زنند که دشمن این‌طور نمی‌زند، از تو و دم و دست‌گاه‌ات فاع نمی‌کند؟ مگر تو و دوستان‌ات ملت ایران را، ملت معترض ایران را خز و خاشاک نمی‌دانستی؟ ما می‌دانیم که تو کسی را کتک نزده‌یی، اما این را هم خوب می‌دانیم که آن‌که می‌گوید بزن، جرم‌اش بیش‌تر کسی است که می‌زند.

غلامحسین الهام یا باید متهم باشد یا باید به شکایات رسیده‌گی کند، سخن‌گوی دولت، مامور رسیدن به شکایاتی است که می‌تواند جلوی خونریزی‌ها را بگیرد، جلوی برادرکشی را بگیرد. شکایت از دولت باید به دست بی‌طرف سپرده شود، نه به دست طرفدار.

آزاد باشیم

غمی که روی کمرمان سنگینی می‌کند

من هراس‌ام نيست...






ز نگاه و ز سخن عاري
شب نهاداني از قعر قرون آمده اند
آري
كه دل پر تپش نور انديشان را
وصله چكمه خود مي خواهند
و چو بر خاك در افكندندت...




باور دارند
كه سعادت با ايشان به جهان آمده است

باشد!باشد!
من هراس ام نيست
چون سرانجام پر از نكبت هر تيره رواني را
كه جنايت را چون مذهب حق موعظه فرمايد مي دانم چيست
خوب مي دانم چيست.

آزاد باشیم

امروز سوم تیر

امروز روز مهمی بود. روزی بود که برای نخستین بار مردم بدون هیچ اطلاعیه‌یی، بدون دعوت هیچ شخصیتی، بدون هیچ رهبری و بدون این که به بهانه‌ی کسی بیایند جوشیدند. حتا بیانیه‌ی قلم نیوز هم که تجمع امروز را به میرحسین موسوی و ستادش منتسب نمی‌دانست هم باعث جلوگیری از حضور مردم نشد. تیرهای هوایی و غیر هوایی که البته من فقط از مردم شنیدم هم مردم را از هم نگسست. مردمی که در جواب تمام اسلحه‌ها و فیلترها و محدودیت‌ها، فقط یک کلمه دارند؛ الله اکبر. کلمه‌یی که فقط مسلمانان با آن کلمه اعتراض می‌کنند. بی‌گانه‌ها اگر می‌خواستند دستوری بدهند به‌سرعت سراغ حجاب می‌رفتند که البته چند بی‌سواد و بیمار روحی این بحث را هم پیش کشیدند. اما همه دیدند که روسری از سر هیچ‌کس نیفتاد. حتا آن‌هایی که روسری را زوری بالای سرشان می‌دیدند هم آن را برنداشتند تا به دنیا بفهمانند که الآن بحث چیز دیگری است. بحث حق است و ادای دین. ادای دین به آن‌هایی که به‌ خاطر حق خودشان و دیگران جان دادند که خداوند بالاتر از جان چیزی به انسان عطا نکرده.
 

امروز در میدان سپاه تظاهرات شد! علامت تعجب به این دلیل است که این میدان همان میدانی است که صبح‌ها سربازها در آن صف می‌کشند. همه می‌دانند که سازمان نظام وظیفه در این میدان قرار دارد و از نظر نیروی امنیتی هم هیچ چیز کم ندارد.

آری... جواب مدم به اسلحه‌ها الله اکبر است و جواب ماموران امنیت به الله اکبرهای مردم صدای گلوله و ضرب باطوم است. سرکوب‌گران شلیک می‌کنند بدون این که ببینند به چه کسی شلیک می‌کنند. بدون این که بدانند آیا کودکی از صدای آن گلوله خواهد ترسید یا نه. بدون آن که بفهمند پیر و سالخورده‌یی هم از آن‌جا می‌گذرد. آیا این‌ها نباید از مردم دفاع کنند؟ آیا این‌ها باید با مردم بجنگند تا مبادا آبروی دولتی که واکنش‌اش به این فجایعی که خودش به بار آورده در همه حال یکسان است به خطر بیافتد؟
میدان‌های کوچک شهر دارند یک به یک صحنه‌هایی را می‌بینند که شایدبعد از این ماجراها دیگر تا ابد نبینند. قضاوت کار سختی نیست. وگرنه خدا آن را به انسان واگذار نمی‌کرد. وسوسه نشدن و خیانت در قضاوت نکردن کار سختی است که دست خود انسان است. خدا این‌ها را در وجود انسان قرار نداده.
مجموعه فعالان حقوق بشر ایران - هویت احراز شده دو تن دیگر از جان باختگان خشونت های اخیر در تهران به قرار ذیل اعلام میشود... کامل بخوانید


مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - علیرغم اعتراضات داخلی و بین المللی در خصوص خشونت بی حد و حصر نیروهای نظامی و شبه نظامی، میدان بهارستان در تهران بار دیگر صحنه خشونت عریان شد.
بنابرگزارشات دریافتی نیروهای نظامی و شبه نظامی پیرو خبر تلاش عده ای از شهروندان معترض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری برای تجمع در میدان بهارستان - مقابل مجلس شورای اسلامی، از ظهر روز جاری این منطقه را به محاصره خود در آوردند... کامل بخوانید
قلم - دکتر زهرا رهنورد با بیان اینکه "دستگیر نشده‌ام و به وظایف علمی‌ام در دانشگاه ادامه می‌دهم و درکنار مردم،ملتزم به قانون و درعین حال معترض هستم"، از اینکه عده زیادی از نخبگان سیاسی و مردم دستگیر شده‌اند، اظهار تاسف کرد و آزادی فوری آنها را خواستار شد...کامل بخوانید
محسن رضایی کاندیدایی که ارای مردم را چون ناموس خود دانسته بود، در پی نامه‌یی به شورای نگه‌بان، از ناموس‌اش گذشت...کامل بخوانید



