آفرین به شهرستانی‌ها!

حضور گسترده‌ی مردم شهرستان‌ها گوناگون، در چهلمین روز درگذشت تعدادی از هم‌وطنان بی‌گناه‌شان، نشان داد که ایرانی‌ها با هر قومیت و اقلیتی و با هر دین و کیشی، همیشه ایرانی خواهند بود. شهرستانی‌ها که اگر انصاف داشته باشیم، باید قبول کنیم که در اطلاع‌رسانی محدودتر از تهران هستند، با حضورشان در کنار مردم تهران نشان دادند که ایران فقط تهران نیست و ایرانی در هرجای دنیا و هر شهر و استانی که باشد ایرانی است.


حالا می‌توان لحظه‌شماری کرد برای طنزنوشته‌ها روزنامه‌های مخالف مردم، به‌خصوص کیهان، که به احتمال زیاد این بار تعداد معترضین را از هفتصد نفری که در نماز جمعه بودند! به چیزی در حدود سیصد تا چهارصد نفر کاهش خواهد داد. که خبرگزاری ایرنا مردم را از وضع موجود در خیابان‌ها ناراحت! توصیف کند. خوب این را که همه می‌دانند. اگر از وضع موجود راضی بودند که به خیابان نمی‌‌آمدند آقایان نابغه!



بدون شک شهرستان‌هایی که دیروز مراسم عزاداری برگزار کرده‌اند بیش‌تر از تعداد زیر است و حتمن در ساعات آینده از شهرستان‌های دیگر هم تصویر خواهد رسید. حتا شاید در برخی جاها کسی نتوانسته باشد فیلم و تصویر تهیه کند. هیچ چیز از ارزش کار این بزرگان کم نخواهد شد و چه بسا با آن همه محدودیت، ارزش بیشتری باید برای‌شان قایل شد.




برخی از فیلم‌های شهرستان‌ها برای بزرگ‌داشت شهدای سبز






باز هم شهید...














آزاد باشیم

هادی غفاری، ، موسوی تبریزی و مهدی کروبی بر مزار شهدا؛ از ورود موسوی جلوگیری شد

بهشت زهرا و مصلی، امروز میزبان مردمی قدرشناس و باغیرت بودند که نشان دادند از خون هم‌وطنان‌شان نگذشته‌اند تا ابد آنان را به یاد خواهند داشت. امروز همه‌ی کسانی که آمده بودند، به همه‌ی دنیا فهماندند که گلوله هرچه‌قدر که بد باشد، بلاخره از این همه خوبی شرمنده خواهد شد و خجالت خواهد کشید که از لوله‌ی تفنگ بیرون بیاید. حالا دنیا می‌فهمد که در ایران، یک نفر تیر می‌خورد، ولی میلیون‌ها نفر درد می‌کشند.






میلیون‌ها نفر امروز عزادار بودند، که بیش‌ترشان با هیچ‌کدام از این شهدا، هیچ ارتباطی نداشتند . نام شهدا را از روی اینترنت شناخته بودند. بهشت زهرای تهران یکی از تاریخی‌ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت. مصلای تهران، برای نختین بار، بدون هیچ‌گوه دعوت و تبلیغی، هزاران نفر را دور و بر خود دید که اگربرخی ناسازگاری‌ها نبود، حالا میلیون‌ها نفر بودند.








کروبی، موسوی، غفاری، تبریزی و این همه مردم آمدند. هرچند که خیلی‌های‌شان حتا نتوانستند بر سر مزار هیچ‌کدام از شهدا بروند، ولی مهم این بود که همه بودند. ندا، سهراب، اشکان، کیانوش و همه‌ی شهدا امروز صدای مردم را شنیدند که: «ما همه هم‌صداییم...سهرابیم و نداییم.» یا «ندای آزادی...سهراب اعرابی.» یا «هم‌وطن شهیدم...راه‌ات ادامه دارد.»



فیلم‌های امروز:






خبرهای امروز


رخساره قائم مقامی در بهشت زهرا دستگیر شد

آزاد باشیم

مکان بزرگداشت چهلم شهدا عوض شد




بهشت زهرا شاید خیلی هم بی‌خطرتر از مصلی باشد. هیچ‌کس نمی‌تواند کسی را به جرم فاتحه خواندن و جمع شدن بر مزار کسی بازداشت یا مؤاخذه کند. شاید فردا متروی بهشت زهرا را ببندند. اما کمی سختی کشیدن برای رسیدن به بهشت زهرا، با مینی‌بوس و اتوبوس هیچ ضرری به ما نمی‌زند. فردا همه هم‌دل می‌شوند. همه مثل هم می‌شوند. برای هم‌دردی با خانوادهایی که فرزند دلبندشان را برادرشان را یا شاید سایه‌ی سرشان را از دست داده‌اند. که بگوییم شما تنها نیستید.



سحام نیوز : مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت ان عزیزان یاد وخاطره شان را گرامی می دارند . به گزارش سحام نیوز به دنبال عدم ارایه مجوز از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی بزرگ دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار جان باختگان حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد وخاطره انان را گرامی می دارند . این مراسم عصر پنج شنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد برگزار می شود .









آزاد باشیم

چهلم شهدای سبز؛ وقت ادای دین فرا رسید

فردا مصلا تهران، منتظر مردم مدیون استو هرکس که خودش را مدیون و هم‌سو با شهدای جنبش سبز می‌داند، فردا برای ادای احترام به مصلای تهران خواهد آمد.هیچ‌کس نمی‌تواند ما را برای ادای احترام به هم‌وطنان بی‌گناه‌مان بازداشت کند. فردا شاید فرصت خوبی نیز باشد برای هم‌دردی با خانواده‌های سوانح هوایی‌یِ اخیر که منجر به مرگ چیزی نزدیک به دویست نفر از هم‌وطنان‌مان شد. فردا به خاطر هرچه شکوهمندتر شدن مراسم‌مان، به یاد روزهایی مه شهدای‌مان زنده بودند، باز هم سکوت می‌کنیم و از هرگونه شعار دادن می‌پرهیزیم. به احترام شهدای‌مان با صدای آهسته اشک می‌ریزیم.

فردا هیچ‌کس برای انتقام راهی‌یِ مصلی نمی‌شود. هیچ‌کس برای شعار دادن و خودنمایی و برای اهداف شخصی به مصلی نمی‌رود. هیچ‌کس برای طرف‌داری از هچ موجود زنده‌یی به مصلی قدم نمی‌گذارد. فردا روز ادا کردن دین است به شهدا و انسان‌هایی که بی‌گناه در زندان هستند، مجروح هستند، مفقود هستند و البته خانواده‌های این عزیزان.









آزاد باشیم

کهریزک تعطیل شد تا هیچ کس آن را نبیند

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - بازداشتگاهی که خبر تعطیلی آن به دستور رهبر معظم انقلاب منتشر شد ، بازداشتگاه کهریزک بوده که استاندارد و شرایط لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان را نداشته است.


با همین یک خط نوشته می‌توان فهمید که چه وضعیت اسف‌ناکی در این بازداشت‌گاه، اگر بتوان اسم آن را گذاشت بازداشت‌گاه، برقرار بوده و چه بر سر زندانیان بی‌گناهی که در این مکان نگه‌داری می‌شده‌اند آمده است. این موضوع نباید فراموش شود که به محض تصمیم گرفتن مجلس، مبنی بر بازدید از این مکان، تعطیلی‌یِ آن اعلام شد. بازداشت‌گاه کهریزک تعطیل شد اما اعلام نشد که چه کسی دستور استفاده از این مکان را داده و چه کسانی در ایم محل زندانی شده‌اند و مهم‌تر این که چه بر سر این زندانیان آمده؟ این شرایطی که دکتر کاظم جلالی، علت تعطیلی‌یِ این بازداشت‌گاه دانسته چه بوده و توسط چه کسی این شرایط فراهم شده؟ این اتفاق زمانی افتاده که فشار بدون درنگ فعالین حقوق بشر در سراسر ایران و حتا در سطح بین‌المللی بر مسئولین امر وارد آمده بود که شرایط این بازداشت‌گاه مناسب نیست.


بلاخره بعد از چندین و چند خبر تلخ، امروز بلاخره یک خبر خوب هم رسید؛ شادی صدر آزاد شد! وکیلی که در جلوی چشمان مردم که البته بیش‌ترشان زنان بی‌دفاع بودند، به سبک قرون وسطی ربوده شد و پس از یازده روز آزاد شد و هیچ‌کس هم طبق معمول پاسخ‌گو نخواهد بود که چرا این‌گونه بازداشت و چرا این‌گونه آزاد کردن؟


در این گیر و دار، آموزش و پرورش هم دارد مدرسه‌ها را بیش‌تر شبیه به زندان می‌کند. نصب دوربین مداربته در محیط آموزشی، چیزی است که احتمالن فقط در مؤسسه‌های محرمانه‌ی تحقیقاتی، جهت به سرقت نرفتن اطلاعات آزمایشی و پژوهشی رواج دارد. نصب دوربین در مدارس، برای کنترل کودکان و نوجوانان، عملی ضد بشری است و مورد قبول هیچ انسان بشردوستی نخواهد بود. کنترل کردن نوجوانان، احتمالن به این دلیل است که مسئولین از رشد فکری و سیاسی‌ی دانش‌آموزان می‌ترسند و تربیت اسلامی را بهانه‌یی برای تجاوز به زنده‌گی‌یِ شهروندان نوجوان قرار داده‌اند.



مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - لیست جدید از بازداشت شدگان
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - احتمال برگزاری مراسم چهلم شهدا قریب به یقین است
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - علی مطهری: اگر فقط یک بازداشت‌گاه تعطیل شود، مسئولین در جاهای دیگر به کارشان ادامه می‌دهند
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - اعمال قانون ضد بشری علیه دانش‌آموزان توسط آموزش و پرورش
قلم نیوز - آیت الله العظمی موسوی اردبیلی: رعایت حقوق افراد بازداشت شده، آزاد کردن افراد بیگناه و دلجویی از خانواده‌های داغدیده



پیوند
آزاد باشیم

کروبی و موسوی؛ هر روز استوارتر از دیروز

شاید خیلی‌ها فکر می‌کردند، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پس از گذشت چندی از انتخابات، با شرایط کنار بیایند و آتش اعتراضات‌شان، نسبت به نتایج انتخابات، فروکش کند. خیلی‌ها انتظار داشتند کروبی و موسوی هم مثل محسن رضایی، به خاطر منافع نظام و خودشان و این که از چشم نظام و سران‌اش نیفتند، با نامه‌ها و بیانه‌هایی از مردم بخواهند که صبر داشته باشند و به مصلحت کشور نیست و تکرار انتخابات قبل و به قولی: «تکرار مکررات.»






اما این بار جایی برای عقب‌نشینی نبود. کروبی که گفته بود این بار بیدار می‌مانم، بیدار ماند و هر روز هم بیدارتر می‌شود. میرحسین موسوی دلاورانه ایستاد و هنوز هم ایستاده. این فرض و گمان که موسوی و کروبی هم از همین‌ها هستند و از این قبیل حرف‌ها به فراموشی سپرده شد. هم‌چنین دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید موسوی و کروبی، فقط برای حفظ منافع‌شان ایستاده‌گی می‌کنند. این دو نشان دادند که با مردم هستند و با همه‌ی کمی‌ها و کاستی‌های ارتباطی، ارتباط‌شان را با مردم قطع نکردند و حتا به مردم و خانه‌های‌شان نزدیک‌تر شدند.

موسوی و کروبی هر روز، به پشتوانه‌ی مردم، پایدارتر و استوارتر می‌شوند و بر خواسته‌های مردم و خودشان تأکید بیش‌تری می‌ورزند. در این بین، شخصیت محبوبی به نام سید محمد خاتمی، که با وجود کوتاه آمدن در خیلی از مسائل در دوران ریاست جمهوری‌اش، باز هم به‌شدت محبوب است، به این دو نفر اضافه شد. فعالیت‌های این نفرات به همراه نفرات دیگری که در کنارشان بودند را به هیچ وجه نمی‌توان گفت که بی تأثیر بوده. به تگاهی به بیانیه‌ها، نامه‌ها و تجمعاتی که توسط این افراد به راه انداخته شد این موضوع کاملن روشن می‌شود:


موسوی و کروبی با حضور در کنار مردم و پیوستن به صفوف خودجوش و بدون برنامه‌ریزی‌یِ اعتراضات، به مردم امید و دلگرمی دادند و البته از مردم امید و دلگرمی گرفتند که تا امروز هم ایستاده‌اند. پی‌گیری‌های پیاپی موسوی و کروبی برای آزادی بازداشت‌ شده‌گان، مجروحان و کشته‌شده‌گان حوادث اخیر و اعتراضات صریح به مقامات بلندپایه که حتا نزدیک‌ترین یاران‌شان جرأت اظهار نظر در مورد افعال‌شان ندارند. نمونه‌ی صریح این را می‌توان در پاسخ کروبی به نامه‌ها‌ی فیروزآبادی و رئیس قوه‌ی قضائیه و سخن‌رانی‌های موسوی در روز پدر و جمع خانواده‌های بازداشتیان مشاهده کرد. برخی از نتایج این نامه‌ها نامه‌های پشت سر هم شاهروی برای رسیده‌گی به وضعیت بازداشت‌شده‌گان و مخالفت پخش اعترافات توسط محسنی اژه‌یی وزیر اطلاعات بود.


آزاد باشیم

حالادولتی وجود ندارد!

اصل ۱۳۶ قانون اساسی
رییس جمهور می‌تواند وزراء را عزل کند و در این صورت باید برای وزیر یا وزیران جدید از مجلس رأی اعتماد بگیرد، و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از هیأت وزیران تغییر نماید باید مجددا از مجلس شورای اسلامی برای هیأت وزیران تقاضای رأی اعتماد کند.


به خواندن این اصل، مشخص می‌شود که ایران در حال حاضر هیچ هیئت دولت قانونی‌یی ندارد (اگر خبر عزل سه وزیر تایید شود). اتفاقی که در طول تاریخ ایران رخ نداده بود، حالا به علل گوناگون، که ناشی از اختلافات میان اعضای دولت است روی داده است. اکنون با نگاهی کوتاه به این چهار سال می‌توان به‌‌خوبی درباره‌ی کفایت دولت نهم حداقل نظر داد، قضاوت را به آن که باید قضاوت کند بسپاریم.

وزرا تنها هشت روز قبل از پایان کا دولت نهم برکنار شدند، طبق قانون با برکنار بیش از نیمی از وزرا در دوره‌ی چهار ساله مابقی وزرا هم خود به خود عزل شده و رئیس جمهور باید هیئت وزرای جدیدی را معرفی کند که این موضوع به علت وقت کمی که به پایان دولت باقی مانده، ممکن نیست. در نتیجه در حال حاضر ایران هیچ دولتی ندارد.

چند روز قبل را به یاد بیاوریم؛ مهدی کروبی در نامه‌یی به وزیر اطلاعات، غلامحسین محسنی اژه‌یی، خواستار این می‌شود که نسبت به واکنش‌های خودسرانه و برخورد غیر انسانی و قانونی با زندانیان بی‌گناه، هم‌چنین نسبت به پخش اعترافاتی که از رسانه‌ها پخش می‌شود، واکنش نشان بدهد. منابع خبری دیروز اعلا کردند که برکناری اژه‌یی می‌تواند با مخالفت صریح وی با پخش اعترافات مرتبط باشد. اکنون باید به مهدی کروبی گفت که توانسته روی برخی مسئولین تأثیرگذار باشد و در عمل نشان داده که پای حرف‌اش هست که تا پایان عمر برای احقاق حق مردم مبارزه خواهد کرد.
خبرگزاری‌ها دیروز خبر از ارسال آمپول و دارو به زندان اوین، به دستور وزیر بهداشت دادند. این عمل در پی اعلام رئیس سازمان زندان‌های کل کشور مبنی بر فوت دو تن از زندانیان( کامرانی و روح‌الامینی) بر اثر مننژیت!!!!! درگذشته‌اند. این اقدام وزیر بهداشت گویا از نظر آقایان تصمیم گیرنده مسخره کردن حساب شده که دیروز خبر برکناری ایشان نیز به گوش می‌رسید که البته هنوز نه تکذیب شده و نه تایید.

البته در مورد سایر اختلافات و وزرای دیگری که شایعه عزل شدن‌شان به گوش می‌رسد نیز حدس‌های نزدیک به واقعیتی می‌شود زد. این که بازی‌ی اسفندیار رحیم مشایی که قرار بود فقط ملت را از حال و هوای اعتراض به انتخابات بیرون بیاورد و البته مردم اصلن به این موضوع محل نگذاشتند، و جلسه‌یی که به قهر و جدل میان وزرا و احمدی‌نژاد در پی این که ریاست جلسه به مشایی سپرده شد. این‌ها مسائلی بود که آقای احمدی‌نژاد به آن فکر نکرده بود. همان‌طور که به خیلی چیزهای دیگر فکر نکرد؛ که اگر می‌کرد الان همه از سوار شدن هواپیما نمی‌ترسیدند.


