روزه می‌گیرم به یاد اعتصاب غذا، شهادت و شکنجه

امسال روزها‌های‌ام را به احترام همه‌یی اعتصابِ غذاهایی می‌گیرم، که در راهِ آزادی و در راهِ ایستاده‌گی در برابر حرف زور و اعمال غیر انسانی اتفاق افتاد. اعتصابِ غذایی که از خودگذشته‌گیِ فرد را می‌رساند که: «من از غذا و خوراک‌ام می‌گذرم، اما از سخن و اندیشه‌ی درست‌آم نع! از آب و لذتِ مادی می‌گذرم و از حقِ خودم و مردم‌ام نع!» امثال با دلی سوخته‌تر پای سجاده‌ می‌نشینم، با گلویی تنگ‌تر افطار می‌کنم و از تهِ تهِ تهِ دل‌ام برای آزادی‌یِ اندیشه و بیان و رهایی‌یِ زندانیانِ سیاسی به خدا التماس می‌کنم!

امسال روزه بغض است و افطار، شکستنِ بغض. بغضِ‌‌ام بغض عزیزانی است که عزیزِ دل‌بندی را ازشان گرفته‌اند شکستنِ بغض‌ام هم‌راه با اشک‌هایی خواهد بود که برای جای خالی‌یِ عزیزی بر سر سفره‌ی افطار می‌ریزند. تا باشد که دیگر اشکی از سرِ غم فرو نچکد و همه‌ی اشک‌های دنیا از سرِ شادی باشد و آزادی و احتیاجِ به اشک!

یادِ همه‌ی کسانی که می‌خواستند و نتوانستند امسال هم مثل سال‌های قبل روزه داشته باشند، گرامی می‌داریم. یادِ همه‌ی شهدا را هم. یادِ شکنجه‌شده‌گان را هم. یادِ همه‌ی کسانی که پیش از این در بیداری‌یِ مردم نقش داشته‌اند را هم. یاد و حضورشان گرامی باد!


سحام - پاسخ روابط عمومی اعتماد ملی به جو سازان خبرساز: کارنامه مهدی کروبی قبل و بعد از انقلاب درخشان است
سحام - اینترپل برای وزیر پیشنهادی احمدی نژاد 'اعلان قرمز' صادر کرده است
سحام - بیانیه حزب کارگزاران سازندگی در حمایت از مواضع مهدی کروبیسحام -مهدیه محمدی همسر زیدآبادی: زیدآبادی دچار جنون شده بود
گویا - احضار وزير و هیأت مديره مخابرات به دادسرا



آزاد باشیم

جنبش سبز را باید از نادان‌ها پس گرفت!

آری، واضخ است و مبرهن که جنبشِ مردمی و خودجوشِ سبز، به دست یک سری نادان افتاده و مردمِ ساده‌دل هم که از روی عادتِ چند دهه‌یی نشسته‌اند تا دستوری صادر شود و البته دستوردهنده برای‌شان فرقی نمی‌کند! کسی که به نادانی‌یِ این نادان‌ها شک کند هم خودش نادان است! برنامه‌ریزی‌های اخیر برای تجمعات، از سوی سایت‌های منسوب به جنبش سبز، باعث دل‌سردی و یأس خیلی‌ها شده و افسوس که همه، این سرد شدن و فروکش کردن،‌ حداقل در خیابان‌ها را از چشم هم‌دیگر می‌بینند. مشخص است که عده‌یی از روی بلاهت و ناآگاهی و عده‌یی نیز البته از روی رذالت، باعث این سرخورده‌گی‌ها می‌شوند.

کسانی که با دعوت مردم به تجمعاتِ غیر ممکن در بازار و ورزش‌گاه را می‌دهند، یا تا به حال این مکان‌ها را ندیده‌اند یا دیده‌اند و می‌دانند که ساعت یازده صبح، مردم یا سر کار هستند و یا در اوج فعالیت‌های نیم‌روز نخست خود هستند. خیلی دور از عقل است که برای سر دادن شعار، به ورزش‌گاه آزادی بروی و پولِ بلیط بدهی و بریزی در حلقِ یک عده که بویی از ورزش نبرده‌اند و اگر قرار بود این پول‌ها را صرف ورزش کنند، کرده بودند تا حالا! حداقل با نرفتن به ورزش‌گاه می‌توان این آرامش را داشت که چند هزار تومان کم‌تر به جیبِ پول‌خورها ریخته می‌شود!