آزاد باشیم

هنوز هم به خواست خود پایبندیم

بسمه تعالي

جناب آقاي مهندس ضرغامي
رئيس محترم سازمان صداوسيما

با سلام
عملكرد صداوسيما در چگونگي انعكاس موج عظيم اعتراضات آرام مردم در سطح كشور به‌خصوص مردم شريف و قهرمان تهران پس از انتخابات بي‌نظير 22 خردادماه هر بيننده و شنونده منصف و علاقه‌مند به امام و نظام جمهوري اسلامي را به تحير واداشت آيا آنچه كه مردم شريف ايران در اين چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صيانت از آراي خود بوده است.
عدم اطلاع‌رساني مناسب از خواست واقعي ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام ميليوني به‌خصوص در روز دوشنبه 25 خردادماه كه همگان آن را با راهپيمايي ايام انقلاب مقايسه نموده و حتي قابل قياس با راهپيمايي‌هاي مرسوم 22 بهمن نبوده با رسالت رسانه ملي سازگار است؟
آيا ضرب و شتم و كشتار مردم بي‌گناه كه غالبا توسط نيروهاي لباس شخصي انجام مي‌شود و انعكاس وارونه آن در صداوسيما جزو رسالت رسانه ملي است؟
آيا حمله به كوي دانشگاه توسط لباس شخصي‌ها كه نمايندگان مجلس و مراجع رسمي و حتي مقام معظم رهبري نيز بر آن تعريض داشته‌اند و نسبت دادن اين خشونت‌ها به انبوه جمعيت معترض به نتيجه انتخابات و تشبيه آنها به منافقين سال‌هاي 60 جزو رسالت رسانه ملي است؟ ‌آيا نسبت دادن آتش‌سوزي‌ها و آتش‌زدن مساجد و تخريب اموال ملت كه حسب اطلاعات واصله غالبا از سوي لباس شخصي‌هاست و البته ممكن است بعضا تعدادي عناصر نفوذي هم سوءاستفاده كنند جزو رسالت رسانه ملي است؟ آيا مردمي كه الله‌اكبرهاي شبانه سر مي‌دهند مسجد آتش مي‌زنند؟
آيا اين صداوسيما همان صداوسيمايي است كه حسب فرمايش امام بايد كارخانه آدم‌سازي باشد؟
آيا نمايش اينگونه‌اي اعتراضات مردمي به نوعي تطهير منافقين سال‌هاي 60 نخواهد شد.
شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال ان مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند . شما در حالي به مقايسه معترضان به روند فعلي با بني صدر و منافقين مي پردازيد كه اين افراد خوداز مخالفان بني صدر و منافقين بوده اند . امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي ان بودند . معترضان امروز همان كساني هستند كه پدران و يا فرزندانشان در مبارزه با منافقين و رژيم بعثي عراق به درجه شهادت و جانبازي نائل شده اند . بنابراين جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان ان معرفي مي كند .
آيا عملكرد صداوسيما، بي‌اعتمادي مردم را به نظام جمهوري اسلامي افزايش نخواهد داد. نشان دادن صحنه‌هاي ضرب و شتم وحتي كشتار رقت‌انگيز جمعي از مردم دل اينجانب را به شدت آزرده كرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و فرضا نيروهاي نفوذي و اغتشاشگر اين صحنه‌هاي دلخراش به‌وجود نمي‌آمد اما آيا انعكاس آن در صداوسيما و نسبت دادن آن به جمعيت ميليوني جزو رسالت رسانه ملي است.
جناب آقاي ضرغامي، به خوبي مي‌دانيد كه آناني كه امروز از دولت آقاي احمدي‌نژاد حمايت مي‌كنند كساني هستند كه مروج اسلام تحجر و اسلام طالباني هستند كه نقطه مقابل تفكر حضرت امام قرار دارند و مردمي كه معترض به نتايج انتخابات هستند به نتيجه انتخاباتي معترضند كه در يك فرايند مهندسي شده و تقلب‌هاي فراوان، فردي را به عنوان رئيس‌جمهور آينده اعلام كرده است كه بتواند مجري تفكر متحجرانه و تفكر نشات گرفته از مكتب کسانی است که مخالف اندیشه های امام راحل بودند.
جناب آقاي ضرغامي عملكرد رسانه ملي قبل از انتخابات كه ترويج دروغگويي، هتك حرمت،‌اتهام‌زني، استفاده نادرست از رسانه ملي براي يك كانديداست جاي بحث طولاني دارد كه در يك فرصت مقتضي بايد به آن پرداخت. از شما به عنوان رئيس اين رسانه ملي اكيدا مي‌خواهم پيام اين مردم عزيز و شريف را دريابيد و رويكرد رسانه ملي را در چگونگي انعكاس اعتراضات آرام مردمي اصلاح نماييد و بيش از اين مردم را براي كسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه‌هاي خارجي سوق ندهيد.
مهدی کروبی

