عاقل‌ها می‌دانند؛ حجاریان آزاد نشد!




دیگر بر همه روشن است که دست‌گیری و بازداشت و انفرادی‌های چند هفته‌یی و گرسنه‌گی دادن و بی‌خوابی دادن‌ها فقط و فقط برای اعتراف گرفتنِ زوری بوده وگرنه سعید حجاریانِ عزیز پس از اینکه از وضعیتِ جسمی‌اش سوء استفاده‌ی سیاسی شد و از عدمِ قدرتِ تکلمِ کافی‌اش برای اهدافِ یک گروهِ خاص استفاده شد بعد از این همه توهین و ناروا به همین راحتی آزاد نمی‌شد. وثیقه‌ی دویست میلیونی‌یِ جنابِ حجاریان با ما سخن می‌گوید از عدمِ آزادی‌یِ آقای حجاریان که باید بدونِ قید و شرط باشد، چرا که جای اندیشه زندان نیست.

ضمنِ خوش‌حالی‌یِ بی‌اندازه از این که ایشان در کنارِ خانواده‌ی شجاع‌شان هستند باید ابرازِ تأسف کرد که چنین انسانی مقاوم که با توجه به شرایطِ جسمی‌یِ خاص‌اش خوب و جانانه مقاومت کرد و روزها و روزها اعتراف بگیرها را دستِ خالی گذاشت و در نهایت هم در بیدادگاهِ نمایشی توهین‌کننده‌گان را به آن مضحکه و مسخره‌گی وادار کرد، این همه روز دور از خانواده و جامعه و در بی‌خبری‌یِ کامل نگه‌داری شود تا فقط چند برنامه‌ی زشت و زننده‌ برای صدا و سیمای ننگین ساخته شود.

سعیدِ حجاریان سمبلِ بی‌آبرو کردنِ اعتراف بگیرها است و هر خبری که در آرشیو‌ها خبری از زمانِ بازداشت‌اش موجود است نشان از مقاومت و مظلومیتِ وی دارد و سعیدِ حجاریان لکه‌ی ننگی بر جامه‌ی سیاهِ دروغ‌گوها خواهد ماند. با حمایتِ حجاریان‌ها، همان‌گونه که در دورانِ زندان‌شان حمایت می‌شدند آن‌ها را دل‌گرم و امیدوار می‌کنیم و کمک می‌کنیم تا دورانِ بدِ زندان را فراموش کنند و به امیدِ حضرتِ حق دیگر پای‌شان به اوین و اوین‌ها نرسد. خوش آمدی آقای حجاریان!


هرانا -  بازجویی از مرتضوی و قضات مشهور در رابطه با پرونده‌ی کهریزک
هرانا - نامه افشاگرانه همسر یکی از قربانیان سناریوی گرداب
هرانا - اجازه تجديد چاپ كتاب هاي صادق هدايت را نمي دهند
هرانا -  نوزاد فروشی با قیمت هایی از سه تا 10 میلیون تومان
هرانا - بیش از 10 میلیون سایت و وبلاگ فیلتر شده است
نوروز- دکتر سعید حجاریان آزاد شد
نوروز -آیت الله العظمی منتظری:حكومتى كه‏ در آن منتقدان در زندان و‏ ‏مداحان تملق گو مورد تکریم باشند به سعادت نخواهد رسید
نوروز - موسوی: جنبش اعتراضی مردم بیش از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است
نوروز - اعتراضات دانشجویی این بار در دانشگاه خواجه نصیر
نوروز - اعتراض انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به ادامه‌ بازداشت و تهدید روزنامه‌نگاران



آزاد باشیم



 

آقای دولت! به جهنمِ مهرماه خوش آمدی



باز هم تهدیدها و هشدارها بی‌اثر ماند و با گذشتِ فقط چند روز از بازگشایی‌یِ دانش‌گاه‌ها و در روزهایی که به قولِ دانش‌جویان کلاس‌ها "تق و لق" است، در دو دانش‌گاهِ بزرگِ کشور دو تجمعِ اعتراضی با حضورِ هزاران نفر برگزار شد و مهمان‌هایی که هیچ‌کس منتظرشان نبود مجالی برای خودنمایی نیافتند. در یک ماهِ اآخری که به آغازِ سالِ تحصیلی مانده بود دئلتِ غیرِ منتخب دست به تهدیدها و ترعیب‌های زیادی زد تا از اعتراضاتِ دانش‌جویی شاید کمی بکاهد اما در این دو روز خیلی چیزها ثابت شد.

دانش‌جویان در این دو روز نشان دادند که دانش‌گاه جای هر کسی نیست و هر شخصی که به مقامی رسانده می‌شود شایسته‌کی‌یِ این را ندارد که در دانش‌گاه بایستد و برای دانش‌جویانِ فهیم و باشعورِ ایرانی دروغ‌گویی کند و حرف‌های صد تا یک غاز تحویل بدهد. همین دانش‌گاهِ تهران بود که در اوجِ اعتراض به خاتمی هزاران دانش‌جو را پای سخن‌رانی‌اش کشید. دانش‌جویان این را هم نشان دادند که کسی که مورد اعتراض قرار می‌گیر هم باید لیاقتِ این را داشته باشد که صدای دانش‌جویان را از نزدیک بشنود.

بدونِ شک در همین یکی دو روز چندین دانش‌جو بازداشت شده‌اند و باز هم بازداشت خواهند شد. چندین دانش‌جو به کمیته‌های انظباطی یا همان حافظِ منافعِ دوئلت در دانش‌گاه‌ها احضار و تهدید شده‌اند. تهدید به اخراج و تعلیق و شاید هم بازداشت. اما همه‌ی این‌ها ذره‌یی از اعتراضات نخواهد کاست و ایرانی تا پاسخ نگیرد آرام نخواهد شد.


مجموعه‌ی فیلم‌ها امروزِ دانش‌گاهِ شریف


هرانا - محكوميت يك وكيل دادگستري به 28 ماه حبس
هرانا - صدور حکم 5 سال حبس تعزيري براي کيوان اميري الياسي
هرانا - فشارهای شدید بر دانشجویان دختر خوابگاه های دانشگاه تهران
هرانا - اعتراضات دانشجوی دانشگاه شریف در آینه رسانه ها
نوروز - حمایت 310 فعال سیاسی و مدنی از فراخوان شجاعانه آیات عظام منتظری و صانعی
نوروز -کیهان در جستجوی " بیانیه نویس" حزب مشارکت!
نوروز -فخرالسادات محتشمی پور خطاب به همسر حسین نورانی نژاد:به شما افتخار مي كنيم
آینده - پشت پرده تصاحب مخابرات توسط برخی نهادها




آزاد باشیم

موسوی و کروبی؛ چنین است آئینِ جان بر کفی



نامه‌ی مهی کروبی یه اکبر هاشمی‌یِ رفسنجانی پر از نکاتى است که سنرِ مردودیتِ اکبرِ هاشمی‌ را در امتحانِ مردم‌داری و جان‌سپاری برای مردم تأیید می‌کند. کروبی تاخته و خوب تاخته و هیچ چیز را از قلم نینداخته از تمجیدِ آیت‌الله دستغیب و اعتراض به جفا در حقِ قانونی‌یِ ایشان گرفته تا یادآوری‌ی به هاشمی که زمانی از کسی نمی‌ترسیده. نامه‌ی کروبی نشان از این ارد که وی نه تنها یک گام هم از مواضعِ مردم و خود عقب نگذاشته بلکه با سرعتی بی‌نظیر در حالِ تاختن و جلو رفتن است.



میرحسین موسوی در بیانیه‌ی سیزدهم‌اش دو چیز را نشان داد. یکی این که هم‌چنان بر خواستِ مردم استوار است و به دنبال آن‌چه است که مردم می‌خواهند. میرحسینِ موسوی با ادب و نزاکتِ خو پاسخِ همه‌ی بی‌احترامی‌های کیهان‌صفتانه را می‌دهد و این نمکی است بر زخم‌های کاری‌یی که مردم بر زورگویان وار کرده‌اند. موسوی همواره بر دوری از خشونت تأکید می‌کند بر آرامش تأکی می‌کند و بر رسیده‌گی به خواسته‌های مردم. موسوی تا به حال به هیچ‌کس اهانت نکرده و در سخت‌ترین شرایُ متانت و ادب خود را حفظ کرده است و این آرزو که با بد‌دهان‌ها دهان به دهان شود را بر دلِ بی ادبان گذاشته است!

نامه‌ها و بیانیه‌های موسوی و کروبی در بحرانی‌ترین لحظات بدجوری سر زیرِ برف کردن‌ها را زیرِ سوال می‌برد و امید را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد. این همه تهدید و ترعیب و تخریب و این ایستاده‌گی و دلاوری چیزی را به جز جان بر کفی و مردانه‌گی نیست. کروبی ترس را در خودش کشته و این به کشتارِ دسته‌جمعی‌یِ وحشت و رعب در دلِ مردم بسیار کمک کرده و خواهد کرد.موسوی بذرِ آرامش را در دل‌های مردم کاشته و این بذر خیلی زود به جوانه و ساقه تبدیل شده. شاید اگر کسانِ ذیگری جایِ کروبی و موسوی بودند و این‌طور خود را به مردم نزدیک نمی‌کردند، حالا مردم این‌طور آرامش نداشتند و خشونت دوطرف می‌شد اما این خشونت یک‌طفه باقی ماند و تا ابد هم باقی خواهد ماند.


موج سبز آزادی - مهدی کروبی در نامه‏ای دیگر به هاشمی رفسنجانی: ممتازترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی به نهادی بی‏اثر تبديل شده‏است
موج سبز آزادی - بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد: میرحسین موسوی: خشونت چاره‏ساز نیست
هرانا - وضعیت بد جسمی هنگامه شهیدی در زندان اوین
هرانا دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید حبیبی برگزار شد
هرانا - بازداشت یک وبلاگ نویس
هرانا - محکومیت یکی از متهمان حوادث اخیر
هرانا - دستگیری تعدادی از دانشجویان توسط گارد ضد شورش
هرانا - استمداد والدین یك جوان دستگیر شده پس از ده سال بی خبری!
هرانا - نوجوانی دیگر در آستانه اعدام





آزاد باشیم

مخابرات مدت‌ها است متعلق به مخابرات نیست!






یکی از خبرهای داغِ امروز واگذاری‌ یا همان فروشِ اجباری‌یِ سهامِ عمده‌ی شرکتِ مخابرات به سپاهِ پاسداران بود. این خبر خیلی‌ها و به‌ویژه کاربرانِ اینترنت را نگران کرده؛ که از این به بعد کنترل و شنود و ردگیری‌یِ کاربرانِ اینترنت شروع می‌شود، غافل از این که ایم امر مدت‌ها است در جران است و تنعا اتفاقی که افتاده این است که از این پس پولِ هنگفتی به حابِ سپاهِ پاساران ریخته می‌شود.

در اختیار داشتنِ مخابرات و وسایدل ارتباطی در ایران به امروز و دیروز و پارسال بازنمی‌گرد. مگر موجِ دست‌گیری‌یِ وبلاگ‌نویان را یاتان نیست؟ مگر قطع شدنِ پیام کوتاه در روزهای قبل و بعد از انتخابات ا یادتان نیست؟ این‌ها زمانی اتفاق افتاد که مخابرات به‌ظاهر در اختیار مخابرات بود. علتِ این امر بیش‌‌تر به‌منظورِ اهدافِ مالی به نظر می‌رسد تا امنیتی. خوب از آن جا که شرکتِ مخابرات بسیار پر درآمد است و از آن‌جایی که تک‌خوری در ایران معنا ندارد! این اتفاق افتاده است.

دولت تا جایی که توانسته کنترل کرده‌، فیلتر کرده، پلمپ کرده، اما هیچ اثری روی اطلاع‌رسانی و تبلیغِ موجِ سبز نگذاشته، یعنی نتوانسته که بگذارد. روزنامه‌های اصلاح‌طلب یا مانند اعتمادِ ملی و صدای عدالتِ و روزنامه‌های پیش از این یا تحتِ فشار هستند یا توقیف می‌شوند. سایت‌ها که به‌صورتِ گروی فیلتر هستند و کم‌تر سایتِ مربوط به جنبشِ سبز یا اصلاحات است که فیلتر نیست. یاهو مسنجر و نرم‌افزارهای تبادل اطلاعات و حتا در برخی موافقع ایمیل‌ها هم مسدود می‌شوند. اما باز صدها هزار نفر روزِ قدس را سبز می‌‌کنند.

