محدودیت در وبلاگستان ممنوع!






بازی وبلاگی چیست؟ چه تأثیری دارد؟ آیا صحیح است که همه به صورت از قبل پیش‌بینی شده و با دعوت چند وبلاگ‌نویس شاخص به یک موضوع بپردازند؟ آیا این امر سبب نمی‌شود تا وبلاگ‌نویسی موضوعی را که خودش به آن فکر کرده کنار بگذارد و برای این که وبلاگ‌اش بیش‌تر دیده شود خود را همرنگ جماعت جلوه دهد؟ آیا همه‌ی این‌هایی که انتقاد می‌کنند یک هدف دارند؟ آیا صحیح است که شکایت و اتهام را در قالب انتقاد بیان کنیم؟

پرداختن جمعی به یک موضوع برای پررنگ‌تر نشان دادن آن بد نیست. به هیچ وجه! اما با دعوت‌های این و آن مسیر وبلاگ‌نویسی‌یِ خود را تغییر دادن چرا! انتقاد کردن هم بد نیست، انتقاد از سید علی خامنه‌یی هم بد نیست! اما مگر برای انتقاد کردن هم دعوت‌نامه می‌فرستند؟ البته جنبه‌های خوب این امر را هم نباید ندید گرفت، اما به هر صورت این اقدام فضای بلاگستان را تحت تأیر گرفته و چنین اقدامی بدون شک از تنوع مطالب بلاگستان برای مدت کمی هم که شده تا حدودی خواهد کاست.

اکنون زندان‌ها اندیشه‌ها را می‌بلعند، خانواده‌های زیادی در نگرانی هستند، بیماری‌ها جان کودکان و بیماران را می‌گیرند، سانسور بیداد می‌کند، فیلتر ادامه دارد و بی‌احترامی به مردم و شخصیت‌های مردمی هر روز شدت می‌گیرد. در چنین شرایطی نشستن و همه‌ی موضوعات را کنار گذاشتن و فقط و فقط نقد رهبری را کردن نمی‌تواند همه‌ی مشکلات را حل کند. شاید در چنین شرایطی بهترین انتقاد مقاومت در برابر بی‌عدالتی و ادامه دادن خبررسانی‌ها و اطلاع‌رسانی‌های درست و سازنده باشد.

شاید خیلی‌ها بگویند این اجبار نیست! درست هم می‌گویند. اما ر این که این‌طور موضوعات توجه را به خود جلب می‌کند و حواس‌ها را به خود مشغول می‌کند نمی‌توان هیچ شکی کرد.


نوروز - بیانیه شماره ۱۴مهندس موسوی در آستانه سیزدهم آبان صادر شد: تاکید میرحسین موسوی بر 13 آبان به عنوان سبزترین روز سال
نوروز - نقل قول خاتمی از امام راحل درباره وقایع دهه شصت 
تغییر - راهپیمایی ۱۳ آبان از دانشگاه تهران تا مقابل سفارت سابق آمریکا 
هرانا -  آخرین خبرها از زندان؛ تداوم اعتصاب غذای فریبا پژوه و هنگامه شهیدی 
هرانا - ایران، دهمین کشور تخریب‌کننده محیط‌ زیست  



آزاد باشیم 


جنبش سبز؛ سرسبز و سربلند!


تب و تاب بي‌نظير جنبش سبز در اين روزها موافقان را به تحسين وامي دارد و مخالفان را از هميشه نگران تر نشان مي دهد. جنبشي كه در ابتدا مورد اتهام ها و توهين هاي بي اساس مي شد و خيلي ها پايان زودرس و بي ثمري را براي اش پيش بيني و آرزو مي كردند حالا به حدي از قدرت رسيده كه هر شخص و سازماني را تحت تأثير خود قرار داده و براي هر اقدام سياسي كه در حال وقوع است بايد مراقب عواقب و واكنش هاي احتمالي از جانب سبزها بود.

جنبش سبز شايد در اين يك ماه يكي از سخت ترين آزمون هاي خود را پشت سر گذاشته باشد و الحق كه سربلند بيرون آمد. در فاصله ي ميان روز قدس‍ و سيزده آبان جنبش سبز زير شديدترين فشارها، از جمله صدور احكام غير متعارف براي اصلاح طلبان، توهين و حمله هاي بي شرمانه به سران جنبش، بازداشت هاي مجدد و فشار بي سابقه به خانواده هاي زندانيان سياسي و مردم فريبي هاي بي امان از جانب رسانه ها كودتا و...

اما هرچه فشار از جانب جناح زوردوست بيش تر شد مقاومت و سينه سپر كردن از جانب موج سبز آزادي هم افزايش يافت. رهبران ارتباط خود با مردم را افزايش دادند. مردم نشان دادند كه براي هرگونه حمايت از رهبران جنبش آماده اند و نمايشگاه مطبوعات نمونه ي خوبي براي محك زدن اين موضوع بود. بازتاب و تأثير جنبش سبز در مجامع بين المللي هم از موفقيت هاي خوب موج سبز بود ؛ همان طور كه مي بينيم دولت هايي نظير روسيه از حمايت هاي قاطعانه شان دست كشيدند و دولت هاي غربي هم براي دراز كردن دست دوستي بر سر دوراهي مانده اند و حالا هم كه همه ي دنيا منتظر سيزدهم آبان ماه هستند!



نوروز - گزارش دیدار عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت با خانواده اش در زندان اوین: سیدمصطفی تاج زاده از سلول انفرادی شریعتمداری را به مناظره فراخواند
نوروز - سومین بخش از پاسخ جبهه مشارکت ایران اسلامی به اتهامات وارده به حزب در دادگاه نمایشی سران اصلاحات

 هرانا - افزایش تعداد کودکان اجاره ای در کشور
هرانا -  آخرين اخبار زندانيان سياسي



آزاد باشيم

براي منافع حزب يا براي منافع مردم؟

در این که پس از انتخابات و بعد از آن که مردم با حضور میلیونی‌یِ خود از شخصیت‌های اصلاح‌طلبِ زندانی حمایت کردند و گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب محافظه‌کاری‌یِ قبلی را تا حدود زیادی کنار گزاردند نباید تردید کرد. گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب با اطلاع‌رسانی‌های بی‌پرده‌ی خود تا حد بسیار زیادی اعتماد مردم را جلب کرده و قسمتی از دل‌گیری‌های مردم از اصلاحات را جبران کردند. از جمله‌ی این احزاب می‌توان به حزب نوپای اعتماد ملی و بزرگ‌تریت جبهه‌ی اصلاحات یعنی جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی اشاره کرد. هم‌چنین سازمان مجاهدین اسلام، ادوار تحکیم وحدت و حزب کارگزاران سازنده‌گی نیز در این طبقه‌بندی پیش‌گامند.

اما این پرسش اذهان را پر کرده که این باز هم همان جنگ قدرت همیشه‌گی است یا این‌بار اصلاحات با کنار گذاشتن احتیاطِ پیشین و برای خواسته‌ها مردم پا پیش گذاشته. اکثر اعضای بلندپایه‌ی اصلاحات در این دوران طعم انفرادی‌های اوین را چشیده‌اند و خانواده‌های ایشان هم در کنار مردم بع اعتراضات مدنی و پرداخته‌اند و جنبش سبز هم در مقابل قاطعانه از زندانیان عقیدتی و سیاسی حمایت کرده و خواستار آزادی‌ی بی قید و شرط ایشان شده. آیا همه‌ی این گروه‌ها با اتحاد کامل پا به این مبارزه گذاشته‌اند؟ آیا برخی‌شان برای مردم آمده‌اند و برخی برای منافع حزبی و شخصی؟ آیا مردم با آگاهی و تحقیق از این احزاب حمایت می‌کنند یا از این طیف جهت هموار کردنِ راه رسیدن به خواسته‌های‌شان استفاده می‌کنند؟

هرچه هست از این نظر باید نگریست که هیچ جنبشِ مدنی ر طول تاریخ با اتحاد کاملِ سیاسی و منفعتی به پا نخواسته و همیشه کسانی و گروه‌هایی خواسته‌اند از این جنبش‌ها و اعتراضات به نفع خود و گروه‌شان سوء استفاده کنند. هرچقدر این ماجراها بیش‌تر به طول بینجامد چهره‌ها خودشان را بهتر و روشن‌تر از قبل نشان خواهند داد، همان‌گونه که در این مدت چهره‌هایی که نام و نشان‌شان سال‌هاست برای مردم روشن است در این مدت برای اندک زمانی در دل مردم جایی پیدا کردند و پس از آن بع دلیل عدم توانایی برای تحمل فشارها کنار کشیدند و به کیش خود بازگشتند.

خوب است که برای قهرمان ساختن یا چشم امید بستن به شخص یا گروهی به اقداماتِ کوتاه مدت چشم نبندیم و در درازمدت و با آگاهی‌یِ کامل کسی یا گروهی را در کنار خود بدانیم. این اشتباهات اثرات روحی و روانی‌یِ بدی بر روی هر جنبشی ایجاد می‌کند که باید با اطلاع‌رسانی‌های دقیق و دنبال کردن و تحلیل کردن و یا مراجعه کردن به تحلیل‌گران مورد اطمینان از آن جلوگیری شود.


نوروز - قسمت دوم بیانیه تفصیلی جبهه مشارکت در پاسخ به کیفرخواست دادستان معزول تهران در چهارمین دادگاه نمایشی:
عملکرد اصلاح طلبان و مخالفان آنها در طول دهه گذشته روشن است
نوروز - 19 نفر از بازداشت شدگان دعای کمیل در اوین هستند 
نوروز - واکنش مجمع روحانیون مبارز به هجمه علیه آیت‌الله موسوی خوئینی ها 
نوروز - صدور قرار مجرمیت برای هنگامه شهیدی 
ادوار - حسین کروبی: حضور کروبی در میان مردم افزایش خواهد یافت/ رفتار این اراذل متاثر از رهبران‌شان است  
ادوار - دبیر سرویس سیاسی روزنامه ایران عامل حمله به مهدی کروبی (+عکس)  
ادوار - اعتراض دانشجویان و نمایش پوسترهای جنبش سبز در مراسم سخنرانی مسئول بسیج دانشجویی کشور در دانشگاه کرمان 




آزاد باشیم

روزنامه‌ی اعتماد




روزنامه‌ی اعتماد تنها روزنامه‌یی در نمایش‌گاه مطوبوعات بود که مردم با رغبت و برای "خسته نباشید گفتن" به کارمندان‌اش دورش جمع می‌شوند. نه این که اعضای این روزنامه‌ی خوب همه‌چیز تمام هستند و نهایت شجاعت را در انتشار روزنامه به خرج می‌دهند، اما کم‌ترین کارِ خوبی که این روزنامه می‌کند این است که دروغ را منتشر نمی‌کنند. شاید در برخی مواقع، بنا به مصلحت و منفعت‌های روزنامه از انتشار خبری خود‌داری شود و بحث خود سانسوری پیش بیاید، ولی الحق که اخبار دروغ و گم‌راه کننده در این روزنامه جایی ندارند.