روزنامه اعتماد ملی - نمايندگان اصول‌گرا در واكنش به ادامه كار دولت پس از خبر عزل وزيران اطلاعات و ارشاد دولت نهم: غيرقانوني است
مجموعه فعالان حقوق بشر - شهادت یک دانش‌جوی دیگر در زندان اوین
مجموعه فعالان حقوق بشر - وضع روحی و جسمی‌یِ حجاریان مناسب نیست
قلم نیوز - درخواست موسو و کروبی از وزیر کشور برای برگزاری چهلم شهدا
سحام نیوز - کروبی: خود را برای اقدامات بعدی آماده کنید
سحام نیوز - عماد بهاور تحت فشار براي اعتراف
سحام نیوز - درخواست عبادی برای سفر بان کی مون به ایرن
سحام نیوز - خبر نگران‌كننده درباره سحرخيز
سحام نیوز - بي‌خبري مطلق از تاج‌زاده


آزاد باشیم

دنیا به احترام مردم ایران ایستاد

صد و ده شهر دنیا به احترام و به افتخار انسان‌هایی از نژاد آریایی فریاد زدند و شعار نوشتند و راه رفتند و به یک‌دیگر یادآوری کردند که مردم ایران، زنده‌ترین مردم دنیا هستند. مردم ایران، مردمی هستند که از جان دادن نمی‌ترسند. شاید تا پیش از این دنیا فکر می‌کردند تنها کسانی در ایران می‌توانند زنده باشند که به سختی‌ها و پایمال شدن حقوق‌شان، عکس‌العملی به غیر از به‌به و چه‌چه نداشته باشند. امروز مردم ایران دنیا را وادار به احترام کردند.




باید تشکر ویژه‌یی از ایرانیانی کرد که در ایران زنده‌گی نمی‌کنند و در حالی که از بسیاری آزادی‌های مدنی و حقوق برخوردارند، باز هم وطن‌شان را از یاد نبردند.




روزهای سخت، تلخ، خوب، هم‌راه با اشک‌ها و لبخندها سپری می‌شود. مردم ایران دنیا را گیج کرده‌اند، که بخندند یا بگریند. برای این همه دلاوری و شجاعت و جسارت کف بزنند، یا برای این همه خون و شکنجه و نگرانی غصه بخورند؟ این نسل، آموزگار خوبی خواهد بود برای تمام دنیا و همه‌ی نسل‌های آینده. ایرانی‌ها جسورترین مظلوم‌ها تاریخ هستند و خواهند ماند.




گزارش‌های تصویری از امروز

















آزاد باشیم

مرگ پشت مرگ، سقوط پشت سقوط

چه کار می‌کنید؟ از این همه مرگ لذت می‌برید با خبرها به گوش‌های‌تان نمی‌رسد؟ هم‌وطنان ما کشته می‌شوند و شما دنبال بازی‌های سیاسی مسخره‌تان هستید؟ حدود 200 نفر انسان بی‌گناهِ بی‌گناهِ بی‌گناه کشته شدند، چون شما بی‌لیاقت هستید. چون کشورمان دست شماهایی افتاده که فقط دوست دارید باشید. این که چه‌گونه بمانید برای‌تان مهم نیست. اگر کف خیابان‌ها پر از خون بشود مهم نیست. اگر هزاران نفر از فرزند و پدر و مادر خود بی‌اطلاع باشند مهم نیست. اگر در عرض دو هفته 200 نفر بر اثر دو سانحه‌ی مشابه بمیرند هم مهم نیست.

به جای این که این همه آدم را آموزش بدهید تا از پست و مقام‌تان دفاع کنند - به هر شکلی - باید نیروی کار ایجاد کنید. بس نیست این همه خون؟ بس نیست این همه بی‌کفایتی؟ هرکس از این شکل مدیریت و سردم‌داران‌اش دفاع کند، انسان نیست! به‌راستی کسی که طرف‌دار این خون ریختن‌ها و این مرگ‌های هوایی باشد، نام انسان به او نمی‌آید. کسی که این مرگ‌ها را ببیند و هیچ عملی انجام ندهد، به‌راستی که نام انسان برای‌اش زیادی است. برای یک زن مصری، ده‌ها نامه نوشتند و صدها نفر را به خیابان ریختند، اما برای هم‌وطنان بی‌گناه ما قدم از قدم برنمی‌دارند.

شک ندارم تا موقعی که ان دولت و این نیروهای بی‌کفایت در رأس کار باشند، پست‌ها دیگری را هم باید به مرگ و خون و شهادت و کشته شن و ... اختصاص بدهیم. کاش مسئولین سازمان ملل معنای آن شعری را که بالای در سازمان ملل نوشته شده می‌دانستند. کاش می‌فهمیدند که این دو بیت شعر، رگ و ریشه‌ی همه‌ی ایرانیان واقعی را نشان می‌دهد.






آزاد باشیم

به یاد شاملو؛ تقدیم به همه‌ی شهدای موج سبز ایران

دختران دشت!

دختران انتظار!
دختران اميد تنگ در دشت بی کران،
و آرزوهای بی کران در خلق های تنگ!
دختران خيال آلاچيق نو در آلاچيق هايی که صد سال!





ــ از زره جامه تان اگر بشکوفيد باد ديوانه يال بلند اسب تمنا را آشفته کرد خواهد...
دختران رود گل آلود! دختران هزار ستون شعله به تاق بلند دود!
دختران عشق های دور روز سکوت و کار شب های خسته گی!

دختران روز بی خسته گی دويدن، شب سرشکسته گی!





ــ در باغ راز و خلوت مرد کدام عشق ــ
در رقص راهبانه ی شکرانه ی کدام آتش زدای
کام بازوان فواره يی تان را خواهيد برفراشت؟

افسوس!

موها، نگاه ها به عبث عطر لغات شاعر را تاريک می کنند.

دختران رفت وآمد در دشت مه زده!
دختران شرم شب نم افتاده گی رمه!
ــ از زخم قلب آمان جان





در سينه ی کدام شما خون چکيده است؟

پستان تان، کدام شما گل داده در بهار بلوغ اش؟
لب های تان کدام شما لب های تان کدام
ــ بگوييد!ــ

در کام او شکفته، نهان، عطر بوسه يی؟

شب های تار نم نم باران





ــکه نيست کارــ

اکنون کدام يک ز شما بيدارمی مانيد

در بستر خشونت نوميدی

در بستر فشرده ی دل تنگی

در بستر تفکر پردرد رازتان تا ياد آن
ــ که خشم و جسارت بودــ

بدرخشاند تا ديرگاه،





شعله ی آتش را در چشم بازتان؟
بين شما کدام
ــبگوييد!ــ

بين شما




آزاد باشیم

ندیده و نشنیده، اعترافات دروغ است

به احتمال قوی، به‌زودی شاهد پخش یک سری برنامه‌های دروغین از صدا و سیما خواهیم بود. همه‌ی مردم آگاه خوب می‌دانند که این‌ برنامه‌ها چه‌گونه تهیه می‌شود و می‌دانند که هیچ ارزش و اعتباری شامل این برنامه‌های پیش ساخته و کارگردانی شده نمی‌شود. علت این امر واضح است:

اعتراف‌گیری به چند صورت ممکن است. نخستین روش این که آقای معترف پس از دست‌گیری به‌یک‌باره تصمیم به اعتراف بگیرد و اعلام ندامت کند که خوب با هیچ عقل سالمی جور در نمی‌آید که پرسش‌ها مهربانانه و محترمانه، به این اعترافات سنگین بیانجامد. دوم این که متهم زیر شکنجه و برای حفظ جان‌اش حاضر به گفتن الفاظی، به‌طور غیر ارادی بشود (که البته هیچ آزادی‌خواهی زیر بار این طرز برخورد نمی‌رود) که آن هم از هر نظر باطل است. و روش‌های پست و غیر انسانی دیگر که بارها از زبان خود زندانیان سیاسی پخش شده.


تنها اعترافی که قانونی و شرعی است، اعترافی است که با توجه به اسناد و مدارک، گفته‌ی شهود عینی و بی‌طرف، دستخط، فیلم و اعتراف طرف دوم یا سوم صور بگیرد. که البته این اعترافات هم فقط در صورتی مقبول است که در ملا عام و در دادگاه و جلوی چشم قاضی و با حفظ حقوق شهروندی صورت بگیرد. اعتراف مشروع باید از زبان متهمی شنده شود که وکیل داشته، حق دفاع داشته، پس از چهل و هشت ساعت مکان نگه‌داری‌اش به خانواده‌اش گفته شده باشد و درست طبق قوانین یک شهروند با او برخورد شده باشد.



یادآوری


؟؟؟؟؟؟؟؟




آزاد باشیم

شنبه؛ روز جهانی‌ی ایران+گنجی آغاز کرد

مردم جهان تصمیم گرفته‌اند شنبه برای حمایت از معترضین جنبش سبز ایران با نمادهای سبز به خیابان بیایند. برای حمایت از مردمی که هیچ کمکی از هیچ کشور خارجی نکردند که هیچ، بلکه از کشورهایی مثل روسیه خواستند تا دست از دخالت در ایران بردارد! مردم ایران تمام دنیا را مات و مبهوت گذاشتند؛ وقتی که در میان این همه شلوغی و در میان این جوی‌های خون، از مسلمانان چینی حمایت کردند. مردم ایران قابل تحسین هستند و این را تمام دنیا، روز شنبه با احسنت گفتن به مردم شجاع ایران، نشان خواهند داد. 