جنبشِ سبز میلیون‌ها نفر را در خود جای داده. چه در ایران و چه ایرانی‌های خارج‌نشین. چون این جنبش ستادِ مرکزی ندارد. رهبرِ رسمی ندارد و چون از دلِ مردم برمی‌آید، هیچ نیروی سرکوب‌گری نمی‌تواند آن را خدشه‌دار کند و هرگونه سرکوب و بازداشت و توقیف برعکس به تعدادِ اعضای آن و می‌افزاید و آن را رونقِ بیش‌تر می‌بخشد.


هرانا -  هجوم به دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان و تخلیه اموال انجمن
  هرانا - تعلیق 13 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان
هرانا - صدور حکم جلب برای کاوه رضایی
هرانا -  فاطمه ستوده آزاد شد
هرانا - حال سعید متین پور وخیم است است
هرانا - خانواده‌های بازداشت‌ شدگان نگران فرزندان خود
نوروز - متن بدون سانسور مصاحبه با دکتر محمدرضا خاتمی: مشارکت یک تفکر است که بذر آن در دل جامعه پاشیده شده. آقایان اشتباه می‌کنند! این ما هستیم که به دنبال مردم می‌رویم نه آنها به دنبال ما!
نوروز - واقعیت ماجرای تکذیب امضای نامه 293 نفر چیست؟
نوروز -  مهر 88اطلاعیه مادران داغدار: پس از سه ماه چرا هیچکس به عنوان آمر یا عامل کشتارو زندان و شکنجه و تجاوز به فرزندان بی دفاع و بی گناه ما معرفی نمی شود
نوروز - محتشمی پور خطاب به دادستان تهران: پ‍ژمردگی را بیش از این بر گل های این گلستان مپسندیم
نوروز - اعتراف رسانه‌های مخالف اصلاحات به ایستادگی تاج‌زاده در زندان


آزاد باشیم 

افتی در کار نیست، جنبش سبز تا ابد آماده‌باش خواهد بود




یکی از امتیازاتِ جنبشِ سبز در برابر مخالفان‌اش یا همان کودتاچیان این است که بیش‌ترِ شایعه‌ها، اخبار، افشاگری‌ها، برنامه‌ها تجمع‌ها و همه‌چیزِ جنبش از رده‌های پایین به بالا القا می‌شود. برای نمونه می‌توان به برنامه‌هاب بهشت زهرا روز قدس اشاره کر که از تبلیغاتِ کوچک و ریزِ مردمی شروع شد تا رسید به دعوتِ سرانِ جنبش و حضور گسترده در برنامه‌ها. جنبش سبز بسیار حرفه‌یی‌تر از گذشته عمل می‌کند و به‌جای تظاهراتِ پراکنده و کم جمعیت با استفاده از ابزارهای حریف هم هزینه‌ی حضو را پایین می‌آورد و هم امکانِ حضور را گسترده‌تر می‌کند. همین‌طور که گویت دعوت‌ها و تبلیغ‌ها برای روزِ سیزدهم آبان شروع شده.

اما دوری‌یِ فیزیکی ار صحنه‌ی اعتراض ـاعتراضِ خیابانی) هیچ نشانی بر کم‌رنگ شدن تا تضعیف شدنِ جنبشِ سبز نیست. همان‌طور که در روزِ قدس هم همه‌ی دنیا دیدند و آثارش را در صندلی‌های خالی‌یِ سالنِ سخن‌رانی‌یِ سازمانِ ملل هم دیدند، جنبشِ سبز با یکی دو ماه دور شدن از خیابان کوچک‌ترین ضعفی را نپذیرفته و مردم هر وقت که لازم بدانند بدونِ هیچ ترسی از تهدید و ترعیب به خیابان می‌آیند؛ جایی که جنبشِ سبز از آن‌جا روییده.

جنبشِ سبز تا ابد آماده‌باش است. جنبشِ سبز نیامده که فقط هر از چند گاهی به خیابان بیاید و شعار بدهد و چند بازداشتی بدهد و به خانه برگردد. جنبش سبز هروقت که لازم باشد بدونِ هیچ برنامه‌ی قبلی به خیابان خواه آمد، هروقت لازم باشد سکوت می‌کند، هر بار هم که لازم باشد فریاد می‌زند. پس با دو هفته خانه نشستن و چند روز بیانیه ندادنِ موسوی و خاتمی و کروبی این فکر به ذهن‌مان نیاید که جنبشِ سبز شکست خورد و ضعیف شد و از این جور قتواهای عجولانه!


هرانا - محکومیت یک دانشجو به ۳۲ ماه حبس
هرانا - ممنوعیت از تحصیل 45 دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان
هرانا - قانون كار ايران مستعد برده‌كشي از كودكان است
نوروز - بیانیه شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی
نوروز - وضعیت نگران کننده بهمن احمدی امویی
نوروز - بازداشت یکی از فعالان ستاد کروبی در خرم آباد



آزاد باشیم

کسی به خاطر شما زندان نرفته آقای احمدی‌نژاد!



خواسته یا ناخواسته، آقای احمدی‌نژاد یک حرفِ از زبانِ آقای احمدی‌نژاد شنیده شد: »کسی به خاطر من زندان نرفته!» معلوم است که کسی به خاطرِ شما زندان نرفته آقا! هرکس به زندان رفته به خاطرِ هدفی و آرمانی به زندان رفته. هر انسانی که در کنجِ چهاردیواری‌‌های کوچکِ اوین نشسته، هر کسی که در کهریزک موردِ شکنجه و تجاوز قرار گرفته و هر انسانی که شما فکر می‌کنید به خاطر شما انکار می‌کنید به خاطر شما به زندان رفته، آن‌قدر بزرگ هست و بزرگ می‌اندیشد که هنگامِ فریا زدن و الله و اکبر گفتن به شما فکر هم نکند. موضوعِ رفتنِ شما موضوعِ هیچ‌کس نیست آقا! آزادی و عدالت که بیاید شما چه بخواهی و چه نخواهی می‌روید!

همین که به اعتراف کردی که زندانی کرده‌ای و زیاد هم زنانی کرده‌ای جای شکرش باقی است. آن‌هایی که به ناحق زندانی هستند، هزینه‌هایی هستند که آزادی شاید در ازای‌شان یک گوشه‌ی چشمی به مردمِ ایرن بیندازد. آزادی بی‌بها نیست و این را همه می‌دانند. اما بهایی بالاتر از جان به جان‌آفرین تسلیم کردن وجود ندارد که ایرانی‌ها آن را هم پرداخته‌اند.

خیال‌تان راحت باشد آقا! کسی به خاطر شما کشته نشده. کسی به خاطر شما زندانی نشده. کسی به خاطر شما کتک هم نخورده. اصلن کسی به خاطر شما به خیابان هم نیامده! همه‌ی این‌ها به خاطرِ حق بوده، به خاطرِ ایران بوده، به خاطرِ هم‌وطن بوده، به خاطرِ موسوی بوده، به خاطرِ کروبی و خاتمی بوده ولی به خاط شما نبوده!


روزنامه اعتماد - حساب هاي مالي سال هاي 82 تا 84 شهرداري تاييد نخواهد شد
نوروز - آخرین مصاحبه معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت پیش از بازداشت : تا دیر نشده صدای اعتراض مردم را بشنوید
نوروز - دروغ کیهان افشا شد: سوروس هرگونه آشنایی و دیدار با خاتمی را تکذیب کرد
هرانا  -  زمزمه های نارضایتی در میان بازاریان تهران 
تابناک - با بررسی های خبرنگار "تابناک" در واشنگتن؛ شواهد اثبات می کند خبر دیدار خاتمی و سوروس از اساس جعلی است



آزاد باشیم 

آن صندلی‌ها خالی نبود



ده‌ها نفر سالنِ سخن‌رانی را ترک کردند. ده‌ها نفر از نعمتِ‌نشنیدنِ سخنانِ بی‌ارزشِ محمودِ احمدی‌نژاد برخوردار شدند. ده‌ها نفر گوش‌های‌شان از شنیدنِ دروغ و سخن‌های بی‌شرمانه در امان ماند. ده‌ها نفر آن صحنه‌ی زشت و زننده را ترک کردند اما آن صندلی‌ها خالی نبود. اگر چشمی برای دیدن وجود داشت می‌دید که روی آن صندلی‌ها شهدای سبز نشسته‌اند. اگر گوشی برای شنیدن وجود داشت می‌شنید که از روی تک تکِ آن صندلی‌ها صدای میلیون‌ها ایرانی شنیده می‌شود که نکُش! نزن! شکنجه نکن! زندانی نکن! دروغ نگو! برو! ما تو را نمی‌خواهیم! افسوس که گوشی و چشمی وجود ندارد.

صندلی‌ها خالی می‌توانست پر باشد، شعارهای مرگ بر... می‌توانست به درود بر... تبدیل شود، آن عکس‌هایی که جلوی سازمانِ ملل روی دستِ مردم بود می‌توانستند زنده باشند و از خانه‌شان اخبار را دنبال کنند، این جمعیتِ سبزِ عصبانی می‌توانست خوش‌حال باشد و محوِ تماشای رئیسِ جمهورِ محبوب‌اش باشد، این همه خجالت و سرخورده‌گی می‌توانست یه افتخار و سربلندی بدل شود، این هم زندانی‌یِ بی‌گناهِ سیاسی می‌توانستند آزاد باشند، ... همه‌ی این‌ها می‌توانست صورت بگیرداگر آن کسی که مردم رای‌های‌شان را به اسمِ او در صندوق‌ها انداخته بودند پشتِ آن بلندگو ایستاده بود.

متأسفانه هنوز کشورهای زیادی هستند که بوی پول‌های ایران و صدقه‌هایی که از ایران می‌گیرند کور و کرشان کرده. البته خودِ این کشورها هم از نظرِِ میزانِ صدقه دسته‌بندی دارند. برخی‌شان دانش‌جو می‌فرستند به ایران که مجانی درس بخواند. برخی‌شان نفت‌شان را به قیمتِ گزاف به ایران می‌فروشند! برخی هم مثلن یک تکه‌ی 70-80 درصدی از دریای خز را به دست می‌آورند.


تغییر - دیدار خانواده محمد داوری سردبیز بازداشت شده سحام نیوز با مهدی کروبی
تغییر - رسیدگی به ماجرای ۳۰۰ میلیارد تومان گمشده در شهرداری احمدی نژاد
تغییر -  آیت‏الله دستغیب: هنوز هم دیر نشده، از موسوى و خاتمى و کروبى دعوت کنید
تغییر - مریم: در حال تجاوز می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم
نوروز -اعتراف کودتاگران به پرده نویسی یک سناریوی کثیف دیگر پشت پرده جریان شهادت ساختگی سعیده‌پورآقایی چه گذشت؟
نوروز - پاسخ آیت الله صانعی به نامه مهندس موسوی:مراقب رخنه ظالمان در صفوف مظلومان باشید

نوروز - پوسترهای استقبال از احمدی نژاد در نیویورک



آزاد باشیم

جنابِ دکتر احمدِ زیدآبادی را دریابید!



جانِ تک‌تکِ زندانیانِ سیاسی در خطر است. همان‌طور که ثابت شده شیوه‌ی کارِ اوین به این صورت است که ابتدا به‌شدت از نظرِ روانی و جسمی تحتِ فشار قرار می‌دهند و پس از این که آثارِ ظاهری تا حدودی از بین رفت به دادگاه می‌آورند و در بوق و کرنا می‌کنند که فلانی اعتراف کرد. بحثِ چند تن از زندانیان اما جدا است به‌ویژه دکتر احمد زیدآبادی. با افشاگری که خانم مهدیه محمدی همسرِ شجاعِ ایشان انجام داده وضعیتِ نگران‌کننده و تأسف‌بارِ این مردِ بزرگ‌وار را بیش‌تر و بیش‌تر نمایان می‌کند.