در این شرایطی که بهشت زهرا، شده جایی برای پنهان کردن مرده‌ها، گویا، زندانیان سیاسی کارشان به بیمارستان می‌کشد، خانواده‌هایی هنوز از فرزندان‌شان بی‌خبرند و روزی یک یا چند شهید تازه شناخته می‌شوند، اگر به‌راستی کسی به فکر جنبش سبز و خواستار هدف‌های پاک و سبز آن باشد، اگر بخواهد قدمی بردارد و یا اگر بخواهد به‌گفته‌ی کسی قدم بردارد و از روی شایعه‌ها اقدام کند، کمی اندیشیدن، فقط کمی اندیشیدن، می‌تواند روشن کند آن قدم درست است یا غلط. به امید زنده‌ایم و با امید می‌مییریم. به هر شایعه‌یی باید امید داشت، اما نباید با هر امیدی شایعه ساخت!

کسی که برای اهداف شخصی‌اش وارد این جنبش بشود حتا اگر در صف اول هم با‌یستد، آدم قابل تأسفی است. این یعنی استفاده‌ی شخصی از اهدافِ پاکِ میلیون‌ها نفر. جنبشی که از مردم شکل گرفته باشد، دیگر جایی برای تفهم کردن و رسیدن به اهداف شخصی نیست. اهدافِ شخصی را باید شخصی دنبال کرد. کمی فکر، کمی آگاهی و انتقال آن به دیگران، همه‌چیز را به روزهای خوب پیش می‌برد.


هرانا - دفن مخفیانه دهها جان باخته بی نام و نشان در بهشت زهرا
هرانا - پرونده «ترانه موسوی» همچنان باز است

هرانا - توقیف کیهان سریعا تکذیب شد
سحام - اعتراض گروه دیگری از هنرمندان به وقایع اخیر پس از اعتراض 97 نفر از کارتونیست های مشهور کشور : نمی توانیم وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم
سحام -فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ با تایید حضور لباس شخصی ها: حضور بسيج باعث شد اغتشاشات مهار شود
گویا - يت الله ابراهيم امينی، امام جمعه قم: زندانيان بی‌گناه را آزاد کنيد




 آزاد باشیم

عطر خوشِ شجاعت، بوی گندِ کیهان را توقیف می‌کند



هرانا : مهدیه محمدی: زیدآبادی ۳۵ روز در یک ’’قبر‘‘ بوده


در این روزهای تلخ، در روزهایی که عزیزانِ در بندمان، در سخت‌ترین شرایط به سر می‌برند و در روزهایی که هر روز، کبوتر سیاه مرگ، خبر از مرگ عزیز می‌آورد، در این روزهای تلخِ زشت، شهامت و شجاعت بدجوری به دل می‌نشیند! دل‌ات خون می‌شود وقتی می‌شنوی که دکتر زیدآبادی، بیش از یک ماه را در یک شبه قبر گذرانده و رو به جنون می‌رود، اما وقتی می‌شنوی که همین آدم، زیر این همه شکنجه، لب به آن‌چه که خواسته‌اش نیست و حق‌اش نیست نگشوده، دل‌ات گرمِ گرمِ گرم می‌شود. 


این همه دل‌گرمی را مدیون شجاعتِ انسان‌های به شهامتی هستیم که جان‌شان را برای میهان و مردم به حراج گذاشته‌اند و ان همه شجاعت را از آن‌هایی داریم که سینه‌شان را جلوی گلوله‌های ستم، سپر کردند تا دیگر ترس و رعب، نه جرأت‌اش را داشته باشد که به کسی نفوذ کند و نه رویِ سر بلند کردن. وقتی همه‌ی این‌ها را داشته باشی، دل‌ات آن‌قدر روشن می‌شود که کیهان و امثال کیهان، با آن همه ظلمت و سیاهی، جایی در دل‌ات پیدا نکنند و وقتی به دکه‌ی روزنامه‌فروشی می‌روی، نگاه‌اش هم نمی‌کنی.