آزاد باشیم

او با تفنگ‌اش می‌ترسد-او با دست خالی جان می‌هد

هرچه فکر می‌کنم علت قتل‌ عام مردم به دستِ دست‌نشانده‌های دولت نمی‌فهمم. مگر او که می‌کشد انسان نیست؟ مگر به او ضرری رسیده که می‌کشد؟ مگر او منتقم خون کسی است که انتقام بگیرد؟ مگر او از لب‌های بسته و سکوت می‌ترسد؟ آیا او مانند همه‌ی مردم عادی، در میان خانوداده‌اش بزرگ نشده؟ آیا او دارای عاطفه و احساس نیست؟ مگر می‌شود انسانی این‌چنین بی‌رحم؟ مگر می‌شود کسانی که به خوش‌رفتاری‌شان با اسرای عراقی افتخار می‌کنند، به هم‌وطنان بی‌گناه خود بدون دلیل تیر شلیک کنند، چماق ب سرشان بزنند و به مشت و لگدشان بگیرند؟

به‌راستی او تا ابد به این فکر نخواهد افتاد که در دنیایی دیگر، باید جواب پس بدهد؟ او عذاب وژدان نخواهد گرفت؟ او شب راحت خواهد خوابید؟ خیلی سخت است باور کردن‌اش. ایرانی‌یِ احساساتی که حتا برای ماهی‌اش که می‌میرد غصه می‌خورد، که دل‌اش نمی‌آید دانه خوردن یاکریمی را برهم بزند، که حتا آرزوی مرگ دشمن‌اش را هم نمی‌کند، چه‌گونه است که روی انسانی اسلحه می‌کشد، چماق می‌کشد، به او شلیک می‌کند و شب سر راحت روی بالش می‌گذارد و از حقوق این اعمال نان بر سر سفره‌ی خانواده‌اش می‌برد. مگر انسانی بی‌دفاع که حتا دهان‌اش را برای اعتراض نمی‌گشاید، اسلحه و چماق ندارد و حتا با لبان خندان اعتراض می‌کند، باید کشته شود؟

همه می‌دانند که با کشتن و کشته شدن، چیزی به جز خشم و نفرت به بار نمی‌آید و خون، خون می‌آورد.

المُلکُ یَبغی مَع‌الکُفر و لا یَبغی مَع‌الظُلم





آزاد باشیم

امروز یک تیرماه

باز هم بودند. با وجود این همه مامور و غیر مامور، باز هم مردم بودند. با این همه سلاح گرم و سرد. باز هم مردم بودند. میدان هفت تیر امروز شاهد چیزی بود که در تاریخ خود ندیده بود. این همه مامور و این همه لباس‌شخصی و این همه تفنگ به دست، باز هم آزادی‌خواهان آرامش مجازی‌شان را برهم زدند. می‌گویند ما امنیت مردم را تامین می‌کنیم. صدای سوت‌ها و دست‌های مردم، وقتی که جوانی را از دست دو لباس‌شخصی آزاد کردند نشنیدند. می‌گویند با ارازل و اوباش برخورد می‌کنیم. دست آن دختر دانش‌جو که از جلسه امتحان می‌آمد چرا بسته شده بود؟ آن هم از پشت. نه با دستبند بلکه با طناب! که قرون وسطی هم چنین اتفاقی نیافتاده. صدای سوت‌ها و دست‌ها باز هم بلند شد، چون دختر معصوم هم از دست‌شان بیرون آورده شد. کم‌کم جمعیتی که به سمت پایین خیابان مفتح رانده می‌شدند دور هم جمع شدند و چیزی نزدیک به هزار نفر از مردم عادی و رهگذر جلوی سپاه پر از اسلحه‌ی دولت قرار گرفتند و فریاد الله اکبر بلند شد. تا حدود 2-3 ساعت هر از چند گاهی جمعیتی گرد هم می‌آمدند که با حمله‌ی چماق‌ به دستان مواجه می‌شد.

هم‌چنین خبر می‌رسید که در میدان فردوسی، میدان ونک، نقاطی از میدان انقلاب به سمت آزادی نیز حرکت‌هایی صورت گرفته.

اما...

صدای گریه هم برخاست، وقتی که باطومی به سر زن میان‌سال رهگذری خورد. مردم که باطوم ندارند. وقتی دخترکی به علت پرتاب اشک آور از حال رفت صدای الله و اکبر برخاست. مردم که اشک‌آور ندارند. به مردم می‌گفتند عکس نگیرید. اما همه آن عکاس‌های نقاب به صورت را بالای پل‌ها دیدند. نوجوانان بسیجی هم امروز به جمع ماموران پیوسته بودند. سر کوچک و بزرگ فریاد می‌زدند. چسبید وقتی که پیرزنی جلوی‌شان درآمد تا بفهمند با چه کسانی طرف هستند.



video


آزادباشیم

خرداد خونین

تمام. همه چیز تمام شد. امروز نخستین روز از تیرماه 88 است. تیرماهی که با لباس سیاه وارد شد. با چشم‌هی خونین وارد شد. در سکوت وارد شد. طوری که کسی آمدن‌اش را نفهمید. امروز یکم تیرماه است و ما هنوز در غم و ناباوری‌یِ خرداد خونین خواهیم ماند. شک ندارم که روزی، خرداد خونین در صفحه‌ی تقویم جای خواهد گرفت و شهدای‌اش تا ابد در تاریخ باقی خواهند ماند. خرداد خونین کاش نبود. کاش هیچ‌وقت نبود. ولی هست و تکرارنشدنی خواهد بود.