دفتر یادبودی که روزنامه‌ی اعتماد روی پیش‌خوان غرفه‌اش گذاشته، به جرأت می‌توان گفت که جز رنگ سبز در خود ندارد و چیدمانِ سبز این غرفه هم نقش خوبی در جمع شدنِ هوادارانِ جنبش سبز دارد. کسانی که از جلوی غرفه‌های اضافه‌ی فارس و کیهان می‌گذرند؛ که فقط فضای نمایش‌گاه را اشغال کرده‌اند، می‌بینند که حتا گاهی حقوق‌بگیرهای این‌‌طور روزنامه‌ها و خبرسازی‌ها هم از بی‌کاری غرفه را ترک می‌کنند! البته به جز مواقعی که مردم برای اعتراض به دروغ‌پردازی‌ها و حرمت‌شکنی‌ها دقایق کوتاهی را جلوی این غرفه‌ها سر می‌کنند که البته این فرصت خوبی هم برای عکاس‌ها و فیلم بگیرهای مقرض فراهم می‌کند تا شناسایی کنند معترضان را!

این نمایش‌گاه جای خالی زیاد دارد و از همه خالی‌تر جای بچه‌های اعتماد ملی که شجاعانه رفاقت را ر حق جنبش سبز و مردم ایران تمام کردند و تا آخرین روز در کنار مردم بودند و به جز خبر رسانی‌یِ درست کاری نکردند. حالا روزنامه‌ی اعتماد مورد اعتماد مردم شده و البته نه به اندازه‌یی که باید، ولی باز هم خوب و درست خبرها را بازتاب می‌دهد. شاید با این همه حمایتِ مردمی که در این نمایش‌گاه از روزنامه‌ی اعتماد شد و خواهد شد، بچه‌های اعتماد دست از این حال و هوای نیمه ابری بردارند و آفتابی‌ی آفتابی شوند. البته اگر توقیف نشوند!


تغییر - حسین کروبی افشاء کرد: نقش حراست وزارت ارشاد در اقدامات شنیع علیه مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات
نوروز - نامه جمعی از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی به دادستان تهران ، قضات و عوامل دادستانی، سپاه و وزارت اطلاعات: چوب بیداد ارباب بی مروت قدرت نباشید
 نوروز - روزه سیاسی جوانان سبز کشور در سالروز میلاد امام رضا (ع)
ادوار - ژیلا بنی‌یعقوب برنده «جایزه جهانی آزادی بیان» شد  
رادیو زمانه - هشدار مجمع روحانیون نسبت به تکرار مشروطه 



آزاد باشیم

کارآزموده را آزمودن خطاست؛ خوشا به حال‌ات ای لنگه‌کفش!




همه‌ی نگرانی‌ها، همه‌ی خون دل خوردن‌ها، همه‌ی مصیبت‌ها، زشتی‌ها و همه‌ی سیاهی‌ها فدای یک خنده‌ی از ته دل‌ات یا شیخ! آن مزدور لنگه کفش پرت می‌کند و تو می‌خندی؟ پس چرا توهین نمی‌کنی؟ چرا ناسزا نمی‌گویی؟ چرا انتقام نمی‌گیری؟ جواب همه را خودم می‌دانم! چون تو از مردمی، با مردمی، خوبی، پاکی، سبزی، دوست‌ات دارند و می‌دانی که آن کسی که لنگه‌کفش را پرتاب کرد هم گرسنه است و اگر گرسنه نبود خودش را به فارس و عکاسِ فاسدش نمی‌فروخت.

خوشا به حال‌ات ای لنگه‌فش! کاش من به جای تو بوسه بر آن پیشانی‌یِ بلند زده بودم. کاش آن خنده‌ی دوست‌داشتنی پس از بوسه‌ی من روی لبان شیخ آمده بود. خوشا به سعادت‌ات ای لنگه کفش! تو چه‌خوبی در حق این دنیا کرده بودی که این افتخار نصیب‌ات شد که به جسم آن دلاوری برخورد کنی که یک ملت آرزو دارند لحظه‌یی از نزدیک ملاقات‌اش کنند؟ شیخی که بی‌خبر رفتن‌اش به هرجایی و هر نمایش‌گاهی، هرچند که مال کودتاچیان باشد می‌شود این؛ چهارستون بدن هر کودتاگری بلرزد.

کتاب‌های تاریخ ایران از همین حالا تشنه‌ی عکس‌های همچون دلاوری هستند که جز حق و حقیقت هیچ نمی‌شناس و به جز شجاعت و مردهنه‌گی هیچ نمی‌آموزد. مهدی کروبی یعنی آبروی جنبش سبز و آن لنگه‌کفش به اندازه‌ی همه‌ی روزهای زنده‌گی‌یِ کروبی این آبرو را فزونی بخشید. حکایت این لنگهع‌کفش حکایتِ سربازانی است که تیرشان تمام شده و بعد از آخرین تیر تفنگ‌شان را پرتاب می‌کنند. این شای آخرین چیزی بود که به سمت شیخ و جنبش سبز پرتاب شد. تهمت که بی‌فایده ماند! ناسزا هم، تجاوز هم، زندان هم، تهدید هم، ترعیب هم، دروغ هم، کتک و حتا گرفتن جان مردم هم اثری روی مسالمت‌آمیز بودن جنبش مردم ایران نداشت.

 دل سیاه که خو نمی‌شود! اگر می‌شد می‌گفتیم عیبی ندارد، بگذار دل فارس و کیهان و کیهان‌صفت‌ها هم یکی دو روز خوش باشد! اما چه می‌شود کرد که شادی و خوبی‌ها به دل‌های پلید و سیاه راهی ندارند. اراذل و اوباشی که دیپلماسی را نمی‌دانند روشی جز این بلد نیستند. جنای کروبی‌یِ بزرگ! عاشقانه و خالصانه دوست‌ات هستیم!


همه برای کروبی:
 قمار عاشقانه - اما شیخ می‌خندد 
ایران آزاد - هماهنگی قبلی بین عکاس فالس نیوز با پرتاب کننده لنگ کفش به سمت شیخ اصلاحات 
yekirani - سوء قصد ایادی خبرسازی فارس به کروبی در نمایشگاه مطبوعات 
بیداری - در نمایشگاه امروز- غوغای کروبی 
 بالاترین - بنگاه دروغ پراکنی فالس نیوز خبر مربوط به حمله به کروبی (عکس فتوشاپی) را پاک کرد!
 حرف حساب - درس شجاعت و پایداری یی که کروبی سالخورده به جوانان سبــــز میهن داد - 13 آبان سراسر سبز
 
خبر:
 هرانا - حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات  
زمانه - میرحسین موسوی: شعارهايي متناسب با «ظرفيت كشور» طرح كنيم و از طرح «شعارهاي انحرافی و غيرمنطبق با وضعيت كشور» بپرهيزيم 
فردا - کروبی نمایش‌گاه را از خواب بیدار کرد 
ادوار - حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات و انداختن عمامه از سر وی 



آزاد باشیم 

"اللهم فک کل اسیر" هم جرم شد!




نیروهای محافظ دولت کودتا در اقدامی ناجوانمردانه و زشت و غیر انسانی اقدام به بازداشت کردن اقوام و آشنایانِ زندانیان سیاسی کردند که قصد داشتند برای حل شدنِ گرفتاری‌های عزیزان در بندشان دعای کمیل بخوانند. مردمی که پس از نا امید شدن از تمامی‌یِ ارکان و سازمان‌های دولتی و قوه‌ی قضائیه و مجلس و غیره، هیچ اقدامی که در راه روشن شدنِ وضعیت عزیزان‌شان ندیده بودند دست به سوی آسمان بلند کرده بودند و قصد اجرای مراسمی را داشتند که به‌طور کامل خصوصی و دوستانه بوده و هیچ‌گونه عمل خلافی در آن انجام نشده است.

گویا سنسورهای مغز نیروهای امنیتی هر روز به روز حساس‌تر می‌شوند و با این اوصاف تا چند وقت آینده تجمع‌های بالای سه یا چهار نفر هم به هر قصدی که باشد نتیجه‌اش بازداشت و ناپدید شدن خواهد بود. شاید هم این اقایان هنوز باور نکرده‌اند که جنبس مسالمت‌آمیز مردم ایران هیچ‌گونه رهبر مشخص و برنامه‌ریز ندارد و هر ایرانی یک رهبر است و هنوز هم دارند دنبال سرانِ این جریان می‌گردند. کسانی که پول و سرمایه‌ی مملکت را صرف راه‌اندازی‌یِ نمایش‌گاهِ مطبوعات کنند تا بتوانند غرفه‌یی برای شکایت از موسوی راه بیندازند انتظاراتِ بیش از این را برنمی‌تابند! البته این سؤال نیز پیش می‌آید که پس ما چه کنیم که اگر بخواهیم شکات کنیم، هیچ نمایش‌گاهی و مصلایی جا برای حضورمان ندارد و امضاها و شکایت‌های‌مان در هیچ دفتر و دستکی نمی‌گنجد؟

احکامِ کینه‌توزانه و انتقام‌جویانه‌یی که برای زندانیانِ بی‌گناهِ سیاسی بریده شده و البته فقط و فقط شامل کسانی می‌شود که حاضر نشدند در سناریوهای دادگاه‌های نمایشی بازی کنند، نشانه‌ی مبرهنی است بر این که این جریانات نه ترس از براندازی است و نه توطئه و فقط انتقام‌جویی‌های شخصی است که البته با شکست مواجه شد و کوچک‌ترین انحرافی در افکار پاک مردن ایران وار نکرد که هیچ! باعث شد مردمِ ایران هر لحظه بیش از پیش آگاهی و آزادی‌خواهی کسب و طلب می‌کنند.