کسانی ملنندِ عطریان‌فر و ابطحی و سعید شریعتیو حجاریان که از روی اجبار و تحتِ فشارهای شدید مجبور به گفتنِ سخن‌هایی شدند که از دل‌شان برنمی‌آمد نیاز به حمایتِ گسترده دارند و در مجموع همه‌ی زندانیانی که به خاطرِاندیشه‌ی متفاوت‌شان زندانی هستند نیاز به حمایت دارند. ولی کسانی مانندِ جنابِ دکتر احمدِ زیدآبادی که این‌طور خالصانه و دلیرانه مقاومت می‌کند و روی حرفِ حق‌اش می‌ایستد توجه و حمایتِ گسترده‌تری می‌طلبد.




کتک زدن عملی است که فقط از انسان‌هایی برمی‌آید که تفکراتِ عصرِ جهالت را و در خوش‌بینانه‌ترین حالت قرونِ وسطایی دارند! این عملِ زشت، ضدِ بشری، خبیثانه و کینه‌توزانه را هر انسانِ آزاداندیش و دارای سلامتِ عقلی و قلبی با تمامِ وجود و به‌شدت محکوم می‌کند. چنین مقاومتی جای ستایش دارد. چنین مقاومتی آدم را به قله‌ی افتخار می‌برد از این که در کنارِ چنین مردانِ مردی مبارزه کند.

این درست که این روزها بحثِ سفرِ احمدی‌نژاد به مجمعِ سازمانِ ملل داغ است و به‌حق هم نیاز به اطلاع‌رسانی و پوشش دارد. اما این قابل قبول نیست که از کنارِ چنین فاجعه‌ی اسف‌باری رد بشویم و به یکی دو روز پوشش دادن بنده کنیم. دکتر احمدِ زیدابادی نمونه‌ی کامل که نه، خودِ مقاومت و ایستاده‌گی است. احمدِ زیدآبادی به‌بزرگی‌یِ تمامِ جنبشِ سبز بزرگ است و کمی هم بیش‌تر. او را و خانواده‌ی نگران‌اش را دریابیم!



تغییر - ‏پاسخ آیت الله العظمى منتظرى به نامه مهندس میرحسین موسوى ‏
تغییر - پاسخ دکتر علیرضا بهشتی به احمد توکلی
تغییر - همسر احمد زیدآبادی: احمد تحت فشار شدید است و او را بشدت کتک می زنند
تغییر - نامه ساجده عرب‌سرخی در سالروز تولد پدرش
تغییر - مصطفی تاج‌زاده: فقط حرف‌های خودم را می‌زنم
تغییر - «مردودی علمی» رتبه های ممتاز جایگزین «ستاره دار» شد
تغییر - کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و دیده بان حقوق بشر: نماینده ویژه سازمان ملل متحد را برای تحقیق در بحران حقوق بشر در ایران معرفی کنید
تغییر - فخرالسادات محتشمی پور در گفتگو با رادیو زمانه : خبری از تاجزاده ندارم
هرانا - گزارش تفصیلی نقض حقوق معلمان به مناسبت آغاز سال تحصیلی





آزاد باشیم

چهارمین ماه‌گردِ شنبه‌ی خونین گرامی باد




حالا درست صد و بیست و پنج روز می‌گذرد. از آن شنبه‌ی سیاهِ خونین می‌گذرد شنبه‌یی که تاریخِ 30 خردادِ ایران را برای همیشه‌ سیاه‌پوش کرد. روزِ ندا آقا سلطان، روزِ سهرابِ اعرابی، روزِ حسین طوفان‌پور، روزِ مسعود هاشم‌زاده، روزِ ننگینی برای کودتاچیان. این روز و روزهای دیگری این‌چنین تلخ تا ابد در حافظه‌ی مردمِ ایران خواهند ماند. همان‌طور که روزِ قبل‌اش و روزِ بعدش در یادِ همه‌ی ایرانیانِ سبز خواهند ماند.

شنبه‌ی خونین به‌راستی که شنبه‌ی تلخی بود. اما شنبه‌یی بود پر از انسان‌های خاطره‌ساز. شنبه‌ی خونین بود که ما تا حالا توانِ ایستاده‌گی را پیدا کرده‌این. شهدای شنبه‌ی خونین بودند که ما را ایستاده‌گی آموزاندند. 30 خردادِ هشتاد و هشت یکی از سیاه‌ترین روزهای تاریخِ بشریت خواهد ماند. روز خواهد رسید که شعرها در سوکِ شنبه‌ی خونین خواهند سرود، مرثیه‌سرایی‌ها خواهند کرد و گرامی‌داشتی در خور برای‌اش به پا خواهند کرد.

شنبه‌ی خونین روزِ شکفتنِ گل‌ها و روزِ روییدنِ جوانه‌ها بود. جوانه‌هایی که حالا تا به گل نشستن فاصله‌یی ندارند. جوانه‌های سبزی که با خون روییدند. با خونِ شهیدانی که خیلی برای‌شان زود بو که بارِ سفر ببندند. شهیدانی که حق‌شان بود باشند و ببینند که صدای قریاد‌های‌شان سر به فلک کشیده و آسمان و زمین را به بهت واداشته. شهیدانی ملتی را چون شمع سوزاندند.


تغییر - پاسخ سیدمحمد خاتمی به ادعای کذب کیهان و رسانه های دولتی
تغییر - ۳۱شهریور/ سالروز تولد محمد قوچانی
تغییر - شجریان به احترام استاد مشکاتیان یک دقیقه سکوت کرد
تغییر - بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر درباره آغاز سال تحصیلی و اتفاقات پس از انتخابات
تغییر - تهدید دانشجویان دانشگاه تهران در نهادهای امنیتی
هرانا - اعتصاب در کارخانه ی آلومینیوم اراک
نوروز - خبر فوری آذر منصوری معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت بازداشت شد
نوروز -جبهه مشارکت موج جدید دستگیری اعضای حزب را محکوم کرد
ادوار - گزارش نشست کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه در منزل دکتر سلیمانی/ داوود سلیمانی همچنان ایستاده است



آزاد باشیم

کابوسِ سازمان ملل وعرقِ سرد روی پیشانی‌یِ احمدی نژاد

این بار دیگر نه لباس شخصی و نیروی خودسری و نه بسیجی و سربازِ گم‌نامی وجود دارد. این بار نه یگانِ ویژه‌یی برای سرکوب وجود دارد و نه گازِ اشک‌آوری برای پراکنده کردن. خبری هم از سرداران و سرتیپ‌ها و فرماندهان نیست تا هراس تزریق کنند و تهدید کنند. این بار فقط شرم است و شرم و شرم اگر ذره‌یی در اعماقِ وجودت مانده باشد. آن صدایی که خواهی شنید، البته اگر شهامتِ شنیدن‌اش را داشته باشی همبن صدای ما است که تا آن سرِ دنیا رفته، حتا زودتر از تو!




از همین حالا عرقِ سردی که از روی عصبانیت و دستپاچه‌گی روی تن‌ات نشسته می‌بینم که چه‌طور سرمای‌اش تن‌ات را می‌لرزاند و به همراهِ قطرات‌اش آب می‌شوی و تمام می‌شوی. به یادِ کدام یکی خواهی افتاد. وقتی شعارِ مرگ بر دیکتاتور سر می‌دهند به یادِ ابطحی و مومنی و زیدآبادی و تاج‌زاده و رمضان‌زاده و صفایی فراهانی و نظرآهاری و ...؟ یا به یادِ سهراب و ندا و اشکان و کیانوش و امیر و ترانه و سعیده؟ با یادِ چماق‌هایی که بر سر مردم فرود آمد یا با یادِ اشک‌هایی که از چشم‌ها جاری کردی از جلوی جمعیت عبور می‌کنی؟