سال‌ها پس از این، نوجوانی، شاید دبستانی، شاید سر کلاس تاریخ به این بیاندیشد که کدام‌یک از این موجودات همان اشرف مخلوقات است که خداوند به خلق کردن آن افتخار می‌کند؟ آن که به ضرب باطوم و چماق سر و بدن را خرد می‌کند؟ یا آن که به‌سکوت فریادی سر می‌دهد که دنیا را به شگفت وا می‌دارد؟ او خواهد اندیشید که این موجود، که تمایزش از حیوانات، نخست به خاطر حس ترحم و وژدان و دوم به خاطر عقل و هوشیاری‌اش است، همان است که تاب نمی‌آورد حق‌اش ذره‌یی پایمال شود؟


کسی که سال‌ها پس از این به تاریخ پر افتخار ایران می‌نگرد؟ این ماه را، این خرداد خونین را به نام چه‌کسی ورق می‌زند؟ به نام آن که در راه حق و در راه مبارزه با حق‌کشی کشته شده؟ یا به نام آن که در راه ظلم و در راه سرکوب حقانیت هم‌نوع‌اش را کشته؟
پاسخ‌‌ها را همه می‌‌دانیم.






به گزارش وبسایت کلمه، صفحه شخصی زهرا رهنورد و بیانیه‌ی وبسایت قلم، سایت قلم هک نشده است. در پی انتشار شایعات و هم‌چنین حذف شدن بیانیه‌ی ششم میرحسین موسوی این شبهه به وجود آمده بود که بنا بر تماس با مسئولین سایت برطرف شد. بنابراین هم‌چنان تأکید می‌شود که تنها سایت‌های رسمی هم‌چنان کلمه و قلم هستند.
*امروز؛ دوشنبه 1 تیرماه 1388 از ساعت 5 تا شش عصر همه با روشن کردن چراغ‌های ماشین‌ها و موتورهای خود اعتراض خود را به اقدامات وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی و مقامات نشان خواهند داد.


پی‌گیری‌ی مطلب از:




صفحه‌ی شخصی زهرا رهنورد






آزادباشیم

تهران می‌لرزد

هم‌اکنون صدای الله اکبر تهران را می‌لرزاند.
از پیر و جوان گرفته تا کودک و خردسال فریاد می‌زنند.

به‌راستی که افتخار است

به راستی که ایرانی بودن افتخار است. به‌راستی که قوم آریا قوم پاکی بوده، هست و خواهد ماند. به‌راستی نمی‌توان لقبی جز عاشق را روی ایرانی گذاشت. ایرانی بودن افتخار است. ایرانی می‌فهمد. ایرانی‌ می‌داند و ایرانی می‌بیند. راست گفته‌اند که انسان، دشواری‌یِ یک وظیفه است و این زیباترین وصفی است که روی نام ایرانی می‌شود گذاشت. ایرانی زندانی می‌شود. ایرانی به‌نامردی کتک می‌خورد. ایرانی می‌میرد، ولی ایرانی ذلت نمی‌پذیرد و این را دنیا فهمید.



گیرم که می‌برید







گیرم که می‌زنید








گیرم که می‌کشید







پس با رویش ناگزیر جوانه جه می‌کنید؟







آزاد باشیم

دست‌های مهربان‌‌تان را می‌بوسیم

ما کشته ندادیم که سازش کنیم.....صندوق دست‌خورده شمارش کنیم


سازشی درکار نخواهد بود






گفته شد که این‌ها طرفدار هیچ کاندیدایی نیستند. این‌ها از آمریکا خط می‌گیرند. این‌ها خس و خاشاک‌اند. گفته شد که پای انقلاب مخملی درکار است. گفته شد که ما ناشی هستیم.

اما بدانید. من آمریکایی نیستم. من شاید خس و خاشاک باشم، هستم، ولی ر چشم ظالمان خس و خاشاکم. من متقلب را لایق انقلاب مخملی نمی‌دانم. ما آن‌قدر کامل و شکیبا اعتراض می‌کنیم که از سکوت‌مان گوش‌های‌شان دارد کر می‌شود. می‌دانم که دوست دارید ما شیشه بشکنیم. دوست دارید که ما فحاشی کنیم، خسارت به شهر وارد کنیم، بتان حمله کنیم. اما نه! اگر قرار بر این بود که ما و شمت فرقی نداشتیم.

این را بخوان!

اوباما! برو بمیر! تویی که بین آزادی‌خواه و ظالم فرق نمی‌گذاری، برای متقلب و غیر متقلب به یک اندازه ارزش قائلی، مرگ بر تو باد!

ما آمریکایی نیستیم. ما ایرانی هستیم و تا پایان راه می‌ایستیم. امروز پتانسیل عظیمی برای فردا در ما ذخیره شد. تا دیگر به امید هیچ‌کس نباید بشینیم. ما هواداران فوتبال نیستیم.

یک دنیا ممنون فوتبالیست‌ها. یک دنیا سپاس هنرمندان. یک دنیا سپاس اساتید. دستان‌تان را می‌بوسیم پیرهای مهربان که از پنجره‌ها دست‌های مهربان‌تان را برای‌مان تکان می‌دهید. عاشق‌تان هستیم با غیرت‌ها...


آزادباش


امروز 28 خرداد



عزا عزاست امروز...روز عزاست امروز
ایرانی با غیرت...صاحب عزاست امروز





همیشه سکوت می شکست...این بار سکوت می شکند
برادر شهیدم...رایتو پس می گیرم






دانشجو می‌می‌رد...ذلت نمی‌پزیرد
دریدن...دریدن...کوی رو به خون کشیدن






سکوتم از رضایت نیست...
رای سبز من اسم سیاه تو نبود...






آهای! من دشمن تو نیستم...من انکار تو هستم!
من سرانجام پر از نکبت هر تیره‌روانی که جنایت را چون مکتب حق موعظه می‌کند، می‌شناسم...