وخامتِ حال دکتر زیدآبادی و البته بی‌قانونی در مورد ایشان، به حدی رسیده که همسرِ این انسانِ شریف و شجاع، از همه‌ی انسان‌های آزاده و شریف درخواست کمک کرده. فیض‌الله عرب‌سرخی معلوم نیست کجاست. سعید حجاریان زنده‌گی‌اش در خطر است. خانواده‌های زیادی در نگرانی‌ به سر می‌برند و در غمِ از دست دادنِ عزیزان‌شان و یا بی‌خبری از وضعیت‌شان هستند. حمایت‌های مردمی، می‌تواند تسلای کوچکی باشد بر غم و درد این عزیزان. همیشه هم‌درد بودن کافی نیستة گاهی باید خودِ درد شد!



سحام - کروبی در جوابیه ای برای جام جم: با دیدن این جنایات کسی می تواند سکوت کند ؟
سحام - دستور توقيف روزنامه كيهان توسط شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت

سحام - نظارت بر بازداشتگاه كهريزك به عهده دادسراي تهران بوده است

سحام - تخلف صدا و سیما

هرانا3 خود سوزی در کردستان  

هراناكروبى: فرمانده بسيج از طراحان نمايش ترانه موسوى است

هرانامستمندان ايرانى حسرت مى‌خورند كمك‌هاى ايران در خارج به آتش كشيده مى‌شود









آزاد باشیم

معرفی کابینه یا پارتی‌بازی برای دوستان؟!

پس از آن که اعضای خانواده و خویشان و نزدیکان سر و سامانی گرفتند، حالا نوببت به بچه محل‌های قدیم، هم‌کلاسی‌ها، هم‌دانش‌گاهی‌ها و البته شاید هم‌بازیان قدیمی می‌رسد! اکثر وزرای کابینه‌ 9+1 به طریقی با عمران و راه و ساختمان سر و کار دارند، گویی که ایران قرار است جاده‌یی بشود برای عبور! البته خوب نباید از حق گذشت که خیلی از این مردان و زنان پله پله بالا آمده‌اند، اما خوب وسط راه خسته شده اند و برای راحتی‌شان اتاق کارشان به طبقات پایین‌تر منتقل شد! چند نفری هم که خیلی به روز و مدرن هستند با استفاده از آسانسور، پله برقی و در مواقعی با هلی‌کوپتر!، طبقات پیش‌رفت را پشت سر گذاشتند.


این گروه که به احتمال قوی قرار است یک جمع خانواده‌گی را تشکیل بدهند، مشخص است که چه سرنوشتی را برای این مردم بی‌چاره رقم خواهند زد.پس هیچ‌کس آن‌قدر عقل‌اش کم نیست که بنشیند و منتظر باشد که قیمت‌ گوشت از 12 هزار تومان به 5 هزار تومان برسد! این که وزیر دادگستری خواهد آمد و صلح و صفا را برقرار خواهد کرد و دیگر زندانی‌یِ سیاسی نخواهیم داشت یک خیال احمقانه است. همان که در چهار سال قبل بوده، صد بار بدترش پیش خواهد آمد. خبری از حقوق شهروندی نخواهد بود، صدا و سیما هم‌چنان ضد مردمی خواهد بود، دادگستر هم‌چنان به شکایت دولت علیه مردم ادامه خواهد داد، خواب ارزان شدن بنزین را هم کسی نخواهد دید! گرانی بیش‌تر خواهد شد و دانش‌آموزان و دانش‌جویان هم محدودتر خواهند شد. همه‌ی این‌ها زمانی اتفاق خواهد افتاد که مردم سبزاندیش ایران، ساکت بنشینند که البته نمی‌شنینند، چون تازه به کشورشان شوک داده‌اند، تازه جوانه‌ی حضور را رویانده‌اند و تا سراسر سبزی و نشاظ به مرز و بوم شش هزار ساله‌شان نیاورند، نشستنی در کار نیست، حتا ایستادنی! فقط حرکت و حرکت و حرکت.