نوروز - بازداشت اکثریت شرکت کنندگان مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب الدین طباطبایی
نوروز - شرح چگونگی بازداشت شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل
نوروز - محتشمی‌پور: خانواده‌های زندانیان سیاسی پاسخ قاطعی به این برخوردهای وحشیانه خواهند داد
هرانا - سه دانشجوی علامه ممنوع الورود شدند چ
ادوار - افشای مذاکرات محرمانه نمایندگان ایران و اسراییل با میانجیگری استرالیا




آزاد باشیم

اگر می‌خواهید مثل خاتمی جایزه بگیرید...




اگر می‌خواهید مثل سید محمد خاتمی در میانِ هم‌وطنان‌تان در داخل و خارج مشور محبوب باشید، اگر می‌خواهید برای کشورتان افتخار کسب کنید و برای میهن‌تان و خودتان اعتبار داخلی و بین‌‌المللی کسب کنید، اگر می‌خواهید از اشتباهات‌تان چشم‌پوشی شود و خوبی‌های‌تان به مانند سید محمد خاتمی به یاد مردم بماند، اگر دوست دارید دافع حقوق بش رباشید و نه ناقض آن، لازم نیست که سعی کنید مثل سید محمد خاتمی باشید، بهتر است که سعی کنید مثل کسانی که این‌طور نیستند باشید!

مثلن مثل آقای صفار هرندی ننشینید و برای لاپوشانی کردنِ افتضاح‌های‌تان به این و آن و مردم توهین کنید. وقتی به شما نقدی یا اعتراضی وارد می‌شود برای پوشاندنِ گندهای‌تان مخالفان‌تان را اجنبی و کافر و اسرائیلی و محارب نخوانید. وقتی یک وبلاگ‌نویس بر علیه‌تان مطلبی می‌نویسد آن را دایورت نکنید روی حکومت و عمل آن شخص را اقدام علیه امنیت ملی نخوانید. به شخصیت‌هایی که مردم به هر دلیلی دوست‌شان دارند توهین نکنید. عدم محبوبیت خودتان را با تخریب دیگران جبران نکنید! آزادی را در این نبینید که هرکس در چهارچوب افکار شما فکر کند آدم آزادی است!

سانسور نکنید! اگر هم سانسور کردید نگویید که ما آزادترین کشور دنیا هستیم! بگویید من سانسور کردم! اگر هم نگفتید من سانسور کردم دیگر جلوی تلویزیون ننشینید و بگویید من یک روزنامه را هم نبستم! روزنامه‌ها را نبندید. سایت‌ها را فیلتر نکنید. دروغ نگویید حتا اگر اشتباهی هم مرتکب شده باشید. عقاید را تفتیش نکنید. اگر نمی‌توانید دست کسی را بگیرید لا اقل پای‌اش را هم نگیرید که با سر زمین بخورد! مثل دولت فعلی دروغ‌گو نباشید که دروغ‌گو دشمن خداست! میان این همه گرانی و فقر و بدبختی نگویید که قدرت خرید مردم بالا رفته!

خلاصه این که مثل کسانی که از این دولت حمایت می‌کنند نباشید، کیهان و فارس و ایرنا را نخوانید، ترسو نباشید، دروغ‌گو نباشید و در حفظ منافع کشور و ملت خود کوشا باشید و به جای این که به دردهای مردم برسید به فکر کینه‌توزی‌های شخصی خود نباشید که فقط و فقط خاتمی و موسوی و کروبی را بیندازید زندان. در ضمن اگر نماینده‌ی مجلس شدید بدانید که حتا اگر با تقلب هم نماینده شده‌اید، نماینده‌ی یک ملت هستید!

جایزه‌تان مبارک آقای سید محمد خاتمی! 


نوروز - جایزه "گفتگوی جهانی" نصیب خاتمی و شایگان شد




آزاد باشیم 

به‌به! آقای صفار هرندی به جز سانسور کردن هم چیزهایی بلد هستید؟

نه از اهانت‌های دولتی‌های سابق و حاضر به مردم تعجب می‌کنم و نه از دفاع متخلفان از تخلف‌های‌شان! نکته‌ی جالب این‌جا است که برخی از افرادی که دوره‌ی مأموریت‌شان در دولت نهم به پایان رسیده تازه یادشان افتاده که در چند سال گذشته وقت این را نداشته‌اند که با مردم درگیر شوند و به مردم بی‌احترامی کنند و حالا با الفاظی که از بالاسری‌های‌شان یاد گرفته‌اند وارد گود شده‌اند تا عددی به تعداد اندک هوادارانِ دولت 9+1 بیفزایند.

به نظر می‌رسد نقش مابقی کسانی هم که از دروم دولت بیرون آمده‌اند همین باشد که رول حمایت‌کننده‌های دولت را بازی کنند تا شاید چیزی از تنهایی‌های تاریک دولت بکاهند. دولتی که وزرای قبلی‌اش را بیرون می‌کند و بعد خود را در همه‌ی زمینه‌ها موفق معرفی می‌کند مضحک است که دولت موفقی نامیده شود! اگر آن دولت کوچک‌ترین موفقیتی داشت این همه وزیر عوض نمی‌شد. عوض شدنِ وزرا و یا جای‌شان فقط نشان از این دارد که نوبتِ دیگری فرا رسیده است. همین! نمونه‌ی بارزش همین افتخاری که دولت کسب کرده و ایران را در آزادی مطبوعان به رده‌ی چند تا مانده به آخر رسانده که انتظار می‌رود با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی وزرای جدید به رده‌ی آخر هم برسد!

آقای صفار البته زیاد از این ماجراها خبر ندارد، زیرا در این چهار سال سرش فقط توی کتاب بوده! البته نه برای خواندن و نه این که ایشان آدم فرهنگی باشد. کسی که بگوید شما به خاتمی هم اعتراض کردی معلوم است که هیچ چیز از قداست اعتراض نمی‌داند و حمایت کردن از جناحِ مورد علاقه‌اش به هر شکل را ترجیح می‌دهد. ایشان این‌قدر تشنه‌ی اهانت کردن به مردم بوده که مشخص است از قبل برای تجمع و اعتاض خودش را آماده کرده بود و به خیال خودش حرف‌های دندان‌شکنی هم داده غافل از این که دوستان‌اش بدتر از این‌ها را هم به مردم گفته‌اند. البته کسانی مثل ایشان همین‌قدر اعتبار دارند که هزار و پانصد نفر به حضورش اعتراض کنند! اعتراض کردن هم برای خودش قواعدی دارد و هرکسی لیاقت ندار که اعتراض مردم را بشنود!


تغییر - مهدی کروبی: خود را برای همه چیز آماده کرده ام
تغییر - آزادی مطبوعات در ایران: از میان ۱۷۵ کشور جهان؛ در رده ۱۷۲ ام
تغییر - فرافکنی حامیان احمدی نژاد؛ کدام شهدای بسیجی؟
هرانا - تجمع دانشجويان دانشگاه آزاد کرج
هرانا - دو زندانی برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان اوین منتقل شدند
هرانا - صفر انگوتی هم به قرنطینه رفت 
هرانا -  وکيل تاجبخش: موکلم به بيش از 12 سال حبس تعزيری محکوم شد 
نوروز - متهمان اصلی کهریزک همچنان آزاد هستند



آزادباشیم

نمایش سبز موسوی روی اینترنت


هرچقدر منتظر شدم تا کلمه‌یی از روی کینه و انتقام یا سخنی به دور از ادب و همراه با متانت از زبانِ میرحسین موسوی بشنوم نتیجه‌یی نداشت و جز پاسخ‌های همراه با منطق و متانت چیزی نشنیدم. خیلی وقت بود که از یک ایرانی‌یِ سیاسی، نین سخنان دل‌نشینی نشنیده بودم. حتا سخنان هاشمی در نماز جمعه هم این همه به دل‌ام ننشسته بود.

میرحسین موسوی با حضورِ سبز آن لاین‌اش انقلابی در ارتباط با مردم ایجاد کرد که بدونِ شک باید با حضور دیگر رهبرانِ جنبش سبز تداوم و قدرت بیش‌تری پیدا کند. دنیای نامحدود اینترنت جا برای چنین خلاقیت‌هایی زیاد دارد و زور رسانه‌های کودتایی هم به هیچ طریق نمی‌رسد و این موضوع با جمع زدن تعداد بازدید کننده‌گان از مصاحبه‌ی آن‌لاین موسوی روی صفحه‌ی نخست‌اش در بالاترین روشن می‌شود که چیزی بیش از بیست هزار کلیک تا این لحظه است که من می‌نویسم.

از موسوی کمال سپاس را داریم که این‌چنین شانه به شانه در کنار مردم گام برمی‌دارد و نه روس دست‌ها جا خوش می‌کند که زیاد دیده شود و نه خودش را زیر پای مردم قرار می‌دهد که دیده نشود. اقدامات باهوش و به موقعی که موسوی، کروبی و خاتمی انجام می‌دهد از جمله بیانیه‌ها، دیدارها، نامه‌ها، افشاگری‌ها و این آخری مصاحبه‌ی میرحسین موسوی تأثیر خوب و به‌جایی در جنبش سبز و ترغیب مردم به ماندنو حفظ کردن آن دارد. از همین حالا منتظر آقای کروبی و سیدِ خندانِ اصلاحات هستیم.