آزادباش

گزارش تصویری امروز 27 خرداد

امروز سکوت سخت آزادی‌خواهان گوش دولت را کر کرد. مردم امروز صمیمی‌تر از همیشه و با تمام احساس و عشق شرکت کردند. می‌توان گفت در حدود نیمی از جمعیت بدون تصمیم قبلی به جمعیت اضافه شدند. از دانش‌آموزان 12-13 ساله گرفته تا پیرمرد و پیرزن‌های مهربان. کارگرانی که برخی حتا با لباس خاکی از سر کار می‌آمدند. کارمندانی که با کیف و پرونده به دست آمده بودند و کسانی که برای گردش و تفریح بیرون آمده بودند قید خوش‌گذرانی را زدند و به جمعیت پیوستند.

امروز خبری از باطوم و تیراندازی نبود. خبری از تظاهر به تظاهرات نبود. خبری از مخالف و خراب‌کار نبود. چون دیگر خسته شدند. از این همه سکوت و پایداری و صبوری خسته شده‌اند. امروز وقتی جمعیت 200-300 نفری از جلوی دانشگاه به سمت میدان هفت تیر راه افتاد خیلی‌ها فکر کردند مردم خسته شده‌اند. ولی وقتی ساعتی بعد عظمت جمعیت را دیدند پایه‌های ظلم و جور سست‌تر احساس شد.

گزارش تصویری امروز ببست و ششم خرداد





ساعت 4:30
دسته‌های بسیجی و مزدور به شکل دسته‌های 100-200 نفری با فاصله‌های طولانی از هم و جداجدا از چهارراه ولیعصر می‌گذرند. صدای بوق اعتراض‌آمیز ماشین‌ها و موتورها از ترافیک ایجاد شده گوش آدم را کر می‌کند. شعارهایی از قبیل: وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد...احمدی احمدی همایت‌ات می‌کنیم... و یک سری شعارهای عربی که متاسفانه من نفهمیدم، موجب تکان دادن سر از سوی ناظران و لبخند تمسخرآمیزی روی لب‌های آن‌ها می‌شود.






ساعت 5:30
جلوی در اصلی دانشگاه تهران داخل خیابان انقلاب، حدود 10 مامور نیروی انتظامی ایستاده‌اند. از قبل اعلام شده بود که امروز دانشگاه تعطیل است اما تعدادی از دنشجویان، که در عزای هم‌نوعان خود در تجمع دیروز و در حمله‌ی وحشیانه به کوی دانش‌گاه نشسته بودند، وارد دانش‌گاه شده و از پشت ر اصلی شعار سر می‌دهند:
عزا عزاست امروز...روز عزاست امروز...دانشجوی با غیرت...صاحب‌عزاست امروز.
نیروی نتظامی...چرا تو آدم‌کشی؟
مردم در حال عبور با نشان دادن دو انگشت خود که روی اکثر آن‌ها پارچه‌ی سبز بسته شده با دانشجویان همراه می‌شوند. نیروی انتظامی ایستاده و خیلی با احترام از مردم می‌خواهد که صحنه را ترک کنند.برخی خبر از این می‌دهند که در همان لحظه تجمعی در میدان ونک و جلوی جام جم برپا است. مردم از این که نتوانسته‌اند در تجمع حضور یابند و خبر رسانی نشده دلگیر هستند که ناگهان جمعیتی سبز دیده می‌شوند.
مرگ بر دیکتاتور...مرگ بر دیکتاتور
می‌کشم می‌کشم....آن که برادرم کشت
با پیوستن مردم به جمعیت اتحادی سخت بین مردم در می‌گیرد و هر لحظه به جمعیت افزوده می‌شود. لیدرها ابتدا مسیر خود را به سمت میدان فاطمی کج می‌کنند ولی بعد که خبر می‌رسد همه در میدان آزادی منتظر هستند این صدا بارها و بارها شنیده می‌شود:
سکوت، دست‌های سبز بالاٰ، میدان آزادی
دوباره اتحاد شکل می‌گیرد.








ساعت 8:00
جمعیت عظیمی در میدان آزادی جمع شده‌اند. هیچ خبری از نیروهای امنیتی نیست. در طول راه نه شعاری داده شده و نه به کسی حمله شده. لیدرها به‌خوبی جمعیت را تا میدان آزادی کنترل کرده‌اند. ناگهان بسیجی‌های متعصب باطوم به دست به سمت جمعیت حمله می‌کنند که این بار بر خلاف تصورشان با حمله‌ی متقابل مردم سبزپوش و حتا مردمی که کنار خیابان به حرکت عادی خود ادامه می‌دادند مواجه می‌شوند و پا به فرار گذاشتند. همه به دنبال بسیجی‌ها می‌دوند چند نفر را می‌گیرند تا به پایگاه جنایت‌کار عاشورا می‌رسیم. در پایگاه در پی حمله‌ی مردم بسته می‌شود و گارد ویژه به همراه بسیجی‌ها به داخل فرار می‌کنند. شعارها به شدت و با فریاد سر داده می‌شود:
مرگ بر بسیجی ــــ مرگ بر دیکتاتور ـــــ موسوی...موسوی..پرچم ایران مرا پس بگیر... ـــــ کروبی کروبی پرچم ایران مرا پس بگیر ـــــ می‌کشم می‌کشم... آن که برادرم کشت ـــــ نترسین...نترسین...ما همه با هم هستیم.
پیروزی قاطع طرفداران آزادی و تغییر بر نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها مشهود است.








ساعت9:

درحالی که آزادی‌خواهان از هم جدا شده اند و به صورت دسته‌های پراکنده درآمده‌اند،یگان ویژه با موتور و ماشین‌های شیشه‌دودی وارد معرکه می‌شود و...