متن سخن‌های سید محمد خاتمی در اجلاس سازمان ملل متحد

بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس !
آقای دبیر کل و حضار محترم !
چراغ هستى آدمى با تمنای رستگاری روشن بوده و هست وجوهر قیام پیامبران الهى و نیز موضوع  آموزش حکیمان و مربیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده است .
با اینهمه آنچه در ساحت  پیدای تاریخ ، دل را مى آزارد، محرومیت و سیاه بختى آدمیان است محرومیت زنان و مردان و کودکانى که  تحت تاثیر هوای قدرت های حاکم بوده و سیاه بختى حاکمانى که ازشفقت و همدلى با مردم خود محروم  بوده اند و نظام داخلى و حتى حکومت خوب در تاریخ ، دولت مستعجل بوده است .
شگفتا که کسانى به بهانه  رستگاری مردم ، گاه بر اندیشه و اراده آدمیان لجام زده اند وآزادی آنان را سرکوب کرده اند و گاهى دیگر رستگاری را در برداشتن هر گونه لجامى از کام هوس سیری ناپذیرانسان و قربانى کردن عقل و عشق در پای معبد هوس تفسیر کرده اند.گاه به نام آزادی ، عدالت پایمال شده است و گاه دیگر به بهانه عدالت ، آزادی  از میان رفته است و در نتیجه بشر ، هم از آزادی عادلانه و هم از عدالت آزادانه محروم مانده است . از آن روز که کسانى علم حقیقى را آن دانستند که توانایى بیاورد نه آنکه قدرت را مهار کند چند قرن بیش  نمى گذرد. در این مدت به جای آنکه علم در خدمت رستگاری انسان و اعتلای شخصیت او باشد، در بیشتر موارد در خدمت افراد و گروههایى قرار گرفته که جز به آیین سود و فایده نمى اندیشند. در این چند قرن ، علاوه بر پیشرفتهای بزرگى که نصیب بشر شده است و بزرگ هم هست ، انسان بیش ازهمیشه طعم تلخى و تبعیض را چشیده است .
هم اکنون بازماندگان دو جنگ جهانى که ویرانگری آن بیشماربوده است در میان  ما به سر مى برند و به رغم تاسیس سازمان ملل متحد که از دستاوردهای مثبت بشری است ،از صلح واقعى  مبتنى بر عدالت کمتر اثر مى بینیم . وضعیت در جهان عقب نگه داشته شده اسفبارتر است و بسیاری از مردم این بخش جهان دچار قحطى ، بى سوادی و بیماری و برخى در بند حکومت هایى هستند که حتى زحمت تظاهر به مردمى بودن و پیروی  ازموازین دموکراسى را به خود نمى دهند و محرومیت از پشتیبانى ملتهای خود را با وابستگى به  قدرت های سودجو و سلطه گر جبران مى کنند.حکومت های سرکوبگر وابسته ، امکان تجربه مردم سالاری را از مردم مى گیرند و با ادامه سرکوب و ترور ،فرهنگ خشونت را در جامعه حکم فرما کرده ، خواسته یا ناخواسته مخالفان خود را به استفاده از زور وخشونت تشویق مى کنند . و لذا در این باب ، ملامت در درجه  اول متوجه قدرت های تحمیل کننده این نظام هاو حمایت کننده از این حکومت هاست که حتى سازمانهای  جاسوسى آنها به کارنامه زشت براندازی حکومت های ملى و حمایت از رژیمهای غیر مردمى مباهات  مى کنند.این تصویر از جهان ، زشت و چندش آور است و تا روزی که حکیمان و خردمندان زمام امور را از دست سیاستمداران کم خرد و آزمند در نیاورند، نمى توان یکباره این تصویر را تغییر داد ولى با اینهمه به  نظر من درآن سوی سیاهى و تباهى ، در عمق تاریخ مى توان از زیباییهای اصیل سراغ گرفت و به جرات  مى توان گفت که زندگى بشر در مجموع ، رو به شکوفایى معنوی و مادی داشته است از جمله در همین  قرن ، مبارزات ضداستعماری و حرکت استقلال خواهى بسیاری از ملت ها را مى توان نمونه آشکاری از این  پیشرفت و شکوفایى دانست .
فروپاشى جهان دو قطبى در آخرین دهه این قرن و سیرشتابان جهان و ملل  خواستار تساوی به سوی احراز اقتدار و ابراز هویت در عرصه بین المللى ، گامى به پیش به شمارمى رود. رویای جهان تک قطبى و تحت قیمومیت یک قدرت ، جز پنداری باطل و نشانه عقب ماندگى صاحبان این  پندار از سیر تاریخ نیست و مطمئن هستم که حتى برخى از ملت های قدرتمند چون ملت آمریکا که  سیاستمدارانشان خواب جهان یک قطبى را مى بینند وبا سوء استفاده از نام پرآوازه این ملت ها همه امکانات حیثیت ملى کشورشان را در پای فزون طلبى برخى اقلیت های صاحب منافع مادی و قومى قربانى مى کنند، به این وضع رضایت نخواهند داد و رشد افکار عمومى غرب در جهت پذیرش رابطه صلح آمیز بر پایه احترام متقابل گواه این مدعاست .
اینک آقای رئیس و حضار محترم ! اجازه مى خواهم از زبان انسانى سخن بگویم که از شرق ، از خاستگاه تمدن های درخشان و از مهدپرورش پیامبران والا مقام الهى : ابراهیم ،موسى ، عیسى و محمد آمده است .من از ایران سرفراز آمده ام به نمایندگى از ملتى بزرگ و پرآوازه که از دهها قرن پیش صاحب  تمدن بوده و پس از پذیرش آیین اسلام ،در تاسیس و بسط تمدن اسلامى نقش ممتاز داشته است ملتى که با تکیه بر غنای فرهنگى و انسانى خویش تند باد های سخت خودکامگى و تحجر و نیز خودباختگى در برابر دیگران را از سر گذرانده و در دوران جدید تاریخش ، پیشتاز تاسیس جامعه مدنى و نظام مشروطیت در شرق جهان بوده هرچند که در اثر دخالت بیگانگان و نیز کم تجربگى در این آزمون ، ناکامیهایى داشته  است .ملتى که یکى از طلایه داران مبارزه با استعمار و منادی استقلال بوده ، هر چند نهضت ملى او با کودتای خارجى شکست خورده است و ملتى که صاحب انقلابى مردمى است ، انقلابى که نه با کودتا و زور اسلحه آتشین که با سلاح کلام و ارشاد بر رژیم کودتا پیروز شده است و درمسیر تجربه نوین خود، جنگ تحمیلى هشت ساله و فشارها و تحریم ها و تهمت های گوناگون را تحمل کرده و بزرگترین قربانى  تروریسم این پدیده شوم و نفرت انگیز قرن بیستم بوده است .
هم اکنون این ملت با تکیه بر گذشته خود بى آنکه دچار ارتجاع شود به فردای بهتر مى اندیشد و راه خود را با پشتگرمى به اصول و موازینى که ریشه در هویت دینى ، ملى ، تاریخى و انقلابى او دارد و با بهره  گیری از دستاوردهای مثبت تمدن روزگار، با آزمایش وخطا به سوی آینده برتر مى پیماید. انقلاب اسلامى  ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینى ، انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بودو مطمئنا انقلابى که  براندازی اش با کلام بوده است ، در دوران ساختن و آباد کردن ، بیشتر و بهتر مى تواند متکى بر کلام  ومنطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن ها منادی گفتگوی میان تمدن ها و فرهنگ ها است .من  از این پایگاه و از منبر سازمان ملل متحد مى گویم که على رغم سختى ها و مصیبت ها ، سیر زندگى بشر به  سوی رهایى و آزادی است و این تقدیر و سنت تغییر ناپذیر خداوند است و مطمئنا بداندیشى و زشت کاری  برخى از بندگان او نمى تواند تقدیر خداوندو مسیر تاریخ را دگرگون کند. آقای رئیس ! سابقه کلمه تاریخ از کلمه فلسفه بیشتر است و محور تاریخ ، انسان است و تاریخ عبارت است  از بازتاب نور وجود بر جهات و شوون گوناگون آدمى و در نتیجه حقیقتى است کلى و یگانه در عین تکثر و تعدد واین یگانه هرگاه که جامه نوکند ، عهد جدیدی به ظهور مى رسد.
داوری ما درباره تاریخ ، در گرو داوری ما درباره وجود آدمى است که مدار و محور تاریخ است .((بنى آدم )) که سعدی باتاسى به روایتى  از پیامبر عظیم الشان اسلام و به زیبایى هر چه تمامتر ، آنان را به عنوان عضوهای به هم پیوسته یک بدن  توصیف مى کند ، در دسترس زیست شناسى و روانشناسى نیست . برای شناخت انسان باید نگاهى  فیلسوفانه و متفکرانه به بشر و تاریخ بیفکنیم .آدمى از آنجا که به دست خداوند و به صورت او آفریده  شده است و پروردگار از روح خویش در او دمیده است ، یک حقیقت بیش نیست و تاریخ او بیش از یک تاریخ  نمى تواند باشد. دست خدا او را تاریخ و اختیار و قدرت انتخاب ، و صورت خداوند او را فرهنگ ومعنویت ، و روح پروردگار او را زندگى و جنبش بخشیده است . از اینجاست که انسان دارای تاریخ و فرهنگ و آزادی  است . وحدت بشرو یگانگى تاریخ انسانى ، علاوه بر مبداء مى تواند وحدت ، غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی جز فرهنگ معنوی وشرط لازم آن یعنى آزادی واقعى بشر نیست .
انسان چه در چنبر ادوار همیشه تکرار شونده هستى گرفتار باشد و چه در آنات و ایام زمان تاریخى ، و تاریخ را چه تاریخ به پیش ببرد، چه سوایق نفسانى ، چه شیوه تولید و چه قهرمان ابر مرد ، نکته مسلم آن  است که فقط با اکسیر ایمان که عبارت است از (( برداشته شدن قیدهای جدید و قدیمى از دست و پای آدمى  )) مى توان از دایره تکرار ازلى یا از سلطه ضرورت تاریخى به فراخنای آزادی و رهایى فراز آمد. همچنانکه با نفس حیاتبخش آزادی است که امکان انتخاب معنویت و ایمان فراهم مى شود و او مى تواند چنین بسراید که : ((چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد.)) و یا (( اگر به کوه بگوید که به دریا فکنده شود چنین گردد.))با چنین فهم و تفسیر از آزادی است که مى توان از کرامت و فضیلت انسان ، هم در برابر استیلای سیاسى دولتها و هم در برابر هجوم بادهای مسموم نومیدی و سرگشتگى دفاع کرد و سیر تاریخ را به سوی آزادی دانست .تاریخ انسان ، تاریخ آزادی است و تنها فهم تاریخ به مثابه میدان تجلى آزادی است  که مى تواند گذشته را بر ما مفتوح و ما را از آن بهره مند سازد، و با عزل نظر از همه نظام های فلسفى که  کوشیده اند برای تاریخ معنى ، جهت و قوانین تحول بیابند، چون تاریخ بشری تاریخ آزادی است ، انسان آزاد از قیدهای تحمیلى و استثمار و استعباد اجتماعى و نیز آزاد از زنجیره غرایز تلطیف نشده حیوانى  چون خشونت و درنده خویى ، طبق سرشت انسانى خود جانب حق و عدالت را خواهد گرفت و تاریخ انسان ، تاریخ شکوهمندی حق و فعلیت یافتن عدالت خواهد بود و این سخن رامى توان بیان دیگری از نظریه دینى  معروف مهدویت دانست . کوتاه سخن اینکه ، تاریخ را چه تجربى و استقرایى بررسى کنیم و چه شهودی ، غالب متفکران نهایتا یک  سخن مشترک دارند و آن عبارت است از شکوفایى بیشتر حقیقت انسان و رفع پرده ها و موانع از ذهن و قلب او . من عمدا به جای اصطلاحات متداولى چون پیشرفت تاریخى ، کلمه شکوفایى را به کار بردم تا تاکید کنم که طرفدار هر کدام از نظریه های معروف و مهم فلسفه تاریخ باشیم ،مى توانیم در این استنباط عمومى کلى از تاریخ همصدا باشیم .ایجاد و استمرار سازمان ملل متحد را مى توان شاهدی بر حرکت تکاملى  جهان و جامعه بشری تلقى نمود. اینکه در زمان ما نیاز به کوشش و بحث زیاد نیست تا همگان بپذیرند که به  جای جنگ و خونریزی و کشتار مى توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد، چندان آسان به دست نیامده است .
البته تا وقتى زورمندان کم خرد این امکان و قدرت را داشته باشند که در لحظه یى کوتاه ، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهره زمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایى کلمه بر شمشیر را به  تاخیر انداخت . قرن گذشته علاوه برجلوه های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بى همانند میراث خواران جدید آن ، قرن ظهور و سقوط حکومتهای توتالیتر نیزبود. امید است قرن آینده قرن نظام ها حکومتهایى باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسى ، محبت و عدالت باشد به  گونه ای که گفت وگوی تمدن ها مظهر و مجلای آن باطن باشد. آقای رئیس ، خانم ها و آقایان ! اینک پرسش این است که آیا سازمان ملل متحد در این جهت چه تحولى در درون خود به اقتضای وضعیت  جدید ایجاد خواهد کردو چه تاثیری در این سیر و صیرورت زندگى بشر خواستار رستگاری خواهد داشت  ؟به نام جمهوری اسلامى ایران پیشنهاد مى کنم که به عنوان گام اول ، سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل  سال گفت وگوی تمدن ها نامیده شود ، با این امید که با این گفتگو، نخستین گامهای ضروری برای  تحقق عدالت و آزادی جهانى برداشته بشود.از والاترین دستاورهای این قرن پذیرش ضرورت و اهمیت  گفتگو و جلوگیری از کاربرد زور ، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه های فرهنگى ، اقتصادی و سیاسى و تقویت مبانى آزادی و عدالت و حقوق انسانى است . استقرار و توسعه مدنیت ، چه در صحنه کشورها وچه  در پهنه جهانى ، در گرو گفتگو میان جوامع و تمدن ها با سلایق ، آرا و نظرات متفاوت است .
اگر بشریت در آستانه هزاره و قرن آتى تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفتگو و جایگزینى خصومت و ستیزه  جویى با تفاهم و گفتگو استوار سازد، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتى به ارمغان آورده است .از سوی  دیگر جا دارد مااعضای سازمان ملل متحد به بازنگری در تاریخ شکل گیری این سازمان بپردازیم و با گفت وگوی منطقى ، آن را اصلاح و کامل کنیم . شکل گیری سازمان ملل متحد همزمان با دوره سیاهى از زندگى بشر بود که بسیاری از کشورهای عضو ، شرایطتلخ و شوم دوران استعمار را تجربه مى کردند و در نتیجه سازمان ، نمادی از سلطه باشگاه قدرت ناعادلانه حاکم در جهان شد. امروزشرایط دگرگون شده  است و فرصت تجدید سامان این سازمان و بخصوص تغییر ساختار شورای امنیت فراهم آمده است .در اینجا لازم مى دانم به گفته راهگشای رهبر معظم انقلاب اسلامى در سخنرانى افتتاحیه نشست سران  کنفرانس اسلامى در تهران اشاره کنم که کشورهای اسلامى به نمایندگى از یک میلیارد و چند صد میلیون  نفوس ، دارای یک کرسى دایم در شورای امنیت سازمان ملل متحد شوند و تا وقتى حق وتو باقى است ، ششمین عضو دارای حق وتو در آن شورا باشند و همین امر را مى توان نسبت به کشورهای عضو جنبش  عدم تعهد نیز تعمیم داد. وقت آن رسیده است که همگى با تفاهم ، بر حق تبعیض آمیز (( وتو )) خط بطلان بکشیم و گام دیگری را در به رسمیت شناختن حق مساوی و عادلانه همه کشورهای عضو برداریم .
آقای رئیس ،
حاضران محترم !
بیاییم همگى علیه نسل کشى ، تجاوز و تحقیر انسان در گوشه گوشه جهان ، دست اتحاد به هم بدهیم و جلوی فاجعه های ننگینى که از جمله در فلسطین و افغانستان و کوزوو و در بسیاری از نقاط افریقا و آسیا آمریکای لاتین ، چهره انسانى این قرن را سیاه کرده است ،بگیریم .امنیت و صلح در خاورمیانه که امری  ضروری است ، با به رسمیت شناختن حق همه فلسطینیان برای حاکمیت بر سرزمین آباء واجدادیشان  برقرار خواهد شد. بیت المقدس اشغالى خانه تفاهم و گفتگو است و به این جهت صدای بیت المقدس که از اعماق تاریخ به گوش مى رسد صدای بالذات ضد نژادپرستى و ضد صهیونیستى است . در بیت المقدس ، ادیان  بزرگ مى توانند در کنار یکدیگر به طورمسالمت آمیز زندگى کنند و سلطه حکومت اسراییل در آنجا مخالف  این همزیستى و همدلى است . فلسطین خانه فلسطینینان ( اعم ازمسلمان و مسیحى و یهودی ) است نه  آزمایشگاه هوسهای خشونت آمیز صهیونیست ها.در افغانستان هیچ راه حل نظامى ای برای از بین رفتن  مشکل وجود ندارد.
اعلام انزجار گسترده جهانى نسبت به قتل عام های وسیع ونسل کشى ، بویژه قتل  فجیع دیپلمات ها و خبرنگار ایرانى و ادامه اسارت کمک رسانان ایرانى توسط طالبان ، ضرورت فکر در این  فجایع و اقدام عاجل برای محاکمه و مجازات عاملان این جنایات را مى طلبد . سرزمین افغانستان با مردم  رشید و فرهنگ دوست ، اینک به پایگاه اصلى خشونت و ترور و تولید و توزیع مواد مخدر تبدیل شده است . مردم افغانستان همچون مردم دیگر نقاط جهان حق انتخاب دارند وحق دارند از حکومتى فراگیر با پایگاه  وسیع اجتماعى که همه اقوام ، همه گروهها و سلایق را نمایندگى کند برخوردار باشند . این تنها راه اعاده  آرامش به افغانستان است . اما برای نیل به آن ، به تصمیماتى جدی وهمکاری همه جانبه نیاز است تا امکان ارتزاق گروهها از طریق تولید مواد مخدر ، فروش سلاح و نیز تروریسم مسدود گردد.سازمان ملل  متحد به کمک سازمان کنفرانس اسلامى و کشورهای ذی دخل مى توانند هر چه زودتر همه طرف های درگیر را به پای میزمذاکره بکشاند و زمینه را برای انتخاب آزاد مردم مظلوم و رنج کشیده افغانستان فراهم آورد یاغیان را با پشتوانه اراده جهانى به سر جای خود بنشاند و از هم اکنون برای بسیج کمکهای بین المللى  پس از دستیابى به این شرایط ضروری سیاسى ، برنامه ریزی و هماهنگى کند.در کوزوو باید حق عادلانه  مردم تحت فشار این ایالت به رسمیت شناخته شود و دولت یوگسلاوی وادار شود که به این حق  احترام بگذارد. آقای رئیس ، خانمها و آقایان ! کوشش صادقانه برای مبارزه با تروریسم ، در تمامى اشکال آن و از جمله تروریسم دولتى ، یکى دیگر از نکات مورد اهتمام جمهوری اسلامى ایران است .
تروریسم ، محصول نومیدی و پوچ انگاری ( نیهیلیسم ) است و در جهانى که بر مدار قهر و غلبه مى چرخد ، مبارزه جدی با تروریسم از حد حرف و شعار جلوتر نخواهد رفت . مبارزه واقعى با تروریسم باید همراه با مبارزه برای عدالت باشد . البته این سخن نباید به  معنى توجیه نوعى تروریسم تفسیر شود. ما به صراحت اعلام مى کنیم که به اقتضای موازین دینى و اخلاقى فرهنگى خود، با تروریسم در کلیه اشکال آن مخالفیم و با آن به جد مقابله خواهیم کرد. خلاصه آنکه باید برای ریشه کن کردن حقیقى این پدیده شوم ، همراه با مبارزه با عوامل فعلى آن از طریق همکاری جدی و شفاف بین المللى ، در راه تحقق عدالت در جهان کوشش کنیم .جهان در آستانه هزاره سوم باید از کابوس  جنگ هسته ای و سلاح های کشتار جمعى نیز رهایى یابد . آزمایش های اخیر هسته ای درمنطقه ما به  نگرانیها و پیچیدگیهای جدیدی دامن زده که این ضرورت را دو چندان مى کند.ما باید بپذیریم که فکر دستیابى به امنیت از طریق این تسلیحات ، توهمى بیش نیست . نمایش عزم جهانى برای نابودی تمامى زراد خانه های کشتار جمعى در یک چارچوب زمانى معین ، مبارزه با تولید وگسترش این سلاح ها را هدفمند و پرشتاب خواهد نمود . ایجاد مناطق عاری از سلاح های کشتار جمعى بویژه در منطقه خاورمیانه ، گام اولیه  مناسبى در مسیر مبارزه با بى اعتمادی و تشنج ناشى از این تسلیحات است .
ما به عنوان قربانیان سلاح های  کشتار جمعى ، بیش ازدیگران بر آثار دهشتناک این سلاح ها واقفیم و لذا در تاسیس و تقویت ترتیبات جهان  شمول برای امحای آنها پیشتاز خواهیم بود.امنیت ، توسعه و رفاه در جهان سوم مستلزم تقویت مبانى  همکاری و بکارگیری روش های حساب شده به منظور اعتماد سازی است . خوشحالیم که هشتمین نشست  سران کنفرانس اسلامى در تهران ، با تشخیص این ضرورت ، ساز و کار مناسبى را برای تقویت همکاری  واعتماد بر مبنای گفت و گو میان کشورهای اسلامى پایه گذاری کرد. من در اینجا به عنوان نخستین گام در این مسیر ، کشورهای منطقه خلیج فارس را که در یک دهه شاهد دو جنگ ویرانگر بوده اند ، به ایجاد یک  نظام امنیت و همکاری در منطقه خلیج فارس دعوت مى کنم . کوتاه سخن آنکه اعتماد و صلح بدون بازنگری جدی مبانى فکری جنگ سرد، میسر نیست . توسعه فرهنگ  صلح نیازمند پذیرش نقش سازنده ملت ها و پرهیزی از سلطه طلبى ، یکجانبه گرایى ، تقلیل و حذف است  جمهوری اسلامى ایران به اقتضای مبانى اعتقادی و مایه های تمدن دیرپای خود، خواستار جهانى سرشار از صلح و آرامش براساس کرامت انسانى است و تشنج زدایى را سر لوحه سیاست خارجى خود قرار داده  است و بر مبنای اصول انقلاب اسلامى ، سیاست موزون گسترش روابط با همسایگان و دیگر کشورها را بر پایه احترام عملى به استقلال و برابری حقوق بین کشورها، ادامه خواهد داد.صلح تمام عیار، علاوه بر صلح  میان انسان ها شامل صلح میان انسان وطبیعت نیز مى شود .انسان باید از غلبه و استیلا بر طبیعت دست بر دارد و در آینده ، بیشتر بر هماهنگى میان انسان و طبیعت تاکید کند.حفظ محیط زیست به مثابه میراث  مشترک طبیعى از مهمترین اولویت های قرن آتى است .
در پایان سخن مایلم بر نقش خانواده ، زنان و جوانان در ساختن فردایى بهتر، و تحکیم بنیانهای جامعه مدنى جهانى تاکید نمایم .خانواده بستر بى بدیل  رشد جامعه بشری و اعتلای شخصیت فردی اجتماعى انسان است . متاسفانه در روزگار ما و بخصوص در جهان صنعتى ، پایه های خانه و خانواده بشدت لرزان شده است و خطر فروپاشى آن تهدید بزرگى برای  زندگى سالم مادی ، معنوی و عاطفى بشر است . همت جهانى باید برای مقابله با این خطر برانگیخته شود تا مبادا چراغ این کانون گرم محبت و عاطفه و تربیت ، در برابرتند باد های سرد سود طلبى و هوس پرستى و ظاهربینى به خاموشى گراید.
تلاشهای جهانى برای ترویج احترام و حفظ و گسترش حقوق زنان ، نیازمند بازنگری در نگاههای سنتى و متداول ناصواب نسبت به زن است . هم دیدگاهى که با پندار نادرست برتری  مرد ، به زن و مرد و انسانیت جفا مى کند و هم آنکه با نادیده گرفتن اختلاف میان زن ومرد، همان ستم را روا مى دارد. باید بپذیریم که زن و مرد هر دو انسانهای بزرگ و شایسته رشد و پیشرفت عقلانى ، عاطفى ، فکری ،اجتماعى ، فرهنگى و سیاسى در جامعه هستند و توسعه همه جانبه و پایدار، تنها با حضور و مشارکت فعال هر دو میسر مى شود.ملل متحد در آستانه قرن و هزاره آینده باید نسل آینده را که صاحب  این قرنند باور کند و آنچه را که لازمه این باور است ، بپذیرد.بپذیریم که قیم جوانان نیستیم و جوان باید آگاهانه و مختارانه در فرآیند رشد و توسعه حضور داشته باشد.با چنین دیدگاه نو و به کمک توان و اندیشه پویای نسل جدید ، یقینا مى توان آینده ای به مراتب بهتر و درخشان تر برای قرن آتى رقم زد. از توجه شما متشکرم .


هرانا - دانشگاه صادر شده است.  احتمال اعطاي جايزه صلح نوبل به کروبي
هرانا - سقوط پرشتاب ایران به سوی حکومت استبدادی
هرانا -  گزارش جلسه بحث و گفتگو در باره حقوق بشر، جامعه مدنی و دموکراسی در ایران در دانشگاه یورک- بخش نخست
هرانا - اسامی تعدادی از دستگیر شدگان 27 شهریور
هرانا - آزادی آنها هستند.  کمیته انضباطی دانشگاه رازی کرمانشاه دانشجویان را قلع و قمع می کند
هرانا -  نوجوانی در آستانه اعدام در زندان شیراز
هرانا -  بازداشت حداقل 200 نفر از معترضین در روز قدس
هرانا -  جزئیات تازه از قتل جان باخته ی آزادی محمدجواد پرنداخ


تغییر - احضار و بازداشت دانشجویان ادامه دارد: ۱۰۰دانشجو دانشگاه تهران احضار و ۳ دانشجو بازداشت شدند
تغییر - دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای احکام زندان صادر شده برای دانشجویان دانشگاه بابل و اعترافگیری غیر قانونی از عبدالله مومنی را محکوم کرد
تغییر - آمار غیر رسمی از بازداشت شدگان روز قدس: بازداشت دست کم ۲۰۰ نفر در تهران و ۵۰ نفر در مشهد
تغییر - علی قلی زاده دانشجوی ستاره دار سال ۸۸: تا استیفای کامل حقمان پیگیری میکنیم / دست کم ۲۰ دانشجو امسال ستاره دار شده اند
تغییر - اقدام زشت و خبیثانه خبرگزاری دولتی ایرنا به سبزهای راهپیمایی سبز قدس



آزاد باشیم

سبزها اخطارشان را داده‌اند؛ ابلاغیه دادگاه به شیخِ اصلاحات



شیخِ شجاعِ ایران، صدای خشمِ ملت، مدافعِ حقِ مردم، عاشقِ خاکِ ایران از امضا کردنِ ابلاغیه‌ی دادگاه و وعده‌ی بازگو کردنِ هرچه صریح‌ترِ جنایاتی که به گفته‌ی خودش روی شاه را سفید کرده خبر داد. این ابلاغیه در حال به دتِ شیخ مهدی‌یِ دلاور رسیده که در روزِ جمعه‌‌ی پیش مردم عواقبِ بازداشتِ کروبی را به اطلاعِ دولت گوش‌زد کردند. حمایتِ محکم و میلیونی از کروبی و اعمالِ شجاعانه‌اش هزینه‌ی بازداشت‌اش را بسیار بالا برده و پیش‌بینی نمی‌شود هیچ نهادی قصدِ بازداشتِ وی را داشته باشد و به احتمالِ زیاد این ابلاغیه فقط برای حضور در دادگاه و همان تو بمیری و من بمیرم های همیشه‌گی خواهد بود.