تغییر - میرحسین موسوی: تا زمانی که مردم اغتشاشگر نامیده شوند راه حلی پیدا نخواهد شد
تغییر - کروبی در دیدار با خانواده دلدم: امیدوارم به راه راست باز گردند
هرانا -  یک آزادی، یک بازداشت و دو حکم حبس
هرانا -  تماس وزارت اطلاعات با خانواده های دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و تهدید آنان
هرانا - مسعود باستانی به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد
هرانا - 35 روز بیخبری مطلق از زیدآبادی
نوروز - نامه محمد نعیمی پور و احمد شیرزاد دو عضو ارشد جبهه مشارکت به دادستان تهران درخصوص دستگیری فرزندانشان:
اگر از همین ابتدا تسلیم فزون خواهان شوید عاقبتی جز بدنامی و نفرین خلق خدا نخواهید داشت‬
نوروز - جبهه مشارکت رییس خانه احزاب ایران شد
نوروز - خانواده هاي زندانيان سياسي خطاب به مسئولان قضایی: در برابر صاحبان زور که استقلال قوه قضائيه را زيرسؤال برده اند سکوت پیشه کرده اید
نوروز - شدار آيت الله العظمی صانعی: مخالفين امام دست بردار نيستند
نوروز - نامه همسر مرتضی الویری به مناسبت چهلمین روز بازداشت او



آزاد باشیم 

لکه‌های سیاه را از خاکِ ایران پاک خواهیم کرد




آقای جنتی امروز می‌باید زورش را می‌زد تا شاید بتواند کاری کرده باشد، غافل از این که راهی نمانده که بر علیه مردم امتحان نشده باشد. این تعجبی ندارد که تریبون نماز جمعه به دست این‌چنین کسانی بیفتد؛ که تا چند ماه قبل برای کوبیدن آمریکا و اسرائیل و انگلیس پای منبر می‌رفتند اما حالا سخنی به غیر از توهین به ساحتِ پاکِ مردم ایران از حنجره‌شان بیرون نمی‌آید. این تعجب دارد که بالایی‌ها از همین حالا نگرانِ راه‌پیمایی‌یِ روز سیزدهم آبان هستند و همه‌ی امور و کار و بار کشور را رها کرده‌اند و چسبیده‌اند با راه‌پیمایی‌یی که در هر صورت برگزار خواهد شد، یا مثل روز چهلم شهدا با خشونت و سرکوب شدید و یا مثل روز قدس با آرامشِ تقریبی و خشونتِ کم.

این القابی که کسانی مانندِ امام جمعه‌های تهران به مردمِ سبز ایران نسبت داده می‌شود ناشی از عدمِ توانایی در فنِ بیان و دیپلماسی است و تلاشِ آقایان را برای جلوگیری از آرامش و مدنیت نشان می‌دهد. از روزی که حوادثِ پس از کودتا شروع شده، به جز آن اوایل می‌توان گفت در هر مرحله از میزانِ خشونت کم شد تا رسید به روز قدس که به کم‌ترین میزان ممکن رسید و این نشان می‌دهد که هر روز بر تعدادِ مسئولان و مجریانی که به مسالمت‌آمیز بودن و مدنی بودن و آزادی‌خواهانه بودنِ خواسته‌های مردم پی برده‌اند افزوده می‌شود و خیلی‌ها دست از خشونت کشیده‌اند. اما عده‌یی هستند که گویا خوابیدنِ فضای تشنج و خشونت و برقرار شدنِ آرامش به نفع‌شان نیست و دوست دارند درگیری‌ها را دوطرفه ببینند!

مردم سبز ایران، اما تا ابد هم که این ماجراها طول بکشد، به غیر از همین راه -سکوت و آرامش - راهِ دیگری برنخواهند گزید تا بلاخره روزی فرابرسد که تمامِ ایران سبز شود و اتحادِ واقعی میانِ همه‌ی ایرانی‌های دنیا برقرار شود و ذره‌یی از خاکِ ایران لکه‌های سیاه به خود نبیند. لکه‌هایی مانندِ ستم، فقر، فسادِ مالی، فسادِ اخلاقی، فحشا، نقض حقوق زنان، ضایع شدن حقوق کودکان، عدمِ بها دادن به جوانان که با یاری‌یِ مردم سبز ایران پاک خواهند شد.


نوروز - در دیدار موسوی و خاتمی مطرح شد: جامعه بیدار ما راه آزادی را یافته و با زور و فشار از مسیر خود منحرف نخواهد شد
هرانا -  تبدیل حکم تعلیقی مجید اشرف نژاد به حکم تعزیری
هرانا - نتایج اولین دوره‌ی مسابقه‌ی حقوق‌بشر در آیینه‌ی وبلاگ‌ها
هرانا - نامه 20 تن از دانشجویان ستاره دار دانشگاه های سراسری و آزاد سال 88
هرانا -  تعداد مبتلایان به ویروس ایدز در ایران ۷۰ هزار تن برآورد شد
هرانا - دبيرکل سازمان ملل متحد از نقض حقوق بشر در ايران به شدت انتقاد کرد



آزاد باشیم

وقتی زور دولت به مردم نمی‌رسد




همان‌طور که مردم بدون هیچ خسته‌گی و پا پس کشیدنی به فعالیت‌ةای مدنی و ایران‌دوستانه‌شان ادامه می‌دهند،دولت و قوه‌ی قضائیه هم بدون هیچ شرم و حیایی بر علیه مردم می‌جنگند و از هیچ روشی دریغ نمی‌کنند. خلاصه‌ی مطلب این است که آقایان می‌نشینند و منظر می‌شوند تا ببینند مردم چه می‌خواهند تا خلاف آن را انجام دهند، ببینند مردم مخالف چه هستند تا دقیقن و بدون کم و کاستی به آن عمل کنند و هرطور که می‌توانند نگذارند فکرها به طرف موج سبز و این برنامه‌ها برود؛ غافل از این که موج سبز خودش همه چیز را درون خودش می‌کشد و جامه‌ی سبز بر تن همه‌ی مسائل ریز و درشت می‌کند.

اقداماتِ وقیحانه‌یی که در این چند روز انجانم گرفته؛ از جمله اعدام نوجوانان، بریدن حکم اعدام برای کسانی که هیچ ارتباطی با جنبش مدنی و جمهوری‌خواهانه‌ی مردم نداشته‌اند و ربط دادن آن به مردم، انواع و اقسام توهین‌ها و جسارت‌ها به ساحت پاکِ مردمِ سربلندِ ایران و انواع و اقسام ناجوانمردی‌ها در حق مردم باز هم نتوانسته مردن را ذره‌یی به گذشته بازگرداند و راهِ سبز هم‌چنان ادامه دارد.

مشخص نیست این تبلیغاتِ مضحکی که در خبرگزاری‌های کیهان‌صفت انجام می‌شود به چه منظور صورت می‌گیرد؟! درحالی که همه می‌دانند به جز آن‌هایی که این خزعبلات را می‌نویسند کسِ دیگری چشم هم به این مطالب نمی‌اندازد. هر روز یک روزنامه از روی دکه‌ها جمع می‌شود که بدون هیچ تردیدی معترض یا منتقد است. خبرهای خوبی از زنانیان سیاسیبه گوش نمی‌رسد. سناریوها دمادم نوشته و اجرا می‌شوند و این‌ها از یک دولت عادی سر نمی‌زند که مردم انتخاب‌اش کرده باشند.

 هرانا - حامد روحی نژاد زندانی محکوم به مرگ : دستگیر شدم تا در آینده، قربانی نتایج انتخاباتم کنند
 هرانا - در ادامه سیاست "النصر بالرعب": احضار خانواده های فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی بابل
 هرانا - نشست کمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه در منزل دکتر احمد زیدآبادی
  هرانا -  استمداد یک زن محکوم به اعدام
نوروز - اسامی چهار نهاد دولتی حمله کننده به سایت های اصلاح طلب
نوروز - طومار دانشجویان علم و صنعت برای بازگشت دانشجویان ممنوع الورود



آزاد باشیم

درهای اوین، هر روز بسته‌تر از دیروز




مدت‌ها از بازداشت زندانیانِ بی‌گناهِ سیاسی می‌گذرد. برخی‌ها که بیش از این نمی‌شد ازشان سوء استفاده‌ی سیاسی کرد بر خلاف میل باطنی‌یِ سرکوب‌گران به ظاهر آزاد شدند. بسیاری در بلاتکلیفی به سر می‌برند و برخی‌شان هم وضعیتِ نگران کننده دارند و اخبار نگران کننده‌یی هم از کسانی چون احمد زیدآبادی به گوش می‌رسد. هر روز نیز بر تعداد این بی‌گناهان افزوده می‌شود.




تا کنون هیچ ارگانی نتوانسته یا نخواسته یا شهامت‌اش را نداشته که گزارشی، توضیحی، راه‌بردی و یا امیدواری‌یی درباره‌ی وضعیتِ تأسف‌بار زندانیان اوین ارایه بدهد. آن از نماینده‌گان مجلس که یا راه‌شان ندادند! یا به همه جا راه‌شان ندادند و در آخر هم با یک گزارش نصفه و نیمه و به درد نخور به روی صندلی‌های گرم و نرم و بی‌خاصیت مجلس برگشتند. آن از قوه‌ی قضائیه که شبانه و روزانه و عصرانه و صبحانه تلاش می‌کند تا جای متهم و شاکی را عوض کند. نیروهای امنیتی هم که هیچی!

چنین شرایط سختی برای انسان‌هایی که ده‌ها هفته است از خانواده‌های خود بدون هیچ توضیح و دلیلی دور هستند و تنها جرم‌شان دفاع از حقوق مردم است در کشوری که خاک‌اش با خاکِ تنِ کوروشِ بزرگ و میرزاتقی‌خان امیرکبیر درآمیخته زشت و پلید است. زندانی که به گفته‌ی سردم‌دارانِ انقلابِ سال 57 به منظور شکنجه‌ی فعالانِ سیاسی و مذهبی ساخته شده بود، حالا به چه منظوری و برای کنترل چه کسانی استفاده می‌شود؟...همه می ‌دانیم.