آزادباش

در کوچه کوچه هایت مردان همیشه مَردند

این خس و خاشاک های مردمی به آن مزدورهای دولتی صدها هزار بار می‌ارزند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا آدم بکشند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا کسی را کتک بزنند. پول نمی‌گیرند تا رحم و انسانیت خود را بفروشند. پول نمی‌گیرند تا به میلیون‌ها نفر خیانت کنند و رای را به نفع کسی تغییر دهند.
راستی جای یک نف در میان این جمع خالی نیست؟ یک نفر که خیلی با آرای اعلام شده‌اش پز می‌داد، فخر می‌فروخت و مخالفان را 2-3 هزار نفر تخمین زده بود. مشخص است که کسی که این جمعیت را 2-3 هزار نفر ببیند آرای خودش را چند برابر می‌بیند.
 حالا این خواهر و برادران چیزی نمی‌خواهند جز این که او بفهمد که ما جایی نرفته‌ایم، ما همین‌جا زنده‌گی می‌کنیم و حق‌مان را می‌گیریم.







طبق آخرین اخبار از حراست کوی دانشگاه با کمک نمایندگان مجلس از جمله زاکانی و ابوترابی ، نادران و ... دانشجویان دستگیر شده کوی دانشاه تهران ساعت یک و نیم پس از نیمه شب آزاد شدند. زاکانی نماینده مردم تهران دانشجویان را تا کوی دانشگاه تهران همراهی کرده است. دانشجویان دیشب را در مسجد کوی خوابیدند.

دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رشت ضمن اعتراض به نتیجه انتخابات حاضر به شرکت در امتحانات خود نشدند. این اقدام آن ها منجر به درگیری لباس شخصی ها با آن ها شد. در ادامه در میدان گاز که یکی از میدان های مرکزی رشت است ، درگیری شدیدی بین مردم و نیروهای امنیتی به وقوع پیوست. در دانشگاه گیلان نیز دانشجویان به شدت اعتراض کرده اند و با پیوستن مردم به آن ها شرایط بسیار بحرانی است.






آزادباش

این تقلب بی پاسخ نخواهد ماند

سه روز قطعی اس ام اس. صادر نکردن کارت نظارت برای کاندیداهای مخالف دولت. بیرون کردن ناظران انتخاباتی. حمله به ستادهای انتخاباتی و پلمپ کردن آن ها. پایکوبی فبل از پایان شمارش آرا. هشدارهای سپاه برای جلوگیری از بیرون ریختن مردم. کندی شمارش در ساعات پاانی. فیلتر شده بسیاری از سایت ها. سکوت رهبر. چرخش 180 درجه یی آرا از موسوی به احمدی نژاد.

و این بود سالم ترین نوع انتخابات.

آزادباشید

چرا به کروبی رای بدهیم؟








بيانيه‌هاي 6گانه و برنامه‌هاي كروبي
1- احياي سازمان مديريت
2-توزيع سهام نفت: هر ايراني 70هزارتومان 3-احياي حقوق شهروندي 4-حكمراني محلي و حقوق اقليت‌ها 5-حقوق زنان 6- منشو
رحقوق بشر

1- کروبی سازمان مدیریت را زنده خواهد کرد تا دیگر پولی گم نشود. تا دیگر آقای احمدی نژاد سعی نکند به زور و به سبک داروغه ها از بانک مرکزی پول بگیرد. تا دیگر معلوم نشود این همه درآمد حاصل از سهمیه‌بندی‌ی بنزین کجا خرج شد. تا معلوم شود هزینه‌یی که برای ساخت این همه ورزش‌گاه از جیب این ملت برداشته شده کجاست و چرا این همه بنای نیمه کاره روی دست دولت مانده.

2- سهام نفت باید سر سفره‌های مردم باشد. این دروغی بود که احمدی‌نژاد چهار سال پیش به مردم ساده‌اندیشی گفت که حالا نان هم سر سفره ندارند و برای هر کالایی باید دو یا چند برابر چهار سال پیش بها بپردازند. احمدی نژاد می‌گوید تورم دوران خاتمی 5-6 درصد بیشتر از این دولت بوده، اما خودش را به ندانستن می‌زند که آن زمان نفت 7-9 دلار بود این دولت تا 140 دلار هم پیش رفت و البته 50 دلار و 100 دلاذ و 140 دلار هیچ تغییری در وضع اسفبار این دولت نداشت.

3- احمدی نژا
د نشان داد که هیچ علاقه‌یی به صحبت کردن درباره‌‌ی این موضوع ندارد و هرگاه این بحث پیش آمد آن را به جای دیگری کشاند. آری نباید هم سخن می‌گفت. چون از جنس دانش‌جویان نیست. اگر بود که سهمیه‌ی روزانه‌ی دانش‌جویان را فقط برای به اصطلاح فرهنگیان نمی‌گذاشت. یعنی مردم عادی حق شرکت د دانشگاه را بدون پول دادن ندارند. کروبی، که قشر عظیمی از هواداران‌اش را دانش‌جویان، به علت آگاهی از وضع موجود در چهار سال قبل و کمبود شدید امکانات تحصیلی تشکیل می‌دهند. قول به حل این مشکلات و حذف تبعیض (هرگونه تبعیض) در دانشگاه‌ها و ورود به دانشگاه داده و آن را عملی خواهد کرد.

4- کروبی اصل احترام گذاشتن را بنا خواهد کرد. همه باید در
سرنوشت کشور تصمیم بگیرند. نه مانند این دولت که فقط و فقط به رای خودش احترام گذاته و خواهد گذاشت و از طرف مردم تصمیم می‌گیرد و حتا به رای مجل هم توجهی ندارد. مجلسی که نماینده‌ی مردم است. کروبی تا حالا فعالیت دولتی نکرده و با مردم بوده و هست. شغل‌هایی که وی داشته بیانگر این موضوع است.