دادگاهی که کروبی در آن حضور داشته باشد، دادگاهی تاریخی خواهد بود و بدونِ هیچ شک و تردیدی صدای کروبی گوشِ خیلی‌ها را آزار خواهد داد. دادگاهی که کروبی در آن حضور داشته باشد، اگر صدا و سیمای ننگین جرأت‌اش را داشته باشد که آن را پخش کند، اگر به دستِ نظامیان و در خفا و در حضورِ فارس و کسهان برگزار نشود، مردمِ ایران در آن حضور خواهند داشت و کروبی همان صدای ملت خواهد بود. البته هم‌چین جسارتی از مقاماتِ دست‌پاچه‌ی قضایی و امنیتی انتظار نمی‌رود. برگزاری‌یِ چنین دادگاهی از عهده و نوانِ کسانی که در پاسخِ اعتراض و انتقاد چیزی به جز اشک‌آور و باتوم و گلوله ندارند خارج است.

کروبی اما پشت‌اش به مردم گرم است و هیچ قدرتی نمی‌تواند چنین پشتوانه‌یی را فرو بریزد و حتا شکافی روی آن ایجاد کند. کسی که مردم دوست‌اش بدارند فقط نامردمان و ضدِ مردم‌ها دوست‌اش ندارندع چرا که کسانی مانند کروبی به پشتوانه‌ی مردم جلوی پیش‌رفتِ زورگویی و تک‌قدرتی شدن را می‌گیرند. اشتباهِ قدرت‌طلبان این است که گمان می‌کنند کروبی احساساتی شده و سرش را پایین انداخته و تنها جلو می ‌رود، در صورتی که کروبی میرحسین موسوی را دارد، محمد خاتمی را دارد، هاشمی رفسنجانی را دارد و از همه مهم‌تر مردم را دارد که خوب هوای‌اش را دارن. مواظبِ شیخ باشیم!




کودتاچیان این‌قدر کوچک شده‌اند که به‌صورتِ تن به تن و با چاقو و قداره به خاتمی و موسوی و کروبی (نماز جمعه‌یی که هاشمی بود) حمله می‌کنند. اجیر کردنِ یک عده که خودسر نامیده می‌شوند و زیرِ این لقب هرچه می‌خواهند می‌کنند دلیلِ مسخره‌یی برای توجیه افاضاحاتی است که به بار می‌آید. 



تغییر -حلول ماه شول و عیدسعیدفطر بر تمام مسلمانان مبارک باد
تغییر -  شماره حساب اعلام شده از طرف علیرضا بهشتی جهت کمک به آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات
تغییر - با توجه به نظر اکثر مراجع تقلید; امروز یکشنبه ۳۰ام رمضان است و عیدفطر نیست
هرانا - بازداشت 35 نفر در روز قدس
هرانا - ابلاغیه دادگاه برای مهدی کروب

آینده- بهبود مدیریت معترضان توسط ناجا،ادامه خودسری لباس‌شخصی‌ها



آزاد باشیم

من عاشقِ این مشکلات فنی هستم!




این روزها مشکلاتِ فنی یا همان موجِ سبز خودمان بدجوری گریبانِ کودتاچیان را گرفته! از کوچک‌ترین‌اش بگیر که بازی‌های فوتبالِ لیگ ایران است و صدا و سیما را رسوا می‌کند تا لغو کردنِ مراسمِ گوناگونِ احیا و تغییر مکانِ نماز جمعه‌ی عیدِ فطر و روزِ قدس و تصاویر سال‌های قبلِ روزِ قدس را پخش کردن و آهنگ گذاشتن روی شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر روسیه تا عذاب کشیدن برای باز شدنِ مدارس و دانش‌گاه‌ها و...

در کل مشکلاتِ سبز زیادی فنی هستند. اما خب فقط تا یک جایی و نقطه‌یی می‌توان روی این مشکلاتِ فنی سرپوش گذاشت و دورشان زد. وقتی که ثدها هزار نفر ایران را سبز می‌کنند تو همجبوری با مشکلاتِ فنی کنار بیایی. وقتی که مسابقه‌ی فوتبال میانِ یک تیمِ قرمز و یک تیمِ آبی سبز می‌شود تو مجبوری با مشکلاتِ‌فنی بسوزی و بسازی. به‌راستی که این سبزها مشکلی هستند بسی فنی! نه تهدید گره از این مشکل باز می‌کند و نه ترعیب. نه اشک‌آور از بارِ این مشکلات باز می‌کند و نه چماق!



فقط یک راه برای باز کردنِ این مشکلات وجود دارد و آن هم سرِ تعظیم فرود آوردن جلویِ پای مردمِ سبز است. همان‌گونه که منتظری و صانعی و موسوی و خاتمی و کروبی فرود آوردند و هرچه بیش‌تر جلوی مردم کوتاه آمدند بیش‌تر روی دست‌های مردم جا گرفتند

این روزها همه جا و همه کس و همه‌نوع رسانه دچارِ مشکلاتِ سبزِ فنی می‌شوند! مصلی مشکلِ فنی پیدا کرد، صدا و سیما که از اول‌اش هم مشکلاتِ فنی داشت؛ بهشتِ زهرا مشکلِ فنی پیدا کرده و در کل هرجایی و هرکسی و هر رسانه‌یی که جلوی مردم ایستاده و یا منتظرِ حضورِ مردم بوده از مشکلِ فنی در امان نمانده. تا باشد از این مشکلاتِ فنی!


تغییر - روز قدس در رسانه های خارجی
هرانا -  گزارش ویدئویی اظهارات سخنگوی مجموعه در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
 هرانا - است. گزارشات تصویری از اعتراضات مردمی در روز قدس
هرانا - بودند، فرا می خوانند.  يورش به مردم تبريز و شيراز، حضور نزديک به صد هزار نفر در فاصله بين هفت تير و ميدان وليعصر تهران
سایت آیت‌الله منتظری - نماز عید فطر امسال به امامت آیت الله العظمی منتظری برگزار نخواهد شد




آزاد باشیم 

آدینه‌ی سبزی که ساختیم؛ هدیه‌ می‌دهیم به شهدای سبز




ما بی‌شماریم.همه این را دیدند. همه‌ی آزاداندیشان امروز خندیدند. همه‌ی ستم‌گران امروز از ترس به خود لرزیدند. هیچ ایرانی‌یی در تمامِ‌زنده‌گی‌اش هم‌چین اتحادِ زیبایی میانِ مردمِ کشورش ندیده بود. تهران امروز سبز بود. اصفهان سبز بود. رشت سبز بود. شیراز سبز بود. اهواز سبز بود و ایران سبز بود. با وجودِ این همه تهدید، ترعیب، لجن‌پراکنی، دروغ‌گویی و التماس باز هم ایران سبز شد. ایران به خاطرِ ایران و ایرانی سبز شد.

جایِ همه‌ی آن‌هایی که در یک هم‌چین تجمعاتی روی نادانی و بلاهتِ یک عده مزدور کشته شدند خالی! کاش بودند و می‌دیدند که مردمِ سبزِ ایران اجازه ندادند که خون‌شان به هدر برود. کاش بودند و می‌دیدند که کروبی و موسوی و خاتمی چه‌گونه پایِ حقِ مردمِ ایران ایستاده‌اند. کاش بودند روییدنِ جوانه‌های سبز ا می‌دیدند. کاش بودند و خشکیدنِ بوته‌های هرزِ سیاه را می‌دیدند. کاش شنیده باشند که راه‌شان ادامه دارد. کاش حس کرده باشند صداهایی را که از اعماقِ دل‌ها بیرون آمد.


امروز را روی چشم‌های‌مان می‌گذاریم و پیشکش می‌کنیم به ساحتِ سبزِ همه‌ی آن‌هایی که روزی در کنارِ ما ایستادند. فریاد زدند، خندیدند، گریستند و برای آزادی قدم برداشتند. امروز دیگر آن انسان‌ها روی زمین نبودند؛ روی دست‌ها بودند، روی چشم‌ها بودند، توی قلب‌ها بودند و می‌تپیدند. عاشقانی که برای عشق‌شان آمدند، برای عشق‌شان مبارزه کردند و برای عشق‌شان جان سپردند.

امروز مردم جوابِ خیلی‌ها را دادند. هم جوابِ بدها و هم جوا»ز خوب‌ها. وقتی کروبی روی پلِ کریم‌خان رسید مردم چنان پاسخِ همه‌ی محبت‌های‌اش را دادند که خسته‌گی برای همیشه از تنِ خسته‌اش رانده شود. مردم پاسخِ خاتمی را هم دادند وقتی سینه‌شان را جلوی چاقوکشانِ مزدور سپر کردند تا به ان انسانِ شریف آسیبی نرسد. میرحسین موسوی را هم که ایران یک‌صدا حمایت کرد. آیت‌الله منتظری و صانعی هم جای‌گاه‌شان در دل‌های مردم محکم‌تر شد. کردم خوب قدردانی کردند. و البته کودتاچیان هم پاسخی دندان‌شکن گرفتند. شنیدند و دیدند که مردمِ ایران پاسخِ تهدید را با شجاعت و پاسخِ حرف را با عمل می‌دهند.



آزاد باشیم

آقای هاشمی، ما پیشاپیش حرف‌های‌تان را شنیدیم!




اقامتِ نماز جمعه برای بارد دوم از اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته شد. اما این بار گرفتنِ این پست از هاشمی و بخشیدنِ جای‌گاهِ سخن‌ران‌ها به احمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد چیزی از جمعیتِ سبز کم نخواهد کرد. بارِ پیش که امامت نماز جمعه را از هاشمی گرفتند و نگذاشتند سخن‌های بابِ دل مردم از تریبونِ نماز جمعه گفته شود جمعیتِ حاضر در نماز جمعه یک دهم آن نماز جمعه‌یی که هاشمی سخن‌‌ران‌اش بود به نماز جمعه نرفتند. اما این بار تفاوت دارد. مردم نه برای شنیدنِ سخن‌های هاشمی رفسنجانی آمده‌اند تا دل‌های‌شان گرم شود و نه به نشانه‌ی اعتراض جای خود را در صحنِ دانش‌گاهِ تهران خالی خواهند گذاشت. مردم دارند می‌آیند. آن‌چه که شنیدنی است همه شنیده‌اند.

آقای رفسنجانی! کنار گذاشتنِ شما از جای‌گاهی که حقِ بی چون و و چرای‌تان است یعنی این که شما هنوز روی حرف‌تان ایستاده‌اید. یعنی این که آن‌ها از این که شما جا بزنید نا امید شده‌اند. یعنی این که شما هنوز و همیشه با مردم و در دلِ مردم هستد و خواهید ماند.حتا اگر مجبور به استعفای‌تان کنند، اگر مجبور به سکوت‌تان کنند و حتا اگر بازداشت‌تان کنند شما همام اکبرِ هاشمی هستید که در آن نماز جمعه‌ی سبز سخن‌هاس بز به زبان آوردید.

حرف‌هایی که شما قرار بود در نماز جمعه‌ی روزِ قدس بزنید شاید این‌طور که الان شنیده شد، آن روز شنیده نمی‌شد! شما باز هم خواستارِ آزادی‌یِ زندانیان می‌شدید. خواستارِ پایانِ خشونت می‌شدید. خواهانِ حقِ تضعیف شده‌ی مردم می‌شدید. می‌خواستید که از مردم دل‌جویی شود. جنایات را محکوم می‌کردید. شما قرار بود در نماز جمعه‌ی پس فردا مصرانه‌تر از قبل بر عقایدتان پافشاری کنید. قرار بود بگویید: «من امروز از همیشه سبزترم.» خب قسم این طور بود دیگر! قسمت ان بود که این بار به‌جای گوش‌های‌مان دل‌های‌مان بشنود. دلِ ما از شما قرص‌تر شد. هرچه فشار و تهدید علیه شما بیش‌تر شود ما هم شما را بیش‌تر دوست خواهیم داشت. چرا که این روزها بر هرکس که فشار بیش‌تر است، آن کس بیش‌تر به مردم نزدیک است.

ما حرف‌های هاشمی را قبل از گفته شدن شنیدیم و تأیید هم کردیم! وای به حالِ آن‌هایی که حرف‌شان قبل از گفته شدن مردود می‌شود آن هم از طرفِ مردم.


گویا - متن کيفرخواست دادگاه سند افتخار ما است
گویا - دعوت حزب اعتماد ملی از مردم برای شرکت در راهپيمايی روز جهانی قدس
گویا - حمله به سايت حزب اعتماد ملی (سحام نيوز
گویا - بيانيه آيت‏الله صانعی برای دعوت به شرکت در راهپيمايی روز قدس، سايت دفتر آيت الله صانعی
گویا - دعوت محمد خاتمی از مردم برای حضور در راهپيمايی روز قدس
گویا - انتقال محمد داوری سردبير سايت سحام نيوز به اوين





آزاد باشید و سبز

بازداشتِ نزدیکانِ بزرگان؛ سلاحِ بی اثرِ زوردوستان

میرحسین موسوی بیانیه می‌دهد، دکتر بهشتی بازداشت می‌شود. مهدی کروبی افشا می‌کند، مرتضی الویری و فیاض زاهد بازداشت می‌شود. اکبر هاشمی بهرمانی نماز جمعه‌ی تاریخی برگزار می‌کند، مهدی هاشمی متهم می‌شود. آیت‌الله‌العظمی منتظری نامه می‌نویسد، نوه‌های‌اش بازداشت می‌شوند. این شیوه‌ی غیر اخلاقی‌یِ بازداشت کردنِ نزدیکانِ کسی که صدای‌اش را بالا می‌برد جدا از این که بسیار زشت و غیر انسانی است خیلی هم بی‌اثر و آبکی است و چه بسا که شخصِ اصلی را به ایستاده‌گی‌یِ بیش‌تر ترغیب و تحریک کند!

این‌طور بازداشت کردن‌‌های نمایشی که فقط برای نشان دادنِ زور و قدرت‌نمایی انجام می‌شود بدونِ شک در گروهِ هزینه‌هایی قرار می‌گیرد که جنبشِ سبز ار جیبِ جناحِ مخالف برگزار می‌کند. البته افکارِ کیهانی در این یکی دو روز خواستند مزه‌ی دهان‌ها را بچشند و یک گوشه‌ی چشمی به بازداشتِ کروبی نشان دادند و البته دیدند که اوضاع چه‌قدر خراب است! دیگر همه این بازی‌های بچه‌گانه را حفظ هستند و می‌دانند که اوجِ جسارتِ جناحِ اصول‌گرا شکایت کردن از آیت‌الله صانعی است.

دیگر واضح است که زور و تهدید نتوانسته و نخواهد توانست جلودارِ آزادی‌یِ بیان و افشاگری باشد. دیدارِ کروبی با علی لاریجانی گواهِ این موضوع است. علی لاریجانی بدونِ شک از جمله کسانی است که هیچ نقطه‌ی مشترکی با مهدی کروبی ندارد و این دیدار چیزی به غیر از این نبوده که از کروبی خواهش و التماس کند تا ساکت شود! اما کروبی و امثالِ کروبی نشان داده‌اند که نه باج می‌پذیرند و نه تهدید بلکه امربرِ مردم هستند و بس!

دعوت کردن از مردم توسط میرحسین موسوی، مهدی کروبی و اکبر هاشمی ثابت کرده که تهدید و ترعیب دیگر بی‌اثر است. حتا خانواده‌های شهدا هم بسیار شجاعانه و هوشیارانه و به سرعتی بسیار بالا دست به تکذیب و رسوا کردنِ رسانه‌ها و اشخاصِ دروغ‌گو و مردم‌فریب می‌زنند که این نشان از بی‌اثر بودنِِ حربه‌های زورگویانه دارد.



تغییر - دفتر میرحسین موسوی; میر حسین موسوی در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهند کرد
تغییر - ۳ نفر از نوه های آیت الله العظمی منتظری بازداشت شدند
تغییر - روزنامه شرق رفع توقیف شد
تغییر - یک هفته بی خبری از وضعیت سردبیر سحام نیوز
هرانا - اعمال فشار بر یک خانواده جهت تکذیب خبر مرگ فرزندشان
هرانا - فیاض زاهد بازداشت شد
هرانا - موج جدید فیلترینگ رسانه های اینترنتی
هرانا - حضار 10 تن از دانشجویان دانشگاه رازی به وزارت اطلاعات و ضرب و شتم آنها




آزاد باشیم

مگر پاهای عبدالله مؤمنی حرکت می‌کند؟

هیچ صحبتی درباره‌ی بیدادگاهِ پنجم ندارم! فقط از این خوش‌حال هستم که شنیدم عبدالله مؤمنی می‌توان راه برود و هم‌چنین توانایی‌یِ صحبت کردن‌اش را هم باز بافته. البته من هر چیزی خواندم ابتدای‌اش این‌طور نوشته شده بود: «اکبری گفت متهم می‌گوید...» آن چند کلمه هم که از قولِ خبرآفرینانِ فارس و ایرنا از زبانِ عبدالله مؤمنی نوشته شده بود نود و نه درصد دروغ است و تازه آن یک درصد هم اگر درست باشد تحتِ شکنجه بوده. ده‌ها روز بی‌خبری، عدمِ دیدار با وکیل و بی‌قانوی‌هایی که حالا یک کودک هم آن‌ها را می‌فهمد!



تنها نکته‌ی قابلِ گفتنِ این نمایش نخست زنده بودنِ عبدالله مؤمنی است و پس از آن هم سلامتِ جسمی‌اش. باقی‌اش هم درست می‌شود به امیدِ خدای بزرگ! مابقی‌یِ ماجرا هم که همه خوانده‌ایم؛ فیس‌بوک و اینترنت و .. در کل هرچیزی که دادستانی ازش سر درنیاورده! اگر یکی از برگزارکننده‌گانِ صحنه‌ی نمایش توانستند یک اکانتِ فیس‌بوک بسازند من دیگر پای کامپیوتر نمی‌نشینم!
این که می‌گویند بزرگ‌ترین ویژه‌گی‌یِ ستم‌کاران بلاهت‌شان است بدجوری درست است! ستم‌کاران این روزها به جای سر و سامان دادن به وضعیت‌شان با اقداماتِ عجولانه و آشفته هر روز بر نفرت مردم می‌افزایند و دل‌های مردم را پر از کینه می‌کنند و از این خطرناک‌تر برای ظالمان چیزی نیست.



مجمع روحانیون مبارز - نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران
مجمع روحانیون مبارز - مجید انصاری: ما خواستار اصلاح درون نظام، آزادی زندانیان و آزادی بیان در روزنامه‏ها و صداوسیما هستیم
سحام - نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران: محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند
سحام - شدار سازمان عفو بین‏الملل، در مورد سرنوشت قربانیان تجاوز و شکنجه
سحام - دروغ های صدا و سیما پایان ندارد
سحام - ک منبع آگاه: ما دقیقا مطلع هستیم که مرتضوی به دنبال چیست اما تاکنون نتوانسته است آنرا پیدا نماید
هرانا - علنی این محاکمات، پایان یافت. صدور بیش از 20 ترم تعلیق و چندین میلیون تومان جریمه نقدی برای دانشجویان دانشگاه رازی
هرانا - . آمار دانشجویان ستاره دار در طی چند سال گذشته اعلام شد





آزاد باشیم

ذوق کردنِ کیهان؛ که یک روز هم دوام نیاورد

فیلمِ اعترافاتِ مستند؛ لز همان شاهدی که کروبی گفت متواری شده است


خیلی درد دارد. کیهان را می‌فهمم. پس از این همه روز و شب انتظار بلاخره یک نفر شرم و حیا را بگذارد کنار و از کنارِ این همه جنایت بگذرد و ادعاهای کروبی را دروغ بخواند. بعد تو با ذوق و شوقِ فراوان بیایی یک تیتر بزنی به بزرگی‌یِ همه‌ی جنایت‌های صورت گرفته،‌ آن وقت بعدِ چند ساعت با یک فیلمِ مستند چنان توی دهن‌ات بزنند که این بار به جای چندین روز تا چندین هفته لال بمانی. همه شاهدند که روزنامه‌ی کیهان و خرده‌ها و درشت‌های دور و برش در این مدت که کروبی با سندهای زنده‌اش دلِ خلاف‌کاران را می‌لرزاند در سکوتِ مطلق بودند و "جیک" هم نمی‌زدند. اما به محضِ این که هیئتِ سه نفره اعلا کرد ادعاهای کروبی دروغ است و ... تبل و شیپورهای‌شان را دست گرفتند و لجن‌پراکنی را از سر گرفتند. گرچه دیگر صدایی از این تبل‌ها بیرون نمی‌آید. آن چند نفری هم که امروز نگاهی به کیهان انداخته بودند به خاطرِ نامِ دلاورِ اصلاح‌طلب بود نه تیترِ زشت و وقیحانه‌ی کیهان.

شکی نیست که همه می‌دانند با این فیلم چیزی عوض نخواهد شد. از همین حالا سناریو نویسان شروع به نوشتنِ نمایش‌نامه‌ی جدیدی می‌شوند تا خدای ناکرده کسی فکرِ این را هم نکند که به یک پرونده و فقط به یک پرونده رسیده‌گی شود نه بیش‌تر. مشخص شد که قوه‌ی قضائیه وظیفه‌اش در این جریان رسیده‌گی به شکایات نیست، بلکه پی‌گیری و از بین بردنِ سندها، شاکیان و منابعِ فشای خبرها و رسوایی‌ها است.

یک بارِ دیگر دل‌ها لرزیدو اشک‌ها لغزید و قلب‌ها به در آمد. قانون‌شکنی و نقض حقوق بشر به حدی رسیده که جوانی مجبور می‌شود این‌گونه اعتراف کند. دل‌مان می‌سوزد وقتی که می‌بینیم متهمان از دستِ کسانی فرار می‌کنند که متأسفانه سمت‌شان رسیده‌گی به قانون است. باید به حالِ ایران چه‌گونه بباریم؟





حمایت‌ها از کروبی خوب اوج گرفته و این نشان می‌دهد که هزینه‌ی بازداشتِ شیخِ محبوب خیلی بالا رفته است. آیت‌الله صانعی، هاشمی گویا، سید حسنِ خمینی هم که به دیدنِ دکتر بهشتی رفته که با دویست میلیون وثیقه آزاد؟ شد. موسوی هم که دلاورانه کنارش ایستاده. خاتمی هم هست. مردم همه که به‌شدت از مهدی کروبی حمایت می‌کنند. خودش هم که مثلِ کوه ایستاده و هیچ زلزله‌یی تکان‌اش هم نمی‌دهد. کوهی مثلِ کروبی را نسیم‌هایی مانند کیهان و کیهانی‌ها فقط خاک‌روبی می‌کنند. دوست‌ات داریم مهدی کروبی.


سحام - در صورت بازداشت مهدی کروبی؛ اکبر هاشمی رفسنجانی از سمت های خود استعفا می دهد
سحام - نامه اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به رئیس قوه قضائیه
سحام - با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی؛ سید علیرضا حسینی بهشتی آزاد شد؛ دیدار سید حسن خمینی و جمعی از اعضای بیت حضرت امام با دكتر علیرضا بهشتی
سحام - روز از بازدشت سردبیر سحام نیوز گذشت؛ 5 روز بی خبری کامل
هرانا - احتمال بروز برخی ناآرامی‌ها در تهران
هرانا - شمس الدین عیسایی بازدداشت شد
هرانا - بازداشت دکتر ابراهیم امینی عضو شورای مرکزی اعتماد ملی و نماینده مجلس ششم
گویا - ملاقات يک ساعته بهزاد نبوی با همسرش
گویا - نامه همسرمحمد ملکی به بازپرس پرونده درباره نگرانی از سلامتی دکتر ملکی
موج سبز آزادی - دعوت مردم به شرکت در روز قدس! توسط کروبی: مردم با حضور خود در روز قدس، نشان میدهند از چه اندیشه ای حمایت می کنند

پارلمان - محمد علی دادخواه آزاد شد



آزاد باشیم

ویرانه‌ی قضایی به جهنم تبدیل شد

هیئت سه نفره‌ی قوه‌ی قضائیه با این سرعتِ عمل نشان داد که از دار و دسته‌ی همان گروهی است که آن اتخابات را برگزار کردند. همان انتخاباتی که چهل میلیون رأی را یک‌هویی شمردند! معلوم نیست این قوه‌ی موافقِ سرکوب که با این همه سرعت ادعاهای مهمِ کروبی را رد می‌کند و به اهداف‌اش هم پی‌می‌بر و تازه پیشنهاد تعقیب‌اش را هم می‌دهد، چه‌طور از در خطر بودنِ جانِ عبدالله مؤمنی خبر ندارد. یا شاید هم خبر دارد و نظارت هم می‌کند. این تیمِ سریع‌السیر که شاهدانِ عینی و موردِ تجاوز را دیده، چه‌طور است که از تهدید شدنِ شاکیان و متواری شدنِ یکی‌شان خبر ندارد.

صادقِ لاریجانی شاید آخرین کسی بود که مردم یک نیمچه نگاهی به اقدامات‌اش دوخته بودند. اما همه‌اش چیزی بود که اسم‌اش را خواب و خیالاتِ خام هم نمی‌شود گذاشت. صداقِ لاریجانی خیلی زود موضع‌اش را گرفت و نشان داد که هیچ دوستی با مردم و هیچ توجهی به خواسته‌های مردم ندارد. لاریجانی تمامِ نگاه‌های امیدوارانه را از خود دور کرد و در عوض نگاه‌هایی سراسر نفرت را به جان خرید. به چه قیمت و بهایی؟ بر هیچ‌کس پوشیده نیست! حالا دیگر آن ویرانه‌یی که شاهرودی تحویل گرفته بود به جهنمی از تهدید و ایجادِ رعب و وحشت تبدیل شده.



مهدی‌یِ کروبی‌یِ دلاور در یک‌قدمی‌یِ بازداشت شدن قرار گرفته. شورای عالی‌يِ امنیت هم با دستوری زورگویانه هرگونه انتشار خبر در موردِ موسوی و کروبی و انتخابات را ممنوع کرد تا به فعالیت‌های ضدِ آزادی‌یِ بیان و ازادی‌يز مطبوعات با جدیت ادامه داده باشد. پیش‌بینی‌یِ من از این اقدامات باز هم چیزی به جز ضرر برای سرکوب‌گران نیست! چرا که بعد از بازداشت کردنِ سرانِ جنبش سبز دیگر هیچ اقدامی قابلِ پیش‌بینی نخواهد بود. دیگری خبری از دعوت کردنِ موسوی و کروبی نخواهد بود. آن وقت است که باز باید به سراغِ تهمت زدن به آمریکا و انگلستان بروند و این به هیچ عنوان برای‌شان خوب نیست که اعلام کنند این همه از مردم سر کرده‌ی بی‌گانه‌ها هستند.

کروبی با بازداشت شدن‌اش تمام نمی‌شود. موسوی هم. خاتمی هم‌چنین. این‌ها هرچه توانستند کردند و مهم‌ترین هدیه‌شان به مردم ایجادِ امید و تزریقِ روحِ خواستن بود. بازداشتِ این اشخاص چیزی جز پرداختنِ هزینه‌های سنگین‌تر برای سرکوب‌گران در پی نخواهد داشت. این را بدونِ شک خودشان هم می‌دانند و شاید فکری هم کرده باشند. اما پس از این دیگر اقای احمدی‌نژاد خوابِ آن سلرهای استانی و شهرستانی را هم نخواهد دید. البته خواهد دید. ولی خوابی کابوس‌بار را خواهد دید.


هرانا - پیگیری آخرین وضعیت دانشجویان ستاره‌دار
هرانا - تعطیلی مراسم احیای مراجع در تهران
هرانا - محمد رضا جلایی پور آزاد شد
هرانا - پنج سال زندان برای هر يک از شش فعال سياسی در اردبيل
هرانا - کیهان کلهر بازداشت شد
هرانا - محروم شدن یک فعال دانشجویی از تحصیل





آزاد باشیم

ما کشته ندادیم که ساکت بشیم

مدت‌ها است که از نتیجه‌ی انتخاباتِ ریاست جمهوری ایران گذشته. شکی وجود ندارد که کم‌تر انتخاباتی در دنیا، حداقل در این چند دهه چنین اعتراضی به یک انتخابات داشته باشند. چیزی که واضح است این است که این اعتراضات بیش‌تر به دولت محمود احمدی نژاد است تا انتخابات. سال‌هایی که دولتِ نهم قدرت را در اختیار داشت پر بود از نقض حقوق بشر، گرانی، تحقیر مردم ایران، توقیف روزنامه‌ها و مطبوعات، خرج کردنِ پولِ ملت ایران درراه‌هایی که هیچ سودی برای مردم نداشت و فقط نوعی باج برای موردِ حمایت بودن محسوب می‌شود. مردم بیش‌تر از این که به نتیجه‌ی انتخابات اعتراض داشته باشند به کابینه‌ی ضعیف و دور از شأن ملت ایران اعتراض داشتند که با سکوت کردن و دور زدنِ مردم و به تمسخر گرفتنِ اعتراضاتِ مردمی از پاسخ ادن طفره رفتند.

مردمی که به اندازه‌ی چهار سال سوال داشتند به خیابان ریختند. آرام و متمدن.و پر از سوال و خواسته. باز هم بدون جواب ماندند. باز هم جواب‌ها دور از پرسش‌ها بود و کارها در حدِ خواسته‌ها نبود. مردم سوال‌شان را تکرار کردند. مردم کتک خوردند. مردم وال‌شان را تکرار کردند. مردم بازداشت شند. مردمسوال‌شان را تکرار کردند. مردم کشته شدند. مردم شعله کشیدند. مردم گر گرفتند. مردم سوختند. مردم خاکستر شدند. مردم خاکستری شدند. اما باز هم پاسخی در کار نبود و نیست. مردم دوباره ایستادند. دوباره کشته شدند. مردم مردند.. اما باز هم به جز تهدید چیزی در کار نبود.

حالا ساکت شدن به‌راستی که شرم‌آور است. کسی که سکوت کند با یک جنازه هیچ فرقی ندارد. کروبی این را می‌داند. موسوی می‌داند . خاتمی هم. گفتن برترین سلاح این روزها است. از هر دو جبهه. از هر دری باید گفت. از هر اتفاقی باید گفت. از هر تلخ و شیرینی باید گفت. از هر ماجرای کوچک و بزرگی باید گفت. از شکست باید گفت. از پیروزی بیش‌تر باید گفت. از کشته‌ها باید گفت. از زنده‌ها باید گفت. از آزادی باید گفت. از حبس باید گفت. از ظالم باید گفت. از مظلوم باید گفت. باید همه چیز ا گفت.

ما یاد گرفته‌ایم که تا ابد معترض بمانیم. حتا اگر پیروز هم بشویم باز هم اعتراض خواهیم کرد. همیشه چیزی قابل اعتراض و کسی لیاق اعتراض کردن هست. وقتی دنیا به احترام ما می‌ایستد. وقتی کسانی هستند که حاضرند به خاطر ما به زندان بروند و به خاطر ما نمی‌ترسند و به خاطر ما مبارزه می‌کنند. پس ما انسان‌های بدی نیستیم!


سحام - اطلاعیه سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت): آیا عبدالله مومنی زنده است؟
سحام - همسر آقای الویری: الویری از زندان درخواست دستگاه تنفسی کرده است
سحام - مدیریت سایت حزب اعتماد ملی خبر بازداشت زهره آشتیانی خبرنگار حزب اعتماد ملی را تکذیب کرد: خبرنگار حزب اعتماد ملی بازداشت نشده است
هرانا - تلاش برای نجات نوجوان محکوم به اعدام / همراه با تصاویر
هرانا - پدر فریبا پژوه: از این که دخترم در انفرادی است دل‌ام خون است
هرانا - بازداشت یکی از اعضای ارشد ستاد ایثارگران میرحسین موسوی
گویا - هاشم آقاجری: در حکومت پنج ساله علی کسی زندانی و شکنجه نشد و حتی برانداز مسلح را شکنجه نکرد





آزاد باشیم

بازداشت کردنِ سودی برای کودتاچیان ندارد





توقعات و انتظاراتِ خشونت‌طلبان تا اندازه‌یی پایین آمده که فقط و فقط به انتقام‌جویی‌های شخصی بسنده می‌کنند. کسانی که خداوندِ بزرگ از نعمتِ دوست داشته شدن توسط مردم محروم‌شان کرده است نه این که نخواهند اوضاع را خوب و آرام کنند، بلکه بلد نیستند این کار را بکنند.البته این کار را هم هر کسی بلد نیست. همین دوست شدن با مردم. دوست شدن با مردم، دل بریدن از قدرت و زور را می‌طلبد که این از هر کسی ساخته نیست. نزدیک شدن به خواسته‌های مردم و تلاش برای تحقق آرمان‌های یک ملت مردِ مرد می‌خواهد نه فقط مزدی که از نظر جنسی مرد است. این مردِ مرد می‌تواند اعظم طالقانی باشد و می‌تواند محمد خاتمی باشد یا هر انسانِ شریفِ دیگری.

ستیزه‌گران به فکر پاک کردنِ صورت مسأله‌یی هستند که یافتن پاسخ‌اش بسیار آسان‌تر از پاک کردنِ آن است! واضح است که پاک کردنِ هر صورت مسأله یک مسأله‌ی جدید به وجود می‌آورد. پاسخِ این صورت مسأله با محاکمه و توبیخِ خلاف‌کاران و رسیده‌گی با حوصله و قانون‌مدارانه به شکایات و خواسته‌های مردم به‌دست می‌آمد. اما گویا ایشان این‌قدر با هم رودربایستی دارند یا آن‌قدر پرونده‌های‌شان پیش هم خراب است که کم‌تر از گل نمی‌توانند به هم بگویند.

بازداشت کردنِ دکتر بهشتی و مرتضی الویری‌یِ بی‌گناه، هیچ سودی به حال جبهه‌ی متخلف و قانون‌شکن ندارد. کسانی که به دور از هرگونه فعالیتِ سیاسی تنها و تنها به دردهای مردم می‌رسیدند و پی‌گیری‌یِ گم‌شده‌ها و بازداشت شده‌ها را به عهده داشتند، بازداشت‌ شدن‌شان مهر تأیید بر همه‌ی ادعاهایی است که معترضان کرده‌اند. همه می‌دانند که هیچ ادعا و شایعه‌یی از موسوی و کروبی و خاتمی و بهشتی و الویری و ... پراکنده و یا ابراز نشده. همه‌ی شایعات و سندها را مردم به دست ایشان داده‌اند. تجاوز را مردم از زبان کروبی بیان کردند. کشته شده‌ها و بازداشتیان را مردم پی‌گیر شدند و پی‌گیری را به دست دکتر بهشتی سپردند. پس بدون شک توبیخ کردنِ اسناد و صورت جلسه نکردنِ آن‌ةآ و مهر و موم کردنِ پای‌گاه‌های شکایت مردمی قوی‌ترین و مستندترین دلیل است برای ادعاهای مردم.

وضعیت نگران کننده‌ی زندانیان سیاسی، فاش شدنى هئیتِ شهدای سبز، بازداشت‌های پیاپی مسانی که پی‌گیر این امور هستند، نمایان شدنِ افتضاح‌های به بار آمده و همه‌ی اتفاقاتِ زشت و زننده و خشونت‌بار نشان از این دارد که خبرهای بدی در راه است و شای اتفاقاتِ بزرگی.


تغییر - رفتارهای نیروهای امنیتی و قضایی در روزهای اخیر کاریکاتوری از اقدامات نهادهای امنیتی در دهه ۵۰ است
تغییر - دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ شد
تغییر - «نهی‌ از منکر»های کروبی، اولین امتحان رئیس قوه قضاییه
هرانا - یک فرمانده سپاه مرگ بازداشتی‌ها در کهریزک را تایید کرد
هرانا - زهره آشتیانی بازداشت شد
هرانا - محمد داوری مسئول آموزش و اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران بازداشت شد





آزاد باشیم