‏نمایش پست‌ها با برچسب کوی دانشگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کوی دانشگاه. نمایش همه پست‌ها

کسانی که وظیفه رسیده‌گی به حوادث کوی را داشتند مجرم هستند و باید مجازات شوند!

ماه‌ها از حمله‌ی وحشیانه به کوی دانش‌گاه گذشته و هر روز این زخم کهنه عمیق‌تر می‌شود و هر روز از جنایت‌هایی که در حق دانش‌جویان صورت گرفته پرده برداری می‌شود.همان ابتدای کار مشخص بود کمیته‌هایی که برای رسیده‌گی به این پرونده تشکیل شد یا اجازه تحقیق نخواهند داشت و یا اگر هم به نتیجه‌یی برسند مانند تمامی‌ی تخلف‌هایی که هواداران دولت و نظامیان در این چند ماه انجام داده‌اند ماست مالی خواهد شد!

حادثه‌ی کوی دانش‌گاه یکی از نقاط پر رنگ از قانون‌شکنی‌هایی است که نیروهای سرکوب‌گر امنیتی انجام داده‌اند و البته یکی از نمونه‌های بارزی است که نشان می‌دهد قوه‌ی قضائیه، مجلس، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و هیچ‌کدام از گروه‌های مسئول علاقه‌یی به رسیده‌گی بر پرونده‌هایی که مخصوص به بی‌حرمتی به مردم ایران و به‌ویژه دانش‌جویان می‌شود را ندارند.

از ابتدای این جریان سخن‌رانان و دروغ‌پردازان سعی بر این داشتند تا با استفاده از رسانه‌های فاسدی چون کیهان و فارس این موضوع را با لجن‌پراکنی و دروغ‌پردازی با همان شیوه‌های همیشه‌گی خاتمه دهند تا دتوردهنده‌گان این موضوع در امان بمانند. فیلمی که منتشر شده و البته خود متشر شدن این فیلم هم جای تعجب دارد و بحث، انکار کردن‌اش فقط از دست کسانی برمی‌اید که در این حادثه نقشی پر رنگ داشته‌اند.

کسانی که مسئول این پرونده بوده‌اند با این همه دلیل واضح و مبرهن و هم‌چنین با این مدت زمان طولانی که در اختیار داشته‌اند، هیچ عمل مثبت و هیچ نتیجه‌ی روشنی را به مردم ایران اعلام نکردند. اشخاصی که به عنوان دنبال کننده پرونده معرفی شدند هر بار با دلایل غیر قابل قبول و با سخنان دو پهلو و ضر و نقیض سعی در طولانی کردن موضوع و به قولی آب از آسیاب افتادن داشته‌اند.

از آن‌جایی که افراد مسئول در امنیت ایران انقدر متعهد هستند که قبل از حوادث عاملان‌اش را دستگیر می‌کنند! افرادی که به عنوان مسئول رسیده‌گی به پرونده حمله‌ به کوی انتخاب شده بودند به علت عدم مسئولیت‌پذیری و عدم کفایت، سخنان دو پهلو، عدم روشن کردن موضوع و عدم جسارت برای افشاگری موضوع، باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند.

ترانه موسوی ناپدید شده

از دل‌خراش‌ترین خوادث کوی دانش‌گاه سال 1378 ربوده شدن و ناپدید شدن فرشته علیزاده است. فرشته علیزاده که پس از ده سال هیچ خبری مبنی بر بازداشت، قتل و یا زنده بودن او ثابت نشده. حالا که کم‌‌کمک می‌توان فهمید بر سر فرشته علیزاده چه آمد.