سحام -اعلام آمادگی کروبی برای ارائه مستندات

سحام -دفتر ریاست جمهوری برای حل مشکلات مردم آنان را به دفتر کروبی ارجاع می‌دهد

گویا -کانون مدافعان حقوق بشر: شرط آزادی بازداشت شدگان کانون توقف فعاليت های حقوق بشری و عدم همکاری با شيرين عبادی عنوان شده است

گویا - طرح تلويزيون ماهواره ای "صبا" بار ديگر روی ميز کروبی

هرانا - مهديه محمدی، همسر احمد زيدآبادی: زيدآبادی ۳۵ روز در يک ’’قبر‘‘ بوده

هرانا - باقی: سکوت قربانیان تجاوز در زندان‌های ایران، از شرم است

هرانا - پس از گذشت حدود دوماه از بازداشت، پیمان عارف همچنان تحت شکنجه

هرانا -  فيض الله عرب سرخی بر اثر ضرب و شتم بازجوها به بيمارستان منتقل شد







آزاد باشیم

تجاوز بازجویان به حریم خصوصی‌یِ ملاقات‌کننده‌گان

حضور بازجوها در بین ملاقات‌کننده‌گان و زندانیان سیاسی، آن هم با در دست داشتن یک ظبط صوت و ذخیره کردن همه‌ی مکالمات! این عمل، به جز تجاوز کردن به حریم شخصی، چه نامی را شایسته است؟ اگر دخالت در روابط عاطفی، میان زن و شوهر، مادر با فرزند، برادر با برادر نیست، پس چیست؟ چنین موجودی، که به خودش اجازه می‌دهد در بدترین شرایط ممکن، میان دو انسان که ده‌ها روز از قانون هیچ نشانه‌یی ندیده‌اند، بنشیند و تهدید و تحقیر کند و بترساند، آیا به‌راستی انسان است؟



آیا همه‌ی این حضورها، برای جلوگیری از گفتن سخنی از سوی زندانی نیست؟ آیا این حضور، برای به یاد انداختن زندانی، به موضوعی نیست؟ حتمن هست! اگر آن قرص‌هایی که دختر محمد علی ابطحی ازشان سخن گفته، وجود نداشت، آیا احتیاج به این بود که یک شبه انسان! آن وسط بنشیند و این و آن را تهدید کند که اگر تکذیب نکنی، بازداشت‌ات می‌کنم؟ 



حضور یک شخصِ غریبه میان دو نفر و گوش کردن و ظبط کردن مکالماتی که فقط و فقط به آن دو نفر مربوط است، حرکتی است بسیار زشت، غیر انسانی، به دور از ادب که البته کمک می‌کند به فهم آسان‌تر این موضوع که سخنانی که از دهان هر زندانی‌یی بیرون می‌آید، تا زمان حضور بازجو، هیچ اعتباری ندارد. هرچند که با این همه زورگویی و تهدی و کاهش وزن!، فقط توانسته‌اند از چند نفر اعتراف بگیرند که به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسند.


قدردانی می‌کنیم از ایستاده‌گی‌یِ دلاورانه‌ی، عیسی سحرخیز، مصطفی تاج‌زاد، عبدالله مومنی، فتاح سلطانی و همه‌ی عزیزانی که به خاطر نجات این مرز و بوم، همه چیز را تحمل می‌کنند. در روزهایی که کم‌تر رسانه‌ی سالمی وجود دارد که این دلاوری‌ها را پوشش خبری بدهد، سحام‌نیوز می‌ماند و اعتماد ملی که خودش فعلن در زندان رسانه‌ها است و ما، مرد م ایران.



سحام - آخرین وضعیت بازداشت شدگان اخیر

سحام - جزییات تشکیلات میرحسین موسوی تشریح شد

سحام - پس از سکوت در برابر کشتار مسلمانان در چین؛ مرگ بر دولت چین!

گویا - خبر جديد از وضعيت حجاريان: ملاقات محدود با خانواده، تحت کنترل دوربين!

گویا - نفیسه آزاد تبرئه شد

گویا - کاوه مظفری و هاله سحابی آزاد شدند، ‍ژيلا بنی يعقوب و شيوا نظر آهاری هنوز