نوروز - خانواده های زندانیان سیاسی آخرین وضعیت عزیزان در بند خود را تشریح کردند
 نوروز - بازجویی از دکتر محسن امین زاده ادامه دارد
 نوروز - مصطفی تاج زاده پس از 120 روز از انفرادی خارج شد
نوروز - عبدالله رمضان زاده هیچ اتهامی را نپذیرفته است
 نوروز - پرونده صفایی فراهانی در دادگاه
  نوروز - وضعیت بلاتکلیف محسن میردامادی
 هرانا - 7 سال زندان برای یکی از فعالین ستاد میر حسین موسوی
 هرانا - بازداشت یکی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران
 هرانا - اعدام سه نوجوان به نامهای صفر انگوتی، محمدرضا حدادی و امیر امرالهی



آزاد باشیم 

پرونده‌ی کروبی روی میز، زیر میز



عجب روزهایی شده است! تا این بنده‌های خدا می‌آیند پرونده‌ی این شیخ ما را روی میز بگذارند و چهار تا تهدید و قدرت‌نمایی کنند، کاسه و کوزه‌شان می‌ریزد به هم. تا پرونده‌ی شیخ را روی میز می‌کشند دوباره باید بگذارند زیر میز و بدوند دنبال اتوبوس که نیروی سرکوب‌گر بفرستند سراغ این دانش‌گاه و آن خیابان! دانش‌جویانِ سبز ایرانی، البته منظورم آن‌هایی است که با تلاش خودشان به دانش‌گاه راه یافته‌اند، دست از سر بی‌عدالتی و ستم‌گری برنخواهند داشت. به نظر هم نمی‌آید که راهی هم مانده باشد که سرکوب‌گران امتحان‌اش نکرده باشند.

داگاه ویژه‌ی روحانیت هم که گویا محمدعلی ابطحی را نمی‌شناسد و انگار نه انگار که روحانی بوده، حالا دارد چه پرونده‌یی برای مهدی کروبی رو می‌کند به خودش مربوط است! اما آدم به فکر فرو می‌رود؛ که وقتی برای این‌هایی که هیچ جرمی مرتکب نشده‌اند،مردم عاشقانه و خالصانه دوست‌شان دارند و تازه جنایات را افشا کرده‌اند و خواستار جلوگیری از ستم و جور شده‌اند، می‌توان این همه پرونده نوشت، پس برای آن‌ها که کشته‌اند، تجاوز کرده‌اند، جنایات را مدیریت کرده‌اند و جرم مرتکب شده‌اند چه می‌توان نوشت؟ یک کتاب؟ یک تاریخ؟ یک ...

مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی، این روزها این سه اسم را هرکجا که بر زبان بیاوری خنده و افتخار به صورت هرکسی که دور و برت باشد مهمان می‌شود. بحث ساده است! این سه را مردم دوست دارند. دولت این سه را دوست ندارد، پس مردم دولت را دوست ندارند و دولت مردم را!


 تغییر - محسنی‌اژه‌ای به «کیهان» گفت: کروبی و موسوی به موقع در دادگاه
تغییر - جلوگیری از مهمانی شبانه حزب اعتمادملی
تغییر - بولتن‌سازان چگونه شایعه‌‌پردازی می‌کنند؟
تغییر - پناهندگی دختر مشاور احمدی‌نژاد؛ با فیلمی در محکومیت شکنجه
نوروز - اظهار نگراني نسبت به وضعيت جسمی دکتر داوود سليماني عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی
نوروز - بولتن محرمانه سپاه منتشر کرد: میردامادی بازجویانش را نصیحت می کند
نوروز - خرین وضعیت دکتر محسن امین زاده در زندان اوین
نوروز - وضعیت جسمانی مهدی محمودیان مناسب نیست
نوروز - پرتاب گاز اشک آور به تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد مرکز
نوروز -  محکومیت برهان بقایی و مهران کوشا از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به ۱۰ سال حبس تعزیری
نوروز - برادران ناصرعبدالحسینی: سو استفاده از برادر بیگناهمان منجر به صدور حکم اعدام شد




آزاد باشیم

یا تن رسد به جانا، یا جان ز تن درآید




همیشه از میان اشعار حافظ شیرازی این یک بیت نظرم را جلب کرده: "دست از طلب ندارم تا کام من بر آید/یا تن رسد به جانا یا جان ز تن درآید". امسال به واقع معنی‌ و تفسیر این یک بیت را فهمیدم و دیدم و حس کردم. امروز که بیستم مهرماه است و روز بزرگ‌داشت جناب حافظ این بیت را بارها و بارها تکرار می‌کنم و برای همیشه در دل و جان‌ام حفظ‌اش می‌کنم.

طلبِ من آزادی است و بهتر بگویم طلبِ انسان آزادی است اگر انسانیت‌اش را حفظ کرده باشد. دست از آزادی کشیدن همان دست از انسانیت کشیدن است. در این چند ماه به‌خوبی دیدیم که دست از طلب نکشیدن دست از خیلی چیزهای دیگر کشیدن هم هست. از مقام و پست و مال و منال و هزار چیز ریز و درشت دیگر. از مردم ایران یاد گرفتم که حتا بری لحظه‌یی نباید دست از طلب کشید، آن هم از چنین طلبی.

رسیدن به هر خواسته‌ی خوبی کنار زدن صدها بدی و زشتی و ناپاکی را می‌طلبد و کنار زدنِ همه‌ی این‌ها ابتدا نمایان کردن و پرده برداشتن از واقعیت‌ها را طلب می‌کند. چه بسیار انسان‌هایی که در راه حقیقت و خوبی شهید شدند و زندانی شدند و تهدید شدند اما دمی از حق‌گویی دست نکشیدند. پس من هم دت از طلب ندارم تا کام من برآید...


 تغییر - نامه سرگشاده مجمع روحانیون مبارز به رییس قوه قضاییه
 تغییر - نانوایی‌های صنعتی در آستانه اعتصاب
 تغییر - کناره‌گیری معترضانه مصطفی مستور از نامزدی جایزه کتاب سال
نوروز - احضار دانشجويان منتقد در دانشگاه شریف
 نوروز - تمجید مجمع روحانیون از آیت‌الله دستغیب
  
 
هرانا - ادامه‌ی بازجویی از فریبا پژوه و هتاکی زندانبان و بازجویان به وی
  


 
هرانا - نامه به شورای حقوق بشر سازمان ملل برای آزادی بهمن احمدی امويی
 هرانا - احمد زیدآبادی هم‌چنان ممنوع الملاقات است



آزاد باشیم

در ایران مجازاتِ کودکان از بزرگ‌سالان سخت‌تر است!




امروز روز سبزی بود. مثل همه‌ روزهایی که در این چند ماه گذشت. خبرهای خوبی هم  رسید. خبرهایی سرشار از امید و مقاومت. خبر دیدار کروبی با موسوی همه را به وجد آورد. سخنان دل‌نشین خاتمی مثل همیشه امید را در دل‌ها پررنگ‌تر کرد. محسن مخملباف جایزه‌اش را به مهدی کروبی تقدیم کرد و کلی خبر خوب دیگر.

این روز سبز اما یک لکه‌ی خون داشت. مثل همه‌ی روزهایی که در این چند ماه گذشت. اما این بار آن که خون‌اش در رگ‌ها از جریان ایستاد،‌نه آزادی‌ی‌يِ زندانیان سیاسی را می‌خواست، نه ابطال انتخابات را خواستار بود و نه به فکر تجاوز و شکنجه در زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌ها بود. او فقط زنده‌گی کردن می‌خواست. بهنود شجاعی امروز، بامداد، به دار آویخته شد. بهنود شجاعی در کودکی مرتکب اشتباهی شد و حالا در اشک‌های پدر و مادرش خلاصه شد.

در ایران به کودکان از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین ظلم‌ها .و ستم‌ها روا می‌شود. از آن‌جا بگیر که کودکی در اوج سرما و گرما به جای این که در مدرسه باشد  در خیابان‌ها دوره‌گردی می‌کند و سیگار و گل و روزنامه می‌فروشد. از کودکان مدرسه‌یی بگیر که در آتش می‌سوزند. تا برسی به کودکانی که اعدام می‌شوند. در ایران جرم یک کودک بیش از یک بالغ است! کسی که از کودکی منتظر اعدام باشد تا لحظه‌ی اعدام فرا برسد بیش از آن که در بلوغ حکم و جرم‌اش اجرا شود. انسانی که به جرمی در کودکی محکوم می‌شود با انسانی که در کودکی مجازات شود فرقی دارد؟


نوروز- بهنود شجاعی اعدام شد
نوروز - روز شنبه در منزل دبیرکل حزب اعتمادملی انجام شد؛ دیدار مهم میرحسین موسوی و مهدی کروبی
نوروز - سیدمحمد خاتمی: مردم از راه خود بازنمی گردند
نوروز - دیدار جوانان مشارکت با خانواده های نعیمی پور و پیرحسین لو
نوروز - امام جمعه لارستان: فردی دروغگو مرا ترغیب به امضای نامه‌ علیه آیت‏الله دستغیب کرد
نوروز - رایزنی‌ رییس اتاق بازرگانی با دادستان کل کشور برای آزادی صفایی فراهانی




پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم/ نامه جمعی از بلاگرهای ایرانی برای آزادی علی پیرحسینلو

alpar01

روزگاری دور و نزدیک در پرسه‌های اینترنتی خود به صفحه‌یی در اینترنت برمی‌خوردیم که در بالای صفحه‌ی آن نوشته شده بود «پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم». علی پیرحسین‌لو از دوستان قدیمی‌مان در وبلاگ‌ستان پارسی نویسنده‌ی این صفحه بود که مانند بسیاری از ما اندیشه‌ها و تفکرات خود را در وبلاگ‌اش بدون پرده‌پوشی و با شجاعت می‌نوشت.

در گیر و دارهای حوادث بعد از ۲۲ خرداد و  در ادامه‌ی بازداشت گسترده‌ی روزنامه‌نگاران و نویسنده‌گان و اهل اندیشه که همه از سر کینه‌توزی و انتقام بود،علی پیرحسینلو یا همان الپر قدیمی وبلاگ‌ستان به همراه همسرش  (فاطمه ستوده) بازداشت و روانه‌ی زندان شده است. همسرش در ابتدای امر آزاد شد، ولی علی هم‌چنان زندانی است…

اکنون بیش از سه هفته است که علی دوست و همراه قدیمی‌مان زندانی است و در زندان اوین حال و روزگار او از ما و خانواده و همسرش پوشیده است. کسی که بدون پرده پوشی می‌نوشت، اکنون در غباری از بی‌خبری در زندانی نگه‌داری می‌شود که جای و او امثال او آن‌جا نیست. در زندانی که دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان‌، هم‌چون محمدعلی ابطحی، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه و بسیاری دیگر در بازداشت به سر برده و از کانون گرم خانواده‌ی خود دور هستند؛ برای این‌که اعتراف کنند به ناکرده‌ها، برای این‌که پرونده‌شان مشروعیتی باشد برای دولتی که مشروع نیست، برای این‌که بدون پرده پوشی سخن گفتن در این دیار جرم محسوب شده و سرانجام صادقانه نوشتن و صادقانه زنده‌گی کردن و صادقانه اندیشیدن زندان است و از دیدگاه تمامیت‌خواهان جرم.
پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم؛ علی پیرحسینلو مجرم نیست، جای او زندان نیست، بازداشت و زندانی کردن او و بازداشت دیگر دوستان‌مان که اکنون ماه‌ها است در زندان‌اند و زیر فشارهای نامتعارف و غیرقانونی و غیر انسانی، بازداشت همه‌ی ما وبلاگ‌نویسان ایرانی است.

پوشیده چه گوییم همینم که هستیم؛ ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی خواهان آزادی علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان هستیم. ما می‌خواهیم که وی هر چه زودتر نزد خانواده و همسرش بازگردد و پرونده‌سازی و تهمت و افتراها از روی او رخت بربندد. ما وبلاگ‌نویسان ایرانی حضور علی پیرحسینلو در زندان را بر خلاف موازین حقوق‌بشر و رفتاری غیرقانونی و غیرانسانی می‌دانیم. ما خواهان آزادی هر چه سریع‌تر علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس دربندمان هم‌چون هنگامه شهیدی، محمدعلی ابطحی و فریبا پژوه هستیم.




نوروز - نامه همسر حسین نورانی نژاد رئیس دربند کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی به دکتر سعید حجاریان عضو تازه آزاد شده حزب : به راه سبزي كه همسرم در كنار شما رفته مي بالم: سلام بر شما
نوروز - تازه ترین بی حرمتی هواداران احمدی نژاد به مراجع
نوروز - کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات تحت فشارهای مختلف قرار دارد
نوروز - خریدار مخابرات، سایپا را هم می‌خرد
هرانا -  بهنود شجاعی به قرنطینه زندان اوین منتقل شد
هرانا - بازجویی کتبی از دانشجویان دانشگاه گیلان توسط نیروهای خارج از دانشگاه
هرانا - شاهپور کاظمی و فرزندش در مکانی نامعلوم زندانی اند



آزاد باشیم 

جایزه‌ی خونین صلح، مبارک‌ات باشد آقای اوباما





ایستان در یک کشور آزاد و حمایت کردن از جنبش آزادی مردم ایران خیلی سخت نیست. خارج کردن سربازهای آمریکایی از عراق به خاطر هزینه‌های سرسامآور جنگ هم همین‌طور. اما در میان خفقان و تهدید و ترعیب و فشار، فریاد زدن و بی‌پرده گفتن خیلی سخت است. در مقابل این همه خون و شکنجه و تجاوز سکوت کردن و اعلام بی‌طرفی کردن برای رسیدن به منافع خود کار دلیرانه‌یی نیست اما چشم پوشیدن از مقام و ثروت به خاطر جلوگیری و یا حداقل کاهش این موارد دل شیر می‌خواهد.

اوباما می‌تواند جلوی دولت ایران و رهبران کره‌ی شمالی و رئیس جمهور روسیه و جلوی چشمان چاوز خودنمایی کند و پز بدهد که: «ببینید چه چیزی در دست‌ام است، این جایزه‌ی صلح نوبل است!» اما جلوی مردم ایران نباید چیزی جز سرافکنده‌گی و حقارت چیزی داشته باشد. هم‌راهی کردن مردم ایران شجاعتِ کروبی، از خودگذشته‌گی‌یِ خاتمی و آزاده‌گی‌یِ موسوی را می‌خواهد، مظلومیت ندا و سهراب و اشکان و کیانوش را می‌خواهد که هیچ‌کدام را آقای اوباما ندارد.


هرانا - کروبی خواهان حضور در تلویزیون شد
هرانا - اجراي حكم اعدام براي كودكان زير 18 سال ممنوع شود
هرانا - گزارش یونیسف از روز کودک سال 1388 
تغییر - اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب در خصوص عواقب ورود سپاه در فعالیت های اقتصادی
تغییر - غیبت حسن خمینی در مراسم تجدید میثاق فرماندهان نیروی انتظامی با آرمان‌های امام
تغییر - با اسرای جنگی هم اینگونه برخورد نمی‌شد


آزاد باشیم

این اشتباهاتِ دولت فقط آب از سرها می‌گذراند




حقارتِ مسئولانِ به اصطلاح امنیتی به جایی رسیده که به غیر انسانی‌ترین کارها دست می‌زند. اقداماتی از قبیل خواب‌گاه ندادن به دانش‌جویان! و محروم کردن دانش‌جویی که برای دسیدن به دانش‌گاه مدت‌ها تلاش کرده و بدون سهمیه و پارتی به دانش‌گاه راه پیدا کرده به جز درمانده‌گی و عقده‌یی چرکین چیزی را نمی‌رساند.

محروم کردن یک دانش‌جو، آن هم دختر از خواب‌گاه عملی بسیار غیر انسانی و و غیر موجه است و به جز این که آن دانش‌جو را خشم‌گین‌تر، خواهان‌تر و"آب از سر گذشته" کند هیچ دست‌آوردی برای حافظان دولت ندارد. دانش‌جویی که پس از سال‌ها درس خواندن و تلاش کردن به دانش‌گاه راه یافته تا بتواند آرزوهای کوچک و بزرگ خود را برآورده کند، با محروم شدن از تحصیل دیگر چیزی برای ازدست دادن ندارد

دیگر وقت آن گذشته که یک دانش‌جوی واقعی وقت شب و روز خود را صرف کیفیت غذا و خواب‌گاه گرفتن کند و از صبح تا شب به صد نفر رو بینازد تا حق مسلم خود را بگیرد. حالا هر حقی که از دانش‌جویی ضایع شود ، به جای‌اش حق بزرگ‌تری طلب می‌شود و این‌ها هدیه‌های اشتباهتِ مسئولانِ وظیفه‌شناس دولت است.


نوروز - مراسم یادبود شهید محمدجواد پرنداخ در دانشگاه اصفهان برگزار شد
نوروز - بعد از 110 روز بازداشت، پرونده بهمن احمدی امویی پیدا شد
نوروز - ممنوعیت استفاده از خوابگاه و امکانات رفاهی دانشگاه برای 3 دانشجوی دختر دانشگاه مازندران
نوروز - ژيلا بنی‌يعقوب به دادگاه احضار شد
تغییر - صد و يك روز از بازداشت موقت مهندس شاهپور کاظمی(برادر دکتر زهرا رهنورد) گذشت

تغییر - پرونده سازی برای کروبی در دادگاه ویژه روحانیت
تغییر - فشارهای غیر قانونی بر فعالین دانشجویی دختر دانشگاه مازندران



آزاد باشیم

هیچ کس لیاقت ندارد به جنبش سبز نوبل بدهد!




موضوعات داغ خیلی از سایت‌ها و محافل خبری امروز از جوایز صلح نوبل بود. انواع و اقسام‌اش. فهرست را که خوانم دل‌ام گرفت. هیچ خبری از جنبش سبز و فعالان‌اش نبود. هیچ اسمی و تقدیری از مردم ایران نبود. هیچ‌کس پیشنهادی برای یک حرکت هرچند نمادین برا حمایت از مردم ایران نداد و بیانیه‌یی برای حمایت از موج پاک و سبز ایران صادر نشد. جنبش سبز ایران در ابتدا مورد حمایت خیلی‌ها قرار گرفت. خیلی از کشورها و دولت‌ها از جنبش سبز حمایت و دفاع کردند تا این که پای مسأله‌ی اتمی به میان آمد و بوی دلارهای ایران به هوا بلند شد. ناگهان همه چیز عوض شد.دیگر هیچ کشوری برای آزادی زندانیان سیاسی هشدار نداد. هیچ محفلی جنایات را محکوم نکرد و گوشی برای شنیدن صدای مردم ایران و دیدن جنایان باقی نماند.

قدرت جنبش سبز نیز به همین تنهایی‌اش است. جنبش سبز در میان این همه بی‌مهری و سود‌جویی سرپا مانده و قامت‌اش عمود و محکم مانده و در میان این همه بی‌توجهی و سوء استفاده‌ی سیاسی که کشورهای غربی و شرقی کردند کمر خم نکرد. جنبش سبز ایران شاید تنهاترین جنبشی یاشد که در تاریخ اتفاق افتاده و این تنهایی از بوی دلارها و ثروت‌های زیرزمینی و روزمینی‌یِ ایران برمی‌خیزد.

ما، اهالی جنبش سبز ایران از امروز تا همیشه جایزه‌ی سبز آزادی را تقدیم می‌کنیم به همه‌ی مردم سبزی که در اوج تنهایی هم‌دیگر را تنها نگذاشتند، در سخت‌ترین روزها ماندند و می‌مانند، با وجود خفقان و بسته بودن فضا و تهیدهای زورگویان صدای‌شان برای لحظه‌یی خاموش نشد و نخواهد شد، زنده‌گی‌شان را در اوج سیاهی به‌سبزی ادامه می‌دهند و خواهند داد، در شب تیره چون ستاره‌ها می‌درخشند و خواهند درخشید و در مقابل خشونت و ستیزه چیزی به جز آرامش و متانت بروز ندادند و نخواهند داد.


تغییر - مادر محمد داوری سردبیر بازداشت شده سحام نیوز:فقط پسرم را آزاد کنید
تغییر - خانواده دکتر ملکی: وضعیت سلامتی محمد ملکی وخیم است
تغییر - شجاعی و انگوتی در آستانه اعدام
هرانا -  مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی
هرانا - جلسه دفاع آخر دادگاه 10 دانشجوی پلی تکنیک برگزار شد
هرانا -  نامه نوجوان محکوم به اعدام به اولیای دم
هرانا - روز جهانی کودک و ده ها نوجوان ایرانی در پای چوبه‌ی دار
نوروز - حنیف مزروعی از سردبیری "نوروز" استعفا کرد
نوروز - راه اندازی وبلاگ برای آزادی حسین نورانی نژاد رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت
نوروز - مسر دکترملکی: برای من صد درصد قطعی است که دکتر ملکی وضع بدی دارد که به ما اجازه‌ی ملاقات نمی‏دهند
نوروز - فرق 4كشته كهریزك با 30 كشته آزادی و لولاگر!



آزاد باشیم

چند ماه گذشت؛ جنایت‌کاران راست راست می‌چرخند!




در حالی که خون شهدای جنبش سبز که ده‌ها نفر را شامل می‌شوند؛ البته ده‌ةا نفری که که اسنا شهات‌شان موجود است، هنوز هم کف خیابان‌ها را سرخ نگه داشته است جنایت‌کاران و سناریونویسان هم‌چنان در پست‌های خود باقی هستند، از پستی به پست دیگر منتقل می‌شوند و حتا بعضی‌های‌شان پست‌های بالاتر می‌گیرند. هزاران انسان در سوگ عزیزان‌شان نشسته‌اند، میلیون‌ها انسان در غم یاران دبستانی‌شان نشسته‌اند و عاملانِ جنایات هم‌چنان در مقام‌های خود باقی هستند.

دولتی که مردم‌اش را به کشتنِ هم‌دیگر متهم می‌کند و دم به دم سعی بر آن دارد تا با رو در روی هم قرار دادن آحاد مردم بقای خود را دوام بخشد، انتظاری را برای محاکمه کردنِ هم‌فکران‌اش بر نمی‌انگیزد. دولتی که در اوجِ بی‌کسی تظاهر به حمایتِ مردمی داشتن کند و مسافرانِ همیشه‌گی‌یِ اتوبوس‌های‌اش را همه‌ی مردم ایران بداند نباید هم کم‌ترین قدمی در راهِ حقیقت و حق بردارد.

این که این دولت به حافظان‌اش چه‌گونه امتیاز می‌دهد بر همه مشخص است. قانون‌شکنی‌یِ بیش‌تر برابر است با پست و مقام بهتر. چه‌کسی ز بحث تجاوز عصبانی می‌شود به جز متجاوز؟ چه‌کسی ازمطرح کردن شکنجه ایراد می‌گیرد به جز شکنجه‌گر؟ چه‌کسی روزنامه‌های منتقد را می‌بندد به جز دیکتاتور؟ چه کسی از رسیده‌گی به جنایات می‌هراسد به جز جنایت‌کار؟ چه کسی از آزای‌یِ بیان و اطلاع‌رسانی می‌ترسد به جز دولتی غیر مردمی و زورگو؟


تغییر - علیرضا بهشتی خطاب به سردار جعفری: انکار واقعیت بزرگترین خطایی است که سیاستمداران می‌توانند مرتکب شوند
تغییر - همزمان با توقیف دو روزنامه در تهران یک روزنامه در شیراز توقیف شد
تغییر - یدمحمد خاتمی به دیدار حجاریان رفت
تغییر - همسر زیدآبادی: ‌دادستان دستور توقف آزادی‌ زیدآبادی را داده است
نوروز - یاسر نبوی، فرزند ارشد چریک پیر از پدر می گوید: بهزاد نبوی در یک کلام کابوس اقتدارگرایان است
نوروز - فراخوان دانشجویان علوم اجتماعی برای آزادی مهدی شیرزاد
نوروز - آخرین دست و پا زدن های مرتضوی برای تبرئه خود از جنایات کهریزک: با من خصومت شخصی دارند
هرانا- بازداشت گسترده اعضای کانون صنفی معلمان، به همراه اسامی
هرانا - وضعیت بد جسمی آیت الله بروجردی در زندان
هرانا - اسناد و مدارک تخلفات مرتضوی بزودی به مقامات قضایی ارایه می شود



آزاد باشیم

هنوز هم از تب و تاب نیفتاده‌ام، من رای‌ام را می‌خواهم




تا دو روز قبل از انتخابات نمی‌خواستم رای بدهم. خیلی از دوستان و آشنایان اصرار می‌کردند که به کروبی یا موسوی رای بدهم اما دیگر نمی‌توانستم فکرش را هم بکنم که افتضاحِ دوره‌ی نهم تکرار شود و باز هم در حسرت رای‌ام بمانم همان‌طور که در حسرت رایی که به دکتر مصطفی معین داده بودم. بلاخره روز چهارشنبه بود که با اطمینان کامل تصمیم گرفتم و به مهدی کروبی رای دادم. به خاطر وعده‌های صریح و اساسی، سابقه‌ی سیاسی‌یِ به نسبت خوب و مطرح کردنِ بی‌پرده‌ی مسائل حقوق بشر.

روزی که آرای دروغین اعلام شد و آرای کروبی به آن صورت مضحک اعلام شد فهمیدم که مهدی کروبی آدم خطرناکی برای مستبدان است که تا این حد قصد دارند تحقیرش کنند. کروبی بیانیه داد که تا پایانِ عمر پای حق مردم ایستاده. کروبی به همراه مردم و در چهره‌ی یکی از از مردم معترض به خیابان آمد. کروبی با هزاران تهدید پای حرف‌اش ایستاد. ده‌ها اصلاح‌طلب بازداشت شدند، اما کروبی از حزف‌اش کوتاه نیامد، حتا برای ذره‌یی. کروبی از ضرب و شتم زندانیان انتقاد کرد. کروبی تجاوز را افشا کرد. کروبی برای گفته‌های‌اش سند رو کرد. کروبی تهدید شد. کروبی نترسید. کروبی...

حالا با گذشت چند ماه از آن کودتای خونین، هر لحظه به رایی که دادم بیش‌تر افتخار می‌کنم و برای پس گرفتن‌اش بیش‌تر مصمم و مطمئن می‌شوم. چنین رایی به چنین انسانی افتخار است و من به خود نیز افتخار می‌کنم که به کروبی رای دادم! می‌ارزد که چنین رایی را پس بگیریم. ارزش چنین رایی بیش از این است که با یکی دو ماه اعتراض فراموش‌اش کنم. چنین رایی را می‌ارزد که تا آخر عمر دنبال‌اش بدوی و بگویی: «من برای چنین انسانی دویدم. من برای رایی که به مهدی کروبی داده بودم یک عمر دویدوم!»


 تغییر - در پی ابلاغ مدیریت دانشگاه تهران؛ محرومیت صدها دانشجو از ورود به خوابگاه
 تغییر - اسناد مکاتبات جعلی دانشگاهی وزیر جعلی کار دولت جعلی
تغییر - نامه مادر شهید سهراب اعرابی به حداد عادل
تغییر - ابطحی: با نام امام علی، امروز آزادم
تغییر - تصاویری از بازداشتگاه کهریزک
تغییر - در این کشور کودتای کودتای اخلاقی رخ داده نه کودتای رنگی
تغییر - نامه انصاری به لاریجانی:چرا نمی‌گذارند درباره انتخابات هم مثل هولوکاست تحقیق شود؟
هرانا - محاکمه رضا ملک به دلیل افشارگری های سال گذشته
هرانا - روزنامه فرهنگ آشتی با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد
  هرانا -  فریبا پژوه در زندان تحت فشارهای بازجویی است
 هرانا - قتل یک زندانی توسط مامورین در زندان ارومیه
 نوروز - یادداشتی از علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی: یک پیشنهاد به شبکه های اجتماعی
نوروز - اهدای خون تا اهدای قلب برای سلامتی بهزاد نبوی
نوروز - تلاش مرتضوي براي دور شدن از جايگاه متهم اصلي در پرونده کهریزک
 نوروز - محمدرضا نقدی عامل شکنجه شهرداران جانشین طائب شد




آزاد باشیم

آقای موسوی! کابینه‌ات را از اوین انتخاب کن!




آقای میرحسین موسوی
کاندیدای منتخب مردم ایران در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران

ضمن ارادت به شما و یارانِ دلیرتان می‌خواستم پش‌نهادی در باب انتخاب کابینه به شما بدهم، البته اگر روزی شما و ما به حق خود رسیدیم. اگر روزی شما امور کشور را در دست گرفتید و خواستید کابینه‌یی انتخاب کنید فکر نمی‌کنم برای پیدا کردنِ افراد خوش‌فکر، آزاداندیش، با سابقه‌ی سیاسی‌یِ خوب، با سواد و هر مورد دیگری که برای اداره‌ی یک کشود لازم است کار سختی داشته‌ باشید! فقط کافی است یک سر به زنان اوین بروید و خیلی راحت و آسان از میانِ زندانیانِ آن مکان افراد مورد نظر خود را انتخاب کنید. در پایین‌ترین حد ممکن شما خواهید توانست نیروهای سیاسی‌یِ کابینه‌تان را از اوین انتخاب کنید.




لازم هم نیست که زحمت بکشید و زندانیان را آزاد کنید! فقط کافی است که دفترتان را به زندان اوین منتقل کنید تا یک لشکر آدمِ لایق و کارآمد که در این خفقان و سیاهی توانسته‌اند آبروداری کنند و دلی از مردم به دست بیاورند در کنار خود ببینید.شما می‌توانید در کنار خود محمدعلی ابطحی را داشته باشید که اگر روبه‌روی مردم بایستد و بگوید من به شما خیانت کردم هم مردم باز هم دوستش دارند و در وبنوشته‌های‌اش کامنت‌های حمایت می‌گذارند یا دکتر احمد زیدآبادی را داشته باشید و صد سال با خیال راحت به دیواری همچون وی تکیه کنید. عبدالله مؤمنی را در کنار خود داشته باشید و خیال‌تان از بابت دانش‌جویان راحت باشد. یا...

آقای موسوی!این‌هایی که حالا زندان هستند. این‌هایی که بی‌گناه لز خانواده‌های‌شان دور هستند. می‌توانستند حالا در کنار شما باشند و شبانه‌روز برای ایرانی بهتر، آزاد، سبز و ثروتمند تلاش کنند. شاید اگر شما به حق‌تان می‌رسیدید، حالا باز هم گناه‌کاران در زندان نبودند! اما خب حداقل‌اش این بود که بی‌گناهانِ کم‌تری در زندان بودند!



   هرانا -  هشدار درباره وضعیت جسمی بهزاد نبوی
  هرانا - معضلات آنتن های سرطان زای مخابرات
هرانا - عدم معالجه یکی از زنان زندانی سیاسی ، باعث از دست دادن بینائی یکی از چشما
هرانا - پرونده سعیده پورآقایی: خطای رسانه ای یا دام اطلاعاتی؟
 هرانا - انتقال عزت تربتی و احمد احمدیان دو دانشجوی دانشگاه تهران به بند 209 زندان او
نوروز - رخواست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مراجع عظام برای آزادی بهزاد نبوی
 نوروز - جوانان سبز مشهد برای آزادی شهاب طباطبایی روزه گرفتند
نوروز - فاطمه عرب سرخی برای پدرش می نویسد:آری پدر، تو مجرمی




آزاد باشیم

دولت باز هم صدها کارگر را بی‌کار کرد




ساختمانِ صنعت یک مجتمعِ کارگری‌یِ بزرگ واقع در خیابانِ ظهیرالاسلام، حوالی‌یِ میدان بهارستان است. این مجتمع محلی برای امرار معاش صدها کارگر زحمت‌کش است که از آغازین ساعاتِ روز تا شب و برخی هم به‌صورت شب‌کار مشغول به کار هستند. اکثر کارگران این ساختمان از قشرِ اکثریت مردم ایران هستند؛ یعن قشرِ بسیار ضعیف از نظر مالی.

کارگران این ساختمان صبح روز پنجشنبه در عین ناباوری با پلمپ ساختمان مواجه شدند که بدون شک به دلیل مسائل مالی و بدهی به دولت بوده است. در پی اعتراض و تجمع ه‌ها کارگر معترض جلوی درب پلمپ شده‌ی ساختمان مأموران نیروی انتظامی مجبور به گشایش مجدد می‌شوند و کارگرا روز پنجشنبه را نیز می‌گذرانند.




متأسفانه روز شنبه همان ماجرا تکرار می‌شود و اما این بار خبری از بازگشایی مجدد نیست. بسیاری از کارگران این ساختمان همین حالا و در حالی که درب ورودی به وسیله‌ی سنگ‌های بتونی! پلمپ شده به علت اعتراض به وضعیت موجود در ساختمان هستند؛ این کارگران از جمعه شب در ساختمان ماندند تا شاید بتوانند جلوی پلمپ را بگیرند. اما متأسفانه مأمورین بدون توجه به این که این کارگران در ساختمان هستند و بدون توجه به این که صدها نفر بی‌کار و سردرگم شده‌اند کار خود را انجام دادند.

هم‌اکنون بسیاری از کارگران این ساختمان که به صورت روزمزد یا ساعتی کار می‌کردند هیچ رآمدی ندارند و. هم‌چنین کسی یا اداره‌یی نیست که از آن‌ها پشتیبانی کند. کارگران در ایران همیشه مظلوم بوده‌اند و در این چهار سال حق‌شان بیش از همیشه ضایع شده است.



تغییر - پانزده نفر از دانشجویان تحکیم آزاد شدند
تغییر - نوشته ای برای بیمار ممنوع الملاقات
تغییر - سه روزنامه‌نگار ممنوع الخروج شدند
تغییر - تماس تلفنی تاج‌زاده با همسرش
تغییر - هشدار دفتر تحکیم به مسوولان: جرقه به انبار باروت می زنید
تغییر - چهار نفر از بازداشت‌شدگان دربي در زندان
هرانا - شمارش معکوس برای فاجعه در اهواز؟
هرانا - آزادی محسن بنام فعال دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
هرانا - احضار گسترده‌ی دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی به حراست
هرانا - احضار و برخورد با دانشجویان معترض دانشگاه تهران
هرانا - پارتیشن بندی سالن ورزشی با چادر برای اسکان دانشجویان خوابگاهی




آزاد باشیم

این صدا نه قرمز بود نه آبی؛ سبز بود!



صدای فریادِ "یا حسین...میرحسین" که از رسانه‌ی میلی پخش شد از دهانِ طرفدارانِ قرمز و آبی بیرون آمد، اما آن‌هایی که چشمِ دیدن داشتند دیدند که ورزش‌گاهِ آزادی امروز نه قرمز بود و نه آبی، سبز بود و صداهایی هم که از رسانه‌ی بی‌آبروی غیر ملی شنیده شد سبزِ سبز بود.

در روزهایی که دادگاه‌ها صحنه‌ی نمایش شده، تلویزیون محلی برای اجرای سناریوهای سیاسی شده و در کل همه‌ی چیزهای واقعی نمایشی شده فوتبالِ هم به صحنه‌ی نمایش پیوسته هرچند که قبل‌ت هم داربی‌ها خیلی واقعی نبودند. دولتی که دوست دارد همه جار را و همه کس را در سیاست فرو ببرد همین می‌شود که از فوتبال گرفته تا قیمتِ نان و گوشت و بنزین و دانش‌گاه و مدرسه و دادگستری و غیره را به گند بکشد و چنین دولتی را مردم رها نخواهند کرد.

امروز در صحنه‌یی که گاردِ ویژه‌ی سرکوب به سمت پیستِ دو و میدانی می‌دوید همه دیدند که فوتبال علاوه بر سیاسی بودن نظامی هم شد. نیروهایی که معلوم نیست برای چه و با چه هدفی می‌زنند و حتا به خون می‌غلتانند در یک مسابقه‌ی ورزشی که در تمامِ دنیا ورزشِ صلح نامیده می‌شود هم دست از سرِ مردم برنداشتند.

خوبی‌اش این است که بی‌تدبیری‌ها و نابخردی‌های دولتِ غیر مردمی تا به این‌جا در برخی موارد از جمله همین امروز بخ نفع جنبش بز هم بوده! همین متحد شدنِ قرمزها و آبی‌ها بر علیهِ دخالت‌های بی‌جای دولت و دار و دسته‌های محافظ‌اش در اموری نظیر فوتبال و ورزش خودش کم چیزی نیست. شنیدنِ نامِ میرحسین موسوی از ورزش‌گاهِ آزادی که امروز گویا به پادگان تبدیل شده بود باز هم ثابت کرد که ایرانی از تهدد نمی‌ترسد.


نوروز - اعتراض خانواده مهندس صفایی فراهانی به عدم رسیدگی به وضعیت او
نوروز -برگی دیگر از جنایات لباس شخصی ها رقم خورد؛ تل یک پسر جوان در اثر ضرب و شتم مامور نماها

تغییر - تساوی در شهراورد ۶۷ / شعارهای سبز در پادگان آزادی
تغییر - دستگیری ۱۵نفر از اعضای ارشد دفتر تحکیم وحدت
تغییر - نصایح آیت الله دستغیب برای برون رفت از بحران؛ نظامیان پشت سر علما و مراجع مستقل نه جلوتر
تغییر - مذاکرات ژنو: عقب نشینی ایران ، خوش بینی غربی ها
تغییر - عکس/ دو روی سکه بازگشایی دانشگاه ها
هرانا - علت مرگ: عفونت ناشی از ضرب و جرح در زندان
هرانا - جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا، به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد
هرانا - پاسخ آیت الله العظمى منتظرى به نامه مجمع زنان اصلاح طلب



آزاد باشیم

برای نبوی و میردامادی؛ الهی که همیشه مریض باشید!




در خبرها خواندم که دو عزیزِ در بندِ راهِ سبزِ آزادی به علتِ بیماری در بیمارستان بستری هستند و از نظر جسمی در وضعیتِ مطلوبی به سر نمی‌برند. از یک طرف متأسف شدم که این عزیزان چه‌گونه با این حالِ وخیم تا به حالا در زندانِ مخوفِ اوین زندانی بودند که به گفته‌ی خودِ مقاماتِ بلندپایه ایران شاه آن را برای شکنجه‌ی زنانیان سیاسی ساخته بود و از طرفی خرسند شدم که این عزیزان به هر حال برای مدتی از زیرِ فشارهای روانی و شاید جسمی خلاص شده‌اند. در هر صورت امیدواریم که پای همه‌ی ایرانیان به بیمارستان کشیده شود ولی به اوین نه!



آدمی که با شرایطِ جسمی‌یِ سلامت در اوین باشد باید زیرِ دستِ بازجوهای اعتراف‌گیر بنشیند در صورتی که یک بیمار در بیمارستان مورد محبت پزشک و پرستارها قرار دارد! آدمی که در اوین است در عرض چهل روز بیست کیلو وزن کم می‌کند در صورتی که مریض‌ها حداقل روزی دو وعده آب و غذا می‌خورند.

پس آقایانِ دکتر محسن میردامادی و بهزادِ نبوی‌یِ عزیز! الهی که همیشه از این مریضی‌ها داشته باشید تا از این گرفتاری‌هایی که حق‌تان نیست. همیشه زیرِ دستِ پزشک و پرستار باشید اما زیرِ توهین و تحقیر و بازجویی و بازجو و نگه‌بان نباشید. امیدواریم که سالم و سلامت شوید ولی در بیرون از زندان. حسنِ بیمارستان این است که چند تا آدمِ با سواد و مهربان می‌بینید که البته جای شک دارد که در بیمارستان هم دست از سرتان بردارند.


هرانا - گزارش پزشکی از شیوع آنفولانزای نوع A در زندان اوین
هرانا -  یورش ماموران امنیتی به یک چاپخانه در تهران
هرانا -  8 دانشجوی دانشگاه چمران اهواز دستگير و به نقطه نامعلومی منتقل شدند
هرانا - دستگيرى دو دبير در كرج به اتهام قصد راهاندازى اعتصاب
هرانا -   ۲۷ سال زندان برای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب
نوروز -نامه سرگشاده خانواده زندانیان سیاسی به رئیس قوه قضائیه
نوروز - وکیل بهزاد نبوی و ابطحی: با موکلانم ملاقات نداشته‌ام و از پرونده آنها بیخبرم


آزاد باشیم