ایران پرس نیوز - يکي از دستگيرشدگان هفتم تير 88 با نام «ترانه موسوي» متولد 1360 در وضعيتي نامعلوم به سر مي‌برد. يک ناشناس پس از نزديک به سه هفته، در تماسي تلفني با مادر او گفته است که ترانه به دليل پارگي رحم در بيمارستان امام خميني کرج بستري‌ست اما خانواده او پس از مراجعه به اين بيمارستان نيز نتوانستند از فرزندشان خبري بگيرند.
ترانه موسوي هفتم تير 88 در اطراف مسجد قبا در خيابان شريعتي تهران از سوي مأموران حکومتي دستگير شد. پس از گذشت نزديک به سه هفته، افرادي ناشناس با مادر او تماس گرفته و از بستري بودن او در بيمارستان امام خميني کرج خبر دادند. اين افراد تصادف در حومه خيابان شريعتي و پارگي رحم و مقعد را دليل بستري بودن وي در بيمارستان عنوان و تأکيد کرده‌اند بستري‌شدن او ربطي به تجمع مسجد قبا ندارد. آن‌ها گفته‌اند ترانه مشکل ناموسي داشته است و به همين دليل مي خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق‌آويز کند. خانواده‌اش پس از مراجعه به آن بيمارستان، نتوانستند او را ببينند و مسوولان بيمارستان گفته‌اند که شخصي با اين نام در آن‌جا بستري نيست. يک شاهد عيني که روز هفتم تير دستگير شده بود، مي‌گويد: « نيروهاي ضد شورش و لباس شحصي روز هفتم تير من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون‌هايي به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخي از دستگيرشدگان را در همان بعداز ظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. او دختري زيبا، خوش‌اندام و شيک‌پوش بود و بازجويي‌اش از همه بيشتر طول کشيد. چشم‌هايش سبز بود. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادي ما به جاهاي ديگري فرستادند. اما نيروهاي لباس شخصي ترانه را همان‌جا نگه داشتند و حتا به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگيرد.»
پدر ترانه موسوي ناراحتي قلبي دارد و پس از ناپديد شدن تنها فرزندش در خانه بستري شده است.


آزاد باشیم



فراموشی ممنوع

هیچ بهانه‌یی وجود نخواهد داشت که به این علت که ما در تلاش برای احقاق حق‌مان هستیم، کسانی را از یاد ببریم که پیش از ما و حتا پیش از بازداشت‌شده‌های اخیر، در تلاش برای این بودند که حق مردم کشته نشود. کسانی که منتظر نماندند تا حق‌شان کشته شود تا آن را پس بگیرند و در آگاهی دادن به مردم و بیدار کردن خیلی‌ها نقشی بسزا داشته‌اند.




1
- عزت الله ابراهیم نژاد فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه چمران اهواز و یکی از قربانیان حمله شبه نظامیان و نیروی انتظامی به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران است. او فعالیت‌های سیاسی دیگری نیز در دوران دانشجویی داشته و دفتر شعری هم از وی پس از قتلش به چاپ رسید. عوامل قتل وی هیچگاه محاکمه نشدند و خود او پس از مرگ توسط دادگاه انقلاب متهم به اقدام علیه امنیت ملی شد. وکالت خانواده وی را شیرین عبادی و حجه السلام دکتر رهامی بر عهده داشتند.در ابتدا برخی از مقامات دولتی از قرار گرفتن نام او در لیست شهدا خبر دادند اما بنیاد شهید حاضر به قبول شهادت وی نشد.
متاسفانه تصویری پیدا نکردم
2- فرشته علیزاده دانشجوی دانش‌گاه الزهرا بود که در میان درگیری های پس از حمله شبه نظامیان و پلیس به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران در واقعه ۱۸ تیر ناپدید شد. منابع دانشجویی معتقدند که وی کشته شده است.



3- فرزاد کمانگر معلمی کرد است که به حکم اعدام محکوم شد. تعداد زيادی از فعالان مدنی، مردم کامیاران و امام جمعه شيعيان اين بخش کردستان در دفاع از او نامه‌های زیادی نوشته و امضا کرده‌اند.*


*مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - تصویر و متن ذیل نامه آقای حسن سلیمانی نماینده ریاست قوه قضائیه در امور هماهنگی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و سرپرست دبیرخانه هیات مرکزی نظارت بر حفظ حقوق شهروندی قوه قضائیه است که بعد از مکاتبات نمایندگان مجلس شورای اسلامی با قوه قضائیه و آقای علی لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی در مورد وضعیت و پرونده آقای فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام نوشته شده است.
آقای سلیمانی پرونده آقای کمانگر را به همراه درخواست شخص خود جهت بررسی مجدد به دفتر دادستان عمومی و انقلاب تهران آقای سعید مرتضوی ارسال نموده است... کامل بخوانید



4- اکبر محمدی یکی از فعالان دانشجویی بود که از سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ تهران دستگیر, شکنجه زندانی شد. او در ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین به صورت مشکوکی درگذشت.



5- امیدرضا میرصیافی فعال فرهنگی و وبلاگ‌نویس ایرانی بود که توسط دادگاه انقلاب ایران به اتهام توهین به مقامات، به دو سال حبس محکوم شد. وی که به افسردگی شدید دچار شده بود در ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی درگذشت.



...و تعداد زیادی از کسانی که همین اکنون خانواده‌های‌شان از محل اقامت‌شان آگاه نیتند. دست‌مان را در دست‌شان می‌گذاریم و می‌گوییم شما تنها نیستید و شاید اززنده یا مرده بودن فرزندان و پدران و مادران خود آگاه نباشند.