5- حقوق زنان از ابتدای تاریخ ایران مورد تبعیض بوده و در این چهار سال به اوج خودش رسید. بازداشت مکرر دانش‌جویان دختر و بی‌خبر گذاشتن خانواده‌های آن‌ها از محل بازداشت و علت آن. بریدن حکم اعدام برای نوجوان‌ها و بی احترامی‌ی محض به زنان و دختران از طریق گشت‌های ارشادی که گویا در این یک ماه قبل از انتخابات دارند استراحت می‌کنند تا شاید با انتخاب رئیس جمهو فعلی، با خشونت و جدیت بیش‌تری به نقض حقوق ابتدایی هر انسان بپردازند.

6- این آخری را حتا احمدی نژاد تا حالا به آن فکر هم نکرد و چهار سال این سند آبروی ایران و آریایی‌ها را نقض کرد. بی‌نزاکتی، دروغ‌گویی، سوء استفاده از احساسات مردم، بیش‌تر کردن فاصله‌ی طبقاتی، فاصله‌ی شدید حقوق زن و مرد و...


کروبی برای تغ
یید آمده، اگر نه نمی‌آمد.

امشب احمدی نژاد فرصت خوبی پدا کرده تا با دروغ، سخنرانی‌های خود را به پایان برساند و به سبک دیکتاتورها جای دفاعی برای بقیه باقی نگذارد.

امشب کنال یک را نگاه نمی کنیم.






آزادباش


فرار بزرگ از دروغ

كروبي در تبريز افشا كرد:

جزئيات ماجراي توصيه‌ي 700 ميليون دلاري احمدي‌نژاد

دفتر آيت‌الله‌جوادي آملي فيلم هاله نور را تاييد كرد



کروبی دروغ نمی‌گوید و این مشخص است. با کم فکر می‌توان فهمید که کروبی بدون هیچ سند و مدرکی پای رهبری را میان حرف‌های‌اش نمی‌کشد. اما احمدی نژاد مانند یک ترسوی به تمام عیار دولت موسوی را نقد کرده، درحالی‌که دولت موسوی وجود خارجی نداشته. کروبی بهترین کاندیداست و با این که تا اموز قصد رای دادن نداشتم، حالا رای به سوی کروبی تغییر می‌دهم برای تغییر. برای زنده‌گی کردن. چهار سال ات که رنگ زنده‌گی را ندیده‌ایم. پس همه با هم برای فرار از چنگال دروغ، رای به کروبی می‌دهیم.





آزادباش


مروری بر خدمات دولت احمدی نژاد

اسامی 57 دانشجوی محروم از تحصیل در دولت احمدی نژاد

1- مهدی امینی زاده 2- سیامک کریمی 3- سعید اردشیری 4- زهرا جانی پور 5- فرهاد ذاتعلی فر 6- سالارساکت 7- حنان عزیزی بنی طرف 8- منصور عزتی 9- یاشار قاجار 10- محمد شورش مرادی 11- محسن فاتحی 12- روزبه ریاضی مقدم 13- توحید علیزاده 14- محمد حسین حسن پور 15- مرتضی حسین زاده 16- علیرضا خوشبخت 17- فرشید مقدم 18- حنیف کراگری 19- زهرا توحیدی 20- یحیی صفی آریان21- فرهاد ذاتعلی فر 22- افشین رضاپور 23- علی صابری 24- ناصر پویافر 25- سید ضیاء الدین نبوی 26- صمد پاشائی 27- نادر مهد قره باغ مهندسی 28- امین امامی 29- ناهید بابازاده 30- توحید علیزاده 31- سید حامد احمدی 32- اصغر قنبری 33- حسین نجفی 34-ادیب رستم پور 35- رضا محسنی 36- حسن خلیلی 37- علی حسین اسدزاده 38- پویان محمودیان 39- سیامک کریمی 40- محمد جواد دردکشان 41- صادق معتمد 42- پیمان 43- داوود حبیبی 44- علی تقی پور 45- عمید مشرف زاده 46- مرضیه دیلم صالحی 47- شیوا نظرآهاری
48- افشین اکبریان 49- محمد بخشنده مهندسی 50- مجتبی خرازیان 51- زهره اسدپور52- امیر سلیمی ها 53- سیامک کریمی 54- رضا محسنی 55- زهرا توحیدی 56- یحیی صفی آریان 57- هادی حاج امینی

چرا ون‌های سبز گشت ارشاد غیب شدند؟

تنها در فاصله‌ی چند روز مانده به انتخابات دیگر خبری از گشت‌های سبزرنگ و خاطره‌انگیز ارشاد نیست. خاطره‌هایی که به‌طور یقین یکی از بدترین روزهای سال را برای یک انسان رقم زده و شاید با یاد آوردن‌اش اشک روی گونه‌های‌اش بلغزد. مانند روزی که زنی را جلوی شوهرش، دختری را جلوی برادرش و مادری را جلوی فرزندش می‌بردند. به یاد دختری که با صورت خون‌آلود مهمان همه‌ی گوشی‌های همراه بود.
حالا دیگر وقت رای جمع کردن و دروغ گفتن است. اگر شنیدید که محمود احمدی‌نژاد این موضوع را تکذیب کرد، چیز عجیبی نیست. دروغ‌گو کم حافظه هم هست. حالا بد نیست شب‌ها سری به خیابان عباس‌آباد یا میدان‌های بالای شهر بزنید تا دختران ارشاد نشده را ببینید که چه‌گونه عکس ایشان را بالای سر می‌برند.