من تا به حالا نشنیده بودم چنین برنامه‌ی بزرگ و هماهنگی برای هم‌راه شدن با یک ملت یا گروه معترض و حق‌طلب در جایی از دنیا بخواهد برگزار شود. این حرکت به عینه نشان خواهد داد که کار مردم ایران چقدر بزرگ است. مردمی علیه این همه خشونت و خونی که دادند، هیچ خشونتی به خرج ندادند به جز آتش زدن سطل آشغال‌های پلاستیکی برای مقابله به گازهای سمی که از طرف کسانی که دلم نمی‌خواهد در باره‌شان حرف بزنم.



اکنو انتخاب کردن آقای رحیم‌مشایی از سوی آقای احمدی‌نژاد را بیش‌تر درک می‌کنم. آقای احمدی‌نژاد خوب می‌داند که آقای مشایی نه در این پست به دردش می‌خورد و نه حتا موافقان‌اش با این انتخاب موافق‌اند. آقای احمدی‌نژاد که چهار سال بر سر زبان‌ها بود، به یک باره از یادها رفت. حتا مردم در خیابان به او بد و بی‌راه هم نگفتند! این برای کسی که چهار سال بر سر زبان‌های منتقدان ایرانی و خارجی بود، حالا جای‌اش را به مردم ایران داده. آری، دنیایی که تا د دو ماه قبل در هر جلسه‌یی به این فکر بود که با آقای احمدی‌نژاد چه کند، حالا به این فکر افتاده که چه‌گونه به مردم ایران کمک کند.






زندانیان سیاسی را آزاد کنید
پاسخ خون‌های ریخته شده را بدهید
به سخن‌های مردم احترام بگذارید
به مردم لقب ندهید و تهمت نزنید






آزاد باشیم

بسیجی واقعی...همت بود و باکری

چرا این شعار پیش کشیده شد؟



برادران باکری، شهید محمد ابراهیم همت و بسیاری دیگر از شهدای انقلاب و جنگ ایران، این روزها ارزش‌های‌شان برای من و امثال من بیش‌تر روشن شد. این که این بزرگ‌واران برای وطن و حفظ استقلال آن جنگیدند، این که این‌ها مردان شجاعی بودند و این که این‌ها جان‌شان را کف دست گرفتند به ارزش‌های این مردان روزگار می‌افزاید. اما به نظر من چیزی که این مقام و منزلت را به این انسان‌ها داده این‌ها نیست. این ارزش و منزلت از نظر من از دو جهت می‌تواند باشد که بعد از این همه سال ذره‌یی از ارزش‌شان کم نشده و حتا معترضین انتخابات را به این واداشته که به یادآوری نام این بزرگان بعضی‌ها را به خودشان بیاورند. نخست این که به خاطر خدا جنگیدند و دوم این که به خاطر مردم جنگیدند و به خاطر باورهای پاک‌شان.




شهید همت‌ها و شهید باکری‌ها از خانواده‌شان دور شدند تا دیگر اعضای هیچ خانواده‌یی از هم دور نشوند. فرزندشان را ترک کردند تا دیگر هیچ پدری مجبور به دوری از فرزندش نباشد. با پدر و مادرشان به اجبار خداحافظی کردند تا هیچ فرزندی با پدر و مادرش به اجبار خداحافظی نکتد. خیلی‌های‌شان مثل برادران باکری حتا جنازه‌شان هم به وطن باز نگشت تا دیگر هیچ‌کس به دور از خانه و کاشانه‌اش نباشد.


حالا چرا این همه از مردم، دل‌شان هوای بسیجی‌ها و سپاهی‌های همان زمان را کرده چیز عجیبی نیست. نماد علت این اعتراضات مشخص است و همه او را می‌شناسند. کسی که به مردم اجازه نداد برای اعتراضات مدنی و حقوقی‌شان بیرون بیایند. کسی که گفت: «ما با هرگونه تجمعی برخورد می‌کنیم.» یعنی این تجمع می‌خواهد مسالمت‌آمیز باشد یا نباشد. آرام باشد یا نباشد. تجمع‌کننده‌گان ایرانی باشند یا نباشند. صادق محصولی، وزیر کشور محمود احمدی‌نژاد است که ضعیف‌ترین رای اعتماد مجلس برای یک وزیر را در تاریخ ایران آورده.






آزاد باشیم

دریای سبز و آرزوی غرق شدن در آن

با تشکر از همه‌ی شهروندان شیرازی که قلم در سپاس‌شان ناتوان است.

این روزهای همه منتظرند. هرکس را که می‌بینی منتظر است. صبر و بی‌قراری در چشم‌ها موج می‌زند. دیگر هیچ‌کس به شلوغی ایراد نمی‌گیرد. دیگر همه عاشق ترافیک شده‌اند. حالا دیگر کسی از صدای بوق نمی‌رنجد. ماشین‌ها بوق می‌زنند و پیاده‌ها نزدیک به هم راه می‌روند. روزهای خوبی است. همه به شلوغی و هرج و مرج نیاز پیدا کرده‌اند. سکوت روح همه را عذاب می‌دهد. صدای الله و اکبر بیش از همیشه گوش را نوازش می‌دهد.

نمی‌دانم نام این نسل را چه باید نامید. اما هرچه هست نسل عجیبی هستیم. نسلی که دیگر شهرستانی بودن و تهرانی بودن را به فراموشی سپرده. نسلی که دیگر نمی‌گوید: «هرکس می‌خواهد بیاید، به حال ما چه فرقی دارد؟» نسلی که فهمیده هرکس به صورت شخصی باید حق‌اش را بخواهد؛ هم حق خودش و هم هحق دیگران! نسلی که نشان داد در میان‌سالی و پیری هم می‌توان دوباره متولد شد. نسلی که نشان داد به حرف این و آن تغییر نمی‌کند هیچ، دیگران را هم تغییر می‌دهد. چه سیاه‌‌‍پوشانی که جامه‌ی سفید به تن کردند و چه سیاه‌رویانی که سفید روی شدند.

تا ابد به این که در این نسل و با این مردم زنده‌گی کرده‌ام به خودم می‌بالم. مردمی که برای آزادی‌ی یک‌دیگر به زندان می‌افتند و برای غم هم‌دیگر غصه می‌خورند. انسان‌هایی که آزادی را برای همه می‌خواهند نه فقط برای خودشان. پاره‌ی تن دیگران را پاره‌ی تن خود می‌دانند. اگر این نسل نسل سوخته است، من عاشق سوختنم.

گویا - گزارشی از تجمع صلح‌‌آمیز شیرازی‌ها
گویا - پیام مهندس موسوی به هواداران‌اش در استان فارس
مجمع روحانیون مبارز -
برابر نص صریح قانون اساسی تنها راه حل برگزاری همه پرسی از مردم است



باز هم ممنون شیرازی‌ها




آزاد باشیم

مشایی فقط هست که باشد؛ او را جدی نگیریم

این که آقای احمدی نژاد برای انتخاب اعضای کابینه‌اش، اعضای فامیل‌اش را انتخاب کرده و بدون شک باز هم این کار را خواهد کرد، برای انسان‌هایی که در ایران زنده‌گی می‌کنند و مسائل روز را دنبال می‌کنند چیز عجیبی نیست. آقای مشایی انتخاب شده تا برخی از کسانی که باید بی‌طرف می‌بودند ولی به‌طرزی غیر اخلاقی و قانونی از احمدی نژاد طرفداری کردند هم بتوانند در نقش منتقد ظاهر شوند. اسفندیار رحیم مشایی کسی است که با نگاهی به سابقه‌اش، راحت می‌توان فهمید که او فقط بوده که باشد.

اسفندیار رحیم مشایی

این مشخص می‌کند ایشان که در رشته‌ی الکترونیک تحصیل می‌کرده، این که باید چه پست و مقامی می‌داشته مهم نبوده و نیست. این مهم بوده و هست که باشد و مقامی داشته باشد. ولی نکته‌ی اصلی این‌جا است که شاید بهتر باشد با معطوف کردن فکر و نگاه روی افرادی که احمدی نژاد در نظر دارد به کابینه یا همان خانواده‌اش اضافه کند، فقط امنیت روانی خود را به خطر خواهیم انداخت. به نظر من بهتر است مسأله‌مان همان باشد که از نخست برای‌‌اش به پا خاسته‌ایم.