آزاد باشیم

در کوچه کوچه هایت مردان همیشه مَردند

این خس و خاشاک های مردمی به آن مزدورهای دولتی صدها هزار بار می‌ارزند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا آدم بکشند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا کسی را کتک بزنند. پول نمی‌گیرند تا رحم و انسانیت خود را بفروشند. پول نمی‌گیرند تا به میلیون‌ها نفر خیانت کنند و رای را به نفع کسی تغییر دهند.
راستی جای یک نف در میان این جمع خالی نیست؟ یک نفر که خیلی با آرای اعلام شده‌اش پز می‌داد، فخر می‌فروخت و مخالفان را 2-3 هزار نفر تخمین زده بود. مشخص است که کسی که این جمعیت را 2-3 هزار نفر ببیند آرای خودش را چند برابر می‌بیند.
 حالا این خواهر و برادران چیزی نمی‌خواهند جز این که او بفهمد که ما جایی نرفته‌ایم، ما همین‌جا زنده‌گی می‌کنیم و حق‌مان را می‌گیریم.







طبق آخرین اخبار از حراست کوی دانشگاه با کمک نمایندگان مجلس از جمله زاکانی و ابوترابی ، نادران و ... دانشجویان دستگیر شده کوی دانشاه تهران ساعت یک و نیم پس از نیمه شب آزاد شدند. زاکانی نماینده مردم تهران دانشجویان را تا کوی دانشگاه تهران همراهی کرده است. دانشجویان دیشب را در مسجد کوی خوابیدند.

دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رشت ضمن اعتراض به نتیجه انتخابات حاضر به شرکت در امتحانات خود نشدند. این اقدام آن ها منجر به درگیری لباس شخصی ها با آن ها شد. در ادامه در میدان گاز که یکی از میدان های مرکزی رشت است ، درگیری شدیدی بین مردم و نیروهای امنیتی به وقوع پیوست. در دانشگاه گیلان نیز دانشجویان به شدت اعتراض کرده اند و با پیوستن مردم به آن ها شرایط بسیار بحرانی است.






آزادباش

تقویم، بدون 18 تیر

دیروز 18 تیر نبود.
چون 18 تیر سال‌های نه چندان دور در تاریخ ایران سکنی گزید و دیگر از تاریخ بیرون نیامد. آدم‌های 18 تیر هم به تاریخ پیوسته اند. 18 تیر فقط یک روز بود و دیگر هم در تقویم ایران 18 تیر وجود ندارد. کسانی در آن روز به پا خاستند حالا یا در اعماق زمین خوابیده اند و یا خود را به خواب زده اند. و چه سخت است این‌چنین خواب زده هایی را بیدار کردن.
کاش آن روزها دوباره برگردد و من بیش از یک کودک دبستانی باشم. کاش جای آن‌ها با این‌ها عوض شود. کاش شرمنده‌ی آن دلاورمردان نبودم.
حالا برنامه‌های تلویزیون‌های جهانی از نمادهای 18 تیر به عنوان معلم دروس زندان و دادگاه استفاده می کنند. اسم نمی‌برم چون برای‌شان احترام قایلم. ولی آن‌ها برای کسانی که به خاطرشان آزار دیدند، حبس شدند، مردند، گم شدند، دویدند و خون دل خوردند ارزش قایل نشدند.
حالا به جای زیاد شدن جمعیت 18 تیری، روز به روز بر مردمان ترسویی که همان روزها هم نان به نرخ روز می‌خوردند و قدمی برای حمایت از جوانان‌ وطن‌شان بر نداشتند افزوده می‌شود.
وای بر روزی که نماد آزادی یک ملت راه و چاه و چگونه‌گی فرهنگ حبس کشیدن را به رهروانش بیاموزد!!!
در ضمن فکر می کنم همین روزها سفارت آمریکا در زندان اوین راه اندازی شود و از همان‌جا هوا پیماهایی برای مهاجرت در نظر گرفته شود!!!!!!!!!

آزادباش

یادواره کوی دانشگاه





مبارک باد آن جامه که اندر بزم پوشندش،
گوارا باد آن باده که اندر فتح پوشندش
شما را باده و جامه
گوا را و مبارک باد!
...
...
...



آری, آری, جان خود در تیر کرد آرش.
کار صدها صدهزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش

...
...
...

کودکان دیری ست در خوابند،
در خواب است عمو نونروز.
می گذارم کنده ای هیزم در آتش دان،
شعله بالا می رود پرسوز.