واما...
تو از حقوق بشر دم می‌زنی؟ تویی که...
نگاهی به کارنامه‌ی نقض حقوق بشر دولت جاری

-اعدام ۳۵۸ نفر
۲-اعدام زنان ۶نفر
۳-اعدام کودکان زیر ۱۸ سال ۹نفر
۴-سنگسار زنان ۳۷ مورد
۵-زندانی سیاسی ۱۲۳ نفر
۶-بازداشت زنان ۶۳مورد
۷-بازداشت روزنامه نگاران (۹۲مورد)
۸- بازداشت معلمان (۶۵ مورد)
۹- بازداشت دانشجویان دختر ۶مورد
۱۰- توقیف۲۳ نشریه (اعم از روزنامه، ماهنامه، هفته‌نامه)

جملات تاریخی

ما در ایران مقوله‌یی به نام زندانی‌ی سیاسی نداریم
هرکس گوجه‌ی ارزان می‌خواهد از محله ما بخرد.

آزادباش

پس از چهار سال

هنوز هم از خودت و کارهای‌ات چیزی نداری که بگویی. حتا از طرف مقابل‌ات هم چیزی نداری که بگویی. همان‌گونه که چهار سال درباره‌ی ایران سخنی نگفتی و فقط صحبت از آمریکا و اروپا و فلسطین و اسرائیل و هزار کشور و منطقه‌ی دیگر کردی. دوست داشتم بشنوم که چه دفاعی قرار است از این همه ظلم بکنی. چه برنامه‌یی برای چهار سال آینده‌ات داری تا حداقل بدانم که نادم هستی، ولی بهترین دفاع را حمله دیدی. یا بهتر بگویم برنامه‌یی نداشتی که بخواهی رو کنی. چهارسال بی حرمتی به مردم و میهن‌شان کردی و حالا دل‌ات برای مردم سوخته؟ دل‌ات برای مردم نسوخت وقتی فرزندان‌شان را اعدام کردی؟ وقتی عیدشان را عزا کردی شرم‌سار نشدی؟ به سخن‌رانی میرحسین موسوی در 20 سال پیش استناد می‌کنی؟ چرا یک بار هم جر‌أت نکردی بگویی دولت آقای خامنه‌‌ای؟

چطور به محدودیت‌های 20 سال پیش استناد می‌کنی در حالی که در زندان‌های دولت تو اعدام‌ها شبیه به قتل است. ارازل در خیابان راه می‌روند و دانش‌جویان گ
وشه‌ی زندان جان می‌دهند. معلم‌ها در انتظار حکم اعدام هستند و کسانی که در دوران کودکی جرم کرده‌اند منتظر اعدام هستند.

چهار سال پیش هم همین‌طور شروع کردی. به جای این که دنبال مسایل مربوط به کشورت باشی، دنبال این و آن بودی. که جه کرده‌اند و چه نکرده‌اند.

موسوی هرچه که بوده و هست مودب است. آری موسوی با ادب است و این را به تو نشان داد. تو با بی‌حرمتی عکس همسرش را جلوی او گرفتی، اما او برنامه داد، راه حل داد، دلیل آورد که تو چه افتضاحی به بار آوردی. اما سخن‌های تو فقط تهدید بود و بالاخره هم موفق نشدی ا
و را به سمتی که می‌خواهی بکشی. از وقت کم گفتی و ایراد گرفتی که چهار سال به من توهین شده. یادت رفته که چهار سال رئیس جمهور بودی؟

خودت هم می‌دانی چه کرده‌یی که ستادهای‌ات پر است از آدم‌های بی‌سواد و دخترهای معلوم‌الحال و پسران که از سر بی‌کاری به آن‌جا می‌آید. اما در مورد میرحسین موسوی این را با چشم خودم دیده‌ام که دانش‌جویان کلاس‌های خود را تعطیل می‌کنند تا به ستاد برسند.

تو که این ملت را سرافراز می‌دانی، خوشحال می‌شویم که بدانیم چه کسی آن‌ها را سرافراز کرد



چگونه می شود به آن کسی که می رود اینسان صبور، فرمان ایست داد؟








آزادباش

تبلیغ کثیف، رای‌آورترین تبلیغ

احمدی‌نژاد دو راه برای تبلیغ در پیش گرفته، راه نخست تخریب دیگر کاندیداها است و راه دیگر باج دادن. او نمی‌داند که با راه نخست خودش را خراب‌تر از این می‌کند. متهم کردن و زیر سوال بردن شخص محبوبی مثل موسوی کارش را خراب‌تر می‌کند. احمدی‌نژاد راه دوم را اما به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن اجرا می‌کند. کمک‌های میلیاردی به باشگاه‌های ورزشی، زیاد کردن حقوق نظامیان، کارمندان دولت و ...
اما بی‌شرمانه‌ترین راه این است. برداشتن سهمیه‌ی روزانه برای پشت کنکوری‌های عادی و سپردن تمام و کمال آن به فرهنگیان. یعنی نقض کامل همان کتاب شبه قانون اساسی که به‌استناد به همان کتاب، تحصیل برای عموم رایگان است. فرهنگیان کدام بخش از جامعه هستند؟ معلم، استاد، کارمند آموزش و پرورش، آنان که در کتاب دستی دارند؟ مگر این قشر چه تعدادند؟ مگر این که طبق معمول، بی‌سوادهای بسیجی را در گروه فرهنگیان بچپاند.
در هر صورت این چهار سال اگر احمدی نژاد تظاهر به مهر و آشتی کرد، که نکرد، به خاطر این بود که کارش پیش مردم گیر بود. چون رای می‌خواست و حالا دارد هی از یک گروه می‌گیرد و به دیگری می‌دهد. اما چهار سال بعد، نقطه‌ی انفجار این دولت خطرناک خواهد بود.





آزادباش