این‌قدر زندانی‌ی سیاسی و گم شده و مجروح هست که جایی برای توجه به مانورهای حواس پرت کن دولت نباشد. این‌قدر حق پایمال شده‌ی مردم هست که اعضا کابینه‌ی فامیلی را فراموش کنیم. اکنون شاید راه خوب این باشد که روی مهره‌های ارزشمندی که ما داریم صحبت کنیم. کروبی، موسوی، خاتمی و البته هاشمی مهره‌های کوچکی نیستند. رحیم مشایی فقط یک اسم است و بود و نبودش تاثیری در ما ندارد. این به مجلس باز می‌گردد که حالا باید خودش را به ما ثابت کند. مجلسی که انتصاب مشایی را بی‌حرمتی دانسته، اگر برای این بی‌حرمتی چاره‌یی نیاندیشد، به مردم بی حرمتی کرده.

ایلنا - عباس پاليزدار از زندان آزاد شد. وكيل مدافع عباس پاليزدار از توديع وثيقه 3ميليارد ... با رفع اثر از نامه تعزيرات حكومتي، عباس پاليزدار از زندان رجايي شهر آزاد شد. ... هادي ارمغان با اعلام اين مطلب به خبرنگار ايلنا گفت: موضوع نامه
تعزيرات... کامل بخوانی


گویا -فردا اولین عید خانواده سهراب اعرابی است. طبق سنت باید به دیدارشان رفت. آنهایی که جا ماندند فردا را از دست ندهند. آدرس خانه سهراب اعرابی: شهرک آپادانا، خیابان نرگس، بلوک۳۶، ورودی سوم... کامل بخوانید


گویا - رفسنجانی برای رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی راهی مشهد شد. به گزارش سلام، گفته میشود سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به مشهد برای دیدار و رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بوده که برای زیارت ماه رجب در مشهد بسر می برند... کامل بخوانید




آزاد باشیم

زنان و دختران، سرمایه‌های آزادی



نخست - دیروز در نماز جمعه برای چند لحظه‌یی که مردها ساکت شدند تا استراحتی به گلوی‌شان بدهند، ناگهان همه‌ی گوش‌ها تیز شد. صدایی بسیار رسا و لرزاننده که هرچه خسته‌گی و کوفته‌گی را از تن آزادی‌خواهان برد. صدای بانوان ایرانی بود که می‌آمد. صدای شیرزنانی که تن هر نامردی که دست به روی زنان و دختران بلند می‌کنند لرزاند: «نصر من الله و فتح قریب...مرگ بر این...)





صدا به قدری رسا و بلند بود که حتا سخنان آقای تقوی که از بلندگو پخش می‌شد کمی سخت شنیده می‌شد. این صدا به وضوح و به روشنی صبح واضح بود که از چه چیز برمی‌خیزد. این صدا می‌گفت که اگر پسرم، برادرم، همسرم و یا پدرم را در زندان انداخته‌اید، من که هستم. این صداها هیچ چیز نمی‌خواستند به جز آزادی‌ برای پاره‌‌های تن‌شان. انسان‌هایی که به غیر از اعتراض مدنی هیچ جرمی نداشتند. کسانی که با این همه سختی و نا برابری، باز هم خواستار براندازی اصل نظام نشدند و به جز تغییر و اصلاح هیچ چیز نمی‌خواستند.

حالا زنان ایرانی در صف نخست اعتراضات مدنی و انسانی که خداوند در فطرت انسان قرار داده قرار دارند و چه نیرویی از این فراتر؟ قشری که هیچ حکومتی در تاریخ ایران نخواست تا صدای‌اش از چهاردیواری خانه بیرون برود، حالا دیوارها را با فریادشان خرد کرده‌اند و دنیا را هاج و واج کرده‌اند. کاش آن کسانی که به قدرت چکاق خود می‌نازند، باطوم بر سر زنان می‌زنند و دخترها را ناسزا می‌گویند، ذره‌یی از غیرت این زنان را در وجودشان بیدار کنند.

دوم - عجیب است در مملکتی که حر ابن ریاحی در فرهنگ‌اش نفوذ کرده همیشه برای خراب کردن کسی به گذشته‌اش می‌روند. انسان تغییر می‌کند، اصلاح می‌شود و یا شاید اغفال شود! هاشمی هم انسان است و همه می‌دانند که تغییرش به نفع چه کسی بوده و ضرر چه کسی. آقای هاشمی، به جمع خس و خاشاک‌ها خوش آمدی! من حالا شما را خوب می‌دانم. شما را رهبر خودم، یا نماد ایستاده‌گی نمی‌دانم، اما شما را یک انسان پیشرفته و اصلاح‌‍پذیر می‌دانم.

آزاد باشیم

کیهان...یکه تاز رهروان گل‌آقا!

اگر به روح اعتقاد نداشته باشید، با نگاهی به روزنامه‌ی کیهان (شنبه-27/4/88) بدون شک به آن اعتقاد پیدا خواهید کرد. دلیل این موضوع هم طنز نوشته‌هایی است که به جز گل‌آقا (روح‌اش شاد) از دست هیچ کسی برنمی‌آید. مطالب طنز و خیالی‌ی کیهان آدم را به خنده‌هایی وا می‌دارد که برای چند لحظه آدم را از شرایط موجود و این همه غم و غصه دور می‌کند. البته حالت دومی هم وجود دارد؛ خبرنگاران کیهان مسیرهای ماموریت‌شان را اشتباه می‌روند و یا گوش‌های‌شان ایراد دارد و یا به دلیل حرص و جوش خوردن زیاد سوی چشم‌های‌شان کم شده.

کیهان در مقاله‌ی امروزش به فضای تنش‌آلود اشاره کرد. اما اشاره نکرد که این تنش‌ها را مردمی ایجاد کرند که با حضورشان نماز جمعه را ابهت بخشیدند یا آن‌هایی که جلوی کروبی اشک‌آور انداختند و امامه‌اش را از سرش انداختند؟ یا آن‌هایی که به عبد‌الله نوری ناسزا گفتند یا آن‌هایی که از شب جمعه در صحن دانش‌گاه خوابیده بودند تا هاشمی (که خدا نگه‌دارش باد) را هو کنند؟ یا آن‌ها که هادی غفاری را راهی بیمارستان کردند؟ یا آن‌ها که شادی صدر را ربودند؟

سحام نیوز - نيروهاي لباس شخصي در حاشیه نماز جمعه تهران با حمله به مهدی کروبی به او تعرض کرده و وی را مورد اهانت قرار دادند... کامل بخوانید

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - صبح امروز هنگامي كه شادي صدر همراه چند تن از دوستانش براي شركت در نماز جمعه عازم بودند در بلوار كشاورز تهران به طرز كاملأ غيرانساني دستگير شد... کامل بخوانید



رادیو فرانسه - درحاشیۀ مراسم نماز جمعه، تهران علاوه بردرگیری های پراکنده و متعددی که بین مردم و نیرو های انتظامی رخ داد، مهدی کروبی وهادی غفاری نیز دردو نقطه مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرار گرفتند... کامل بخوانید










کیهان از مردمی دم می‌زند که به حاشیه‌ها توجه نکردند! آقای کیهان! بد نبود اشاره‌یی همه به گردن‌های صد و هشتاد درجه به عقب برگشته‌ی همان مردم هم (زمان سخن‌رانی اقای تقوی) سخن می‌گفتی که بنده خدا ها از بس هاج و واج به جمعیت عظیم پشت سرشان نگاه کردند گردن‌شان داشت خشک می‌شد. جمعیتی که دیروز دور تا دو دانش‌گاه را از داخل و خارج گرفته بود و تا هیچ‌کس نتواند بگوید من آن‌ها را ندیدم.

خدا پدر مخترعین اینترنت را بیامرزد، که اگر اینترنت نبود ما تمی‌توانستیم مطالب روزنامه‌ی پرفروش!!! کیهان که همیشه در باجه‌های روزنامه فروشی موجود است را بخوانیم.


آزاد باشیم

هاشمی...شاگرد ممتاز سیاسیت







خوش بین ترین معترضانی که امروز به نماز جمعه آمده بودند فکر نمی‌کردند که هنگام ترک نماز جمعه، دل‌شان پر شود از محبت نسبت علی اکبر هاشمی بهرمانی. آقای رفسنجانی حالا می‌توانی پشتت را نگاه نکنی، چون پشت‌وانه‌یی به نام مردم داری. پشتوانه‌یی به نام مردم داری که قدرتمندترش فقط خدا است و خلاص!





مردم از صبح زود به خیابان‌های اطراق دانش‌گاه آمده بودند. به خاطر شرایط شدید امنیتی که برقرار بود مردم نمی‌توانستند یک جا جمع شوند یا جایی بایستند یا بنشینند، پس بدون هدف راه می‌رفتند. در چشم‌های مردم یک چیز خوب موج می‌زد؛ خواستن! در دانش‌گاه تهران به روی مردم بسته بود، هنگامی که در باز شد، فقط خودت را می‌توانستی ببری داخل و لباس‌های‌ات؛ البته به شرط سبز نبودن! به محل برگزاری نماز که رسیدیم، همه هاج و واج مانده بودند که این جمعیت کی داخل شده؟ مگر درها بسته نبود؟ ر هز صورت چهره‌ی معترضان را راحت می‌شد شناسایی کرد. حتا برخی با مچ‌بند و سربند سبزِ یا حسین آمده بودند.





مراسم قرآن‌خوانی برگزار شد که مردم با شعور و احنرام و سکوت به آن گو دادند. مراسم مداحی برگزار شد و مردم بلاخره راهی یافتند تا فریاد حسین‌حسین شعار ماست/شهادت افتخار ماست را سر دهند. در دانشگاه برای بار دوم باز شد و جمعیتی عظیم وارد شدند که البته د رمقابل جمعیت خارج دانش‌گاه هیچ بودند. در صحن دانش‌گاه بسته می‌شود و مردم که خیلی‌های‌شان با جا نماز در دست آمده بودند پشت در ماندند. اما این راه ندادن چاره‌ی خوبی برای حفظ آبرو نبود، زیرا صدای لرزاننده‌ی مردم بالا رفت و شعارها شروع شد:

الله اکبر
یا حسین...میرحسین...
موسوی...موسوی...حمایت‌ات می‌کنیم...
موسوی...موسوی...رای منو پس بگیر...
خانم‌ها: نصر من الله و فتح قریب...مرگ براین...
خمینی...کجایی...موسوی تنها شده



بلاخره سخنان آقای تقوی تمام شد و هاشمی وارد شد. صدای جمعیت به‌شدت زیاد است. از دور تا دور دانش‌گاه صدای شعارهایی می‌آید که مشخص است صدای معترضان است.

هاشمی...هاشمی...حمایت‌ات می‌کنیم...
هاشمی...هاشمی...سکوت کنی خائنی...

همه منتظرند....

نخستین جمله‌ی هاشمی مستقیم رو به ولت چین است و اعتراض به کشتار مسلمانان: «مسلمنانا در همه جای دنیا جمعیت مستقلی هستند.» صدای جمعیت ده‌ها بار بلندتر از دفعات پیش است. مردم داخل صحن هم که با هزار دوز و کلک وارد شده‌اند به بیرونی‌ها پیوسته‌اند. در این لحظات این شعارها گفته شد:

بگو مرگ برچین...(با صدایی بسیار بلند)
عزه...فلسطین... چه فرقی داره با چین؟...
مرگ بر روسیه...
روسیه...کودتا..پیوندتان مبارک...

هاشمی از مردم می‌خواهد که به خاطر شرایط امنیتی حاکم در اطراف دانش‌گاه از دادن شعار پرهیز کنند. حالا همه خیال‌شان از بابت هاشمی راحت است. هاشمی به مردم سلام کرد. و مردم هم جواب‌اش را دادند. هاشمی حالا بدون ترمز جلو می‌رود. از شورای نگه‌بان می‌گوید که از فرصت به دست آمده برای جلب اعتماد مردم خوب استفاده نکرد. از صدا و سیما می‌گوید که اصل بی‌طرفی را رعایت نکرد. از مسئولین می‌خواهد که به خانواده‌های عزادار تسلیت بگویند و از آن‌ها دل‌جویی کنند. از تبلیغ‌های غلط قبل از انتخابات می‌گوید. از نیاز قانون به تغییر و تحول می‌گوید. هاشمی محبوب شد. به همین ساده‌گی. محبوب شد چون مردم را خوش‌حال کرد. همین!


نه شرقی...نه غربی...جمهوری‌ی اسلامی...
ندای آزادی...سهراب اعرابی...
ننگ ما...شرم ما...صدا و سیمای ما...
بسیجی‌ی واقعی...همت بود و باکری...

هاشمی از زندانیان سیاسی حمایت کرد. مستقیم و قاطع. و این نقطه‌ی اوج ماجرا بود. هاشمی از نیروهای امنیتی می‌خواهد که با مردم خوش‌رفتاری کنند و از خون‌هایی که پای این انقلاب ریخته شده می‌گوید. مردم را صاحب و بالای همه‌ی مقامات می‌داند و در پایان، هاشمی زیباترین لحظات عمرش را تجربه می کند.


برادر شهیدم...رایتو پس می‌گیریم...
ای خواهر شهیدم...رایتو پی می‌گیرم..
زندانی سیاسی..آزاد باید گردد...


هاشمی...هاشمی...تو نور چشم مایی...
موسوی...زنده باد... هاشمی پاینده باد...
ما اهل کوفه نیستیم...پول بگیریم بایستیم...
سلام بر هاشمی...درود بر موسوی...
موسوی...زنده باد...هاشمی پاینده باد
مرگ بر روسیه...
مرگ برچین...


فیلم‌های نماز جمعه بیست و ششم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت


آزاد باشیم


بخت خوب رفسنجانی




خوش به حالت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی! تو بدون شک بیش از همه می‌دانی که چه روزگار خوشی برای‌اش پیش آمده. خوب می‌دانی که خیلی‌ها و خیلی‌ها آرزوی این را داشتند که هم‌چین فرصتی برای‌شان پیش می‌آمد تا دوباره به اسم و رسم خوب‌شان برگردند.


آقای رفسنجانی خوب می‌داند که این شاید بزرگ‌ترین لحظه‌ی زنده‌گی‌اش، پس از جان سالم به در بردن از ماجررای سوء قصدش ر سال 58 است. خیلی‌های آرزو می‌کنند که حالا جای آقای هاشمی باشند تا مردم نگاهی، هرچند از زیر چشم بهشان بیندازند. کسانی که به خاطر مال و منال و پست و مقام‌هایی که خودشان هم می‌دانستند حق‌شان نیستة مردم را به تکه نانی فروختند. تکه نانی که حالا در گلوی‌شان گیر کرده و هرچقدر سعی می‌کنند آن را پایین ببرند و یا بالا بیاورند نمی‌توانند.

اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از مهم‌ترین ارکان سرنگون شدن حکومت شاه بود. شاهی که دوست‌داشتنی نبود، چون اندیشه‌ها را در زندان نگه می‌داشت، چون به علایق مردم احترام نمی‌گذاشت، چون به دین مردم احترام نمی‌گذاشت، چون خارجی‌ها را به مردم‌اش ترجیح می‌داد، چون خون بی‌گناهانی را ریخت که از دل مردم بودند و شاه رفت چون مردم او را نخواستند. شاه دور انداخته شد چون نفهمید که چراغی که به خانه رواست به مسجد بردن‌اش حرام‌تر از حرام است.

حالا آقای هاشمی بی‌شک تصمیم‌اش را گرفته. سخنان‌اش را در ذهن‌اش مرورو می‌کند و به عاقبت سخنان‌اش هم اندیشیده. عاقبتی که برای او رقم خواهد خورد، فقط برای خودش رقم خواهد خورد. آقای رفسنجانی خوب می‌داند که کسی به پشتوانه‌ی او مبارزه نخواهد کرد و کسی هم از ترس او عقب نخواهد کشید. مردم اکنون به پشتوانه‌ی یک‌دیگر به پا خواسته‌اند. جمعیتی که به‌مراتب با سوادتر، حقوق‌شناس‌تر و جسورتر از هر نسلی در تاریخ ایران هستند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:

قتل یک کول بر بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی

سیاوش اعرابی: پزشکی قانونی علت مرگ را هنوز اعلام نکرده است
یونس آقایان، زندانی اهل حق اعدام شد
بی خبری از وضعیت یک فعال سابق دانشجویی


آزاد باشیم

دولت مرگ های هوایی

نخست- این سقوط‌ها اتفاقی نیست. مرگ پشت مرگ و در این گیر و دار باز هم حادثه‌یی که دیگر خیلی غیر منتظره نیست اتفاق افتاد. سقوط، اما این بار بسیار جان‌کاه‌تر تز پیش. صد و شصت و نه نفر بی‌گناه کشته شدند چون آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد ریشه‌یی پیشرفت کند. صد و شصت و نه نفر بی‌گناه کشته شدند چون دولت انسان‌های بی لیاقت و کفایت را در راس امور قرار داده. صد و شصت و نه نفر بی‌گناه جان خود را که چیزی با ارزش‌تر از آن ندارنداز دست دادند، یعنی هیچ اقدامی برای مبارزه علیه تکرار سوانح قبلی انجام نشده.

انسان‌ها کشته می‌شوند و آقای احمدی‌نِاد دستور می‌دهد که پی‌گیری کنید. این یعنی دفعات قبل را یک حادثه‌ی مهم ندانسته‌اید که حادثه‌یی صدها بار فجیع‌تر از قبل رخ داده است. برای این‌که یک وقت خدایی نکرده به کله‌های مبارک زحمت یادآوری ندهید شاید لازم باشد به یادتان آورده شود:

۱۰ شهریور ۱۳۸۵ (۱ سپتامبر ۲۰۰۶): سقوط هواپیمای توپولوف-۱۵۴ شرکت ایران ایرتور‌ در فرودگاه مشهد. این هواپیما در مسیر بندر عباس-مشهد در حال حرکت بود. این هواپیما حامل ۱۴۸ مسافر بود. در این حادثه ۲۸ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند.

۶
آذر ۱۳۸۵ (۲۷ نوامبر ۲۰۰۶): یک فروند هواپیمای آنتونوف ۷۴ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرودگاه مهرآباد سقوط کرد. در این حادثه ۳۶ نفر کشته و ۲ نفر زخمی شدند.

۵ آذر ۱۳۸۶ (۲۶ نوامبر ۲۰۰۷): یک فروند هواپیمای نظامی اف-۴ فانتوم ارتش ایران به علت نقص فنی در منطقه کنارک چابهار سقوط کرد و دو سرنشین آن کشته شدند.

۱۲ دی ۱۳۸۶ (۲ ژانویه ۲۰۰۸): یک فروند هواپيمای فوکر ۱۰۰ شرکت ايران اير ساعت هنگام برخاستن از باند فرودگاه مهرآباد تهران به مقصد شيرازدچار حادثه شد. اين هواپيما که حدود صد مسافر داشت، قرار بود از
پرواز کند، اما چرخ‌های هواپيما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و بال هواپيما آتش گرفت.

۲۶ فروردین ۱۳۸۷: یک فروند هواپیمای سوخو ۲۴ متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران حوالی ساعت ۱۹ هنگام فرود دچار نقص فنی شد و سقوط کرد. خلبان و کمک خلبان اجکت کردند و سالم ماندند.



۳ خرداد ۱۳۸۷: یک فروند کایت موتوردار نظامی حین بارریزی با چتر سقوط کرد و ۲ سرنشین آن در دم جان باختند.

۱۶ تیر ۱۳۸۷: یک فروند هواپیمای شکاری اف-پنج ارتش ایران در حین انجام مأموریت در پایگاه هوایی امیدیه خوزستان سقوط کرد و خلبان و کمک‌خلبان آن کشته شدند.


۲۷ بهمن ۱۳۸۷: هواپیمای مسافربری ایران ۱۴۰ در حوالی فرودگاه شاهین شهر اصفهان سقوط کرد و تمامی پنج سرنشین هواپیما جان باختند.



در ظهر روز چهارشنبه ۸۸/۴/۲۴ (امروز) نیز یک فروند هواپیمای مسافربری از نوع توپولف متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین که عازم ارمنستان بود دقایقی پس از بلند شدن از فرودگاه امام خمینی تهران در در ۱۲ کیلومتری جنوب قزوین بین منطقه فارسیان و جنت آباد در بخش مرکزی قزوین سقوط کرد که منجر به کشته شدن تمامی ۱۶۹ سرنشین (مسافر و خدمه)این هواپیما شد.


منابع: ویکی پدیا


دوم- او چه کرد؟ و او چه کرد؟


مهدی‌ی کروبی با خانواده‌ی زندانیان سیاسی دیدار کرد.*
* ادوار نیوز - دیدار مهدی کروبی با خانواده‌ احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی و سایر فعالان بازداشت‌شده

دیدار کروبی، موسوی و خاتمی دباره‌ی وضعیت بازداشت‌شده‌گان*
* قلم نیوز - دیدار کروبی، خاتمی و موسوی درباره مسایل سیاسی روز

باید بلافاصله موج بی‌حاصل دستگیری ها خاتمه یابد و دستگیرشدگان آزاد شوند


دکتر بهشتی ـفرزند آیت‌الله بهشتی) نماینده‌ی مشترک کروبی و موسوی برای پیگیری وضعیت بازداشت‌شده‌گان شد*
*هم هیهن -
علیرضا بهشتی: میر حسین موسوی به زودی جبهه سیاسی تشكیل می‌دهد

میرحسین موسوی به همراه زهرا رهنورد با خانواده‌ی سهراب اعرابی دیدار کرد*
* کوردانه -
ديدار ميرحسين موسوی و و زهرا رهنورد با خانواده سهراب اعرابی


این اقدامات اصلاحات بود. ولی هرچه گشتم اقدامی از سوی دولت پیدا نکردم. اقدامی مبنی بر رعایت حقوق مردم. توقف حمله به خانه‌های مردم. حمله به دانش‌گاه ها. حمله به حریم شخصی انسان‌ها. توقف شلیک‌ها. آزاد کردن شخصیت‌های مردمی. تحویل جنازه‌ی کشته شده‌گان و...



آزاد باشیم

ترانه موسوی ناپدید شده

از دل‌خراش‌ترین خوادث کوی دانش‌گاه سال 1378 ربوده شدن و ناپدید شدن فرشته علیزاده است. فرشته علیزاده که پس از ده سال هیچ خبری مبنی بر بازداشت، قتل و یا زنده بودن او ثابت نشده. حالا که کم‌‌کمک می‌توان فهمید بر سر فرشته علیزاده چه آمد.






ایران پرس نیوز - يکي از دستگيرشدگان هفتم تير 88 با نام «ترانه موسوي» متولد 1360 در وضعيتي نامعلوم به سر مي‌برد. يک ناشناس پس از نزديک به سه هفته، در تماسي تلفني با مادر او گفته است که ترانه به دليل پارگي رحم در بيمارستان امام خميني کرج بستري‌ست اما خانواده او پس از مراجعه به اين بيمارستان نيز نتوانستند از فرزندشان خبري بگيرند.
ترانه موسوي هفتم تير 88 در اطراف مسجد قبا در خيابان شريعتي تهران از سوي مأموران حکومتي دستگير شد. پس از گذشت نزديک به سه هفته، افرادي ناشناس با مادر او تماس گرفته و از بستري بودن او در بيمارستان امام خميني کرج خبر دادند. اين افراد تصادف در حومه خيابان شريعتي و پارگي رحم و مقعد را دليل بستري بودن وي در بيمارستان عنوان و تأکيد کرده‌اند بستري‌شدن او ربطي به تجمع مسجد قبا ندارد. آن‌ها گفته‌اند ترانه مشکل ناموسي داشته است و به همين دليل مي خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق‌آويز کند. خانواده‌اش پس از مراجعه به آن بيمارستان، نتوانستند او را ببينند و مسوولان بيمارستان گفته‌اند که شخصي با اين نام در آن‌جا بستري نيست. يک شاهد عيني که روز هفتم تير دستگير شده بود، مي‌گويد: « نيروهاي ضد شورش و لباس شحصي روز هفتم تير من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون‌هايي به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخي از دستگيرشدگان را در همان بعداز ظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. او دختري زيبا، خوش‌اندام و شيک‌پوش بود و بازجويي‌اش از همه بيشتر طول کشيد. چشم‌هايش سبز بود. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادي ما به جاهاي ديگري فرستادند. اما نيروهاي لباس شخصي ترانه را همان‌جا نگه داشتند و حتا به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگيرد.»
پدر ترانه موسوي ناراحتي قلبي دارد و پس از ناپديد شدن تنها فرزندش در خانه بستري شده است.


آزاد باشیم



فقط همین را برای‌ات دارم

برادران و خواهران‌مان شهید شدند، چون حق‌شان را می‌خواستند. اما به جای‌اش گلوله گرفتند. آن گلوله‌ها هرچه بود حق‌شان نبود. حالا این شعار خیلی شنیده می‌شود که «برادر شهیدم رای‌تو پس می‌گیرم.» یا «ای خواهر شهیدم رای‌تو پس می‌گیرم.» اما آیا پس گرفتن رای، مهم‌تر از ادامه دادن راه است؟

شاید هیچ‌کدام از این کشته‌ شده‌گان شخصیت سیاسی‌ی درجه یک یا مردان و زنان سیاسی نبودند، ولی هرچه بودند بهای سنگین‌تری پرداختند نسبت به کسانی که چند باطوم به تن‌شان خورد و به خاطر اشک‌آور، چند دقیقه چشم و دهان‌شان سوخت. این‌ها جان‌شان را پرداخته‌اند. نه این‌که با این هزینه رای‌شان را یا حق‌شان را پس گرفتند. بلکه خواسته یا ناخواسته هزینه‌ی هنگفتی پداختند برای به خواب نرفتن ما. خوابی که اگر بر انسانی غلبه کند، هیچ تضمینی برای بیدار شدن‌اش نمی‌دهد و فقط لذت قبل از خواب را به او می‌چشاند.

حالا دو راه مانده. تحریم دوباره و سکوت کردن تا اتفاقی دیگر مثل این. یا این‌که گفتن و شنیدن و اندیشیدن برای این‌که دیگر در سوگ کسی به خاطر هم‌چین رویدادهایی ننشینیم. حالا باید یکی را انتخاب کنیم. تحریم انتخابات‌های آینده و بازگشت به دوران قبل از انتخابات. یا این‌که با گفت و شنود و اندیشیدن و آگاه شدن و آگاه کردن، از بیماری انتخابات‌های آینده جلوگیری کنیم؟

انتخاب با ما است. حتا این انتخاب هم با ما بوده. البته این نظر شخصی‌ی من است. چون کسی را که ما انتخاب کردیم همه شناختند. کسی که لیاقت انتخاب را داشت شناخته شد. همه فهمیدیم که کدام با ما هستند و کدام نیستند. کدام برای ما با ما هستند و کدام به‌خاطر خودشان با ما بودند.

اکنون ما هر کشته‌یی که هویت‌اش مشخص شده را به خاک نمی‌سپاریم، به یاد می‌سپاریم تا از هدف‌مان دور نشویم.


تشییع پیکر شهید سهراب اعرابی







آزاد باشیم

نان، خون و غمی دوباره و همیشه‌گی

ای شکنجه‌گر! آیا این یک لقمه نان و خونی که سر سفره‌ات می‌گذاری این‌قدر لذیذ است؟ آیا این همه که بر سر و صورت و او کوبیدی خسته‌گی‌ی همه‌ی زنده‌گی‌ی فلاکت‌بارت را از تن‌ات برد؟ آیا این همه داغی که روی دل مادر و پدرش گذاشتی سردی‌ی زنده‌گی‌ی بی‌روح‌ات را جبران کرد؟ بزن. بکش. ولی بدان که هرکسی لیاقت ندارد این‌طور بمیرد. تو این‌طور نخواهی مرد. تو زیر شکنجه نخواهی مرد، مگر به شکنجه‌ی دوستان خودت. زیر شکنجه‌ی ظالم مردن از صد سال زیر سایه‌ی ظالن بودن بهتر است.

بیش از این توان نوشتن ندارم. باز هم غمی بزرگ و همیشه‌گی.


هرگز از مرگ نهراسيده ام،
اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود.
هراس من – باري- همه از مردن در سرزميني ست،
كه مزد گور كن،
از بهاي آزادي آدمي
افزون باشد.


**
جستن،
يافتن،
و آن گاه،
به اختيار بر گزيدن،
و از خويشتن خويش،
بارويي پي افكندن-

اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش تر باشد،
حاشا حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم.


روز آنلاین - جنبش اعتراضی مردم ایران در ابتدای تابستان سال 1388 دومین شهید خود را یافت جوانی نوزده ساله در حالی که مادرش در پشت در زندان اوین زاری می کرد و از وی خبری می خواست کشته شد. در اخباری که در این باره به سرعت در دنیای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زیر شکنچه کشته شده است.
خبر مرگ سهراب اعرابی ظهر دیروز به گوش مادرش رسید و وی که قبلا فیلمی از سرگردانیش در یوتیوب گذاشته شده بود با ناباوری با این خبر روبرو شد. خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند که خبر را به گوش عالم برسانند. ساعتی بعد از جمله حماسه هائی که در اینترنت به نام سهراب منعکس شده یکی هم شعری بود از زبان ندا آق سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی.
سهراب اعرابي 19 سال و هم در فعالیت های انتخاباتی این دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد فعال بود. وی که سال آخر دبيرستان را می گذراند و براي امتحان كنكور آماده می شد از روز سی ام خرداد دستگیر شد و به مكان نامعلومي انتقال یافت.
بعد از پيگيريهاي پي در پي سه روز بعد خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است. مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود. با وجود اين كه اين مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد مي شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.
دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته اند که فردا بعد از تحویل جنازه او در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است.

بالاترین - ویدیو مادر سهراب اعرابی مقابل زندان اوین ۱۶ تیر


آزاد باشیم



نگرانی

بازداشت پشت بازداشت. اگر به‌طور فرضی برای هر یک نفر که بازداشت می‌شود دَه خانواده‌ی نگران در نظر بگیریم و اگر تعداد هر خانواده‌ی نگران را چهار نفر فرض کنیم، هم‌چنین اگر نفرات بازداشت‌شده را حدود دو هزار نفر ( فقط در تهران) گمان کنیم، آن‌وقت حتمن می‌فهمیم که چه‌ روزگار نگران‌کننده‌یی داریم! این اعداد در کم‌ترین حالت ممکن در نظر گرفته شده و به رقمی در حدود هشتاد هزار نفر خواهیم رسید. یعنی هشتاد هزار نفر شب و روز ندارندو هشتاد هزار نفر خواب و آرام و خوراک ندارندو یعنی هشتاد هزار نفر از صبح تا شب چشم به در خانه‌شان هستند. یعنی هشتاد هزار نفر زنده‌گی‌شان در هم ریخته است. هشتاد هزار نفر نگرانند و بمانند آن‌ها که به لطف چوب و چماق و گاز اشک آور و گاز فلفل و خردل و چندین روز است گه زنده‌گی عادی ندارند. وقتی شخصیت‌های سیاسی و رده بالا ناپدید می‌شوند و خانواده‌های‌شان در جست‌و‌جوی‌شان به این زندان و آن بازداشت‌گاه می‌روند، چه بر سر بی‌گناهانی می‌آید که نام و نشان‌شان را جز خانواده‌شان هیچ‌کس نمی‌داند؟

سحام نیوز - متن کامل نامه مهدی کروبی به هاشمی شاهرودی:
بسه تعالي
حضرت ايت الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام
همانطور كه مي دانيد اصل جمهوريت از اصول اساسي نظام است و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه جرياناتي با راي و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد مي بردند و به قول مرحوم آيت الله نائييني... کامل بخوانید

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - فراد بازداشت شده در روز 18 تیر، امروز به زندان اوین منتقل شدند، هم چنان از تعداد و هویت اکثر افراد بازداشت شده اطلاعی در دست نیست. تعداد افراد منتقل شده به زندان اوین بر اساس گفته شاهدان عینی، کمتر از 150 نفر اعلام شده است... کامل بخوانید

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - در ادامه گزارش ویژه مجموعه با نام "خرداد خونین" که در تاریخ 14 تیرماه منتشر شد و اسامی 700 بازداشتی و 34 جانباخته را به همراه داشت، لیست 55 نفره ذیل بعنوان لیست تکمیلی شماره 1 از افراد بازداشت یا شناسایی شده اخیر منتشر می شود... کامل بخوانید

خدایا!

مجموعه فعالن حقوق بشر در ایران - کیم جونگ ایل، دیکتاتور بدنام کره شمالی چهره ای ناشناخته برای شهروندان جهان نیست، حکومت او یکی از اقتدارگراترین حکومت هایی است که در قرن بیستم قدرت را به دست گرفته و بر مردم حکمرانی کرده است. او به شدت از آزادی بیان، آزادی اندیشه و اندیشمندان هراس دارد و هر صدای مخالف یا منتقدی را در گلو خفه می کند. دیکتاتور کره شمالی برای سرکوب صدای مخالف به خشن ترین ابزار یعنی قتل متوسل می شود و برای مهار هر اعتراضی که به ندرت ممکن است در کره شمالی رخ دهد، ارتش و نیروهای نظامی را به خیابان ها می کشاند... کامل بخوانید





اشتباه نکنید، متن بالا مقاله‌یی در مورد وضعیت کره‌ی شمالی نیست. نقد کیم جونگ ایل، دیکتاتور بی‌رحم و شرف هم نیست. بلکه نامه‌یی است از جمعی از زندانیان زندان اوین که مجکوعه فعالان حقوق بش در ایران آن را منتشر کرده و با مقدمه‌یی راجع به دیکتاتوری‌ی مطلق کره‌ی شمالی آغاز می‌شود. این که در اوین بر این زندانیان که خیلی‌های‌شان مردم عادی نیستند، چه گذشته و می‌گذرد که به یاد این دیکتاتوری‌ی بی‌رحم و غیر انسانی افتاده‌اند، باید روزی نشست و تمام و کمال ازخودشان پرسید.





دلم برای نادر ابراهیمی تنگ شده بود. جلد هفتم آتش بدون دود را باز کردم. این صفحه اتفاقی آمد. تقدیم به همه‌ی ستاره‌ها...







حال، به تو نگاه می‌کنند؛


همه‌ی مردم با ایمان


همه‌ی مبارزان


همه‌ی آن‌ها که مشتاق ورود به میدان


به خاطر ورود به آزادی هستند،


به تو نگاه می‌کنند.


کاری کن که شکسته‌ی دل‌شکسته‌ات نبینند


کاری کن که دو تا شده‌ی بسیار خسته‌ات نبینند.


مارال بجنگ!


التماس می‌کنم بجنگ!


...»










آزاد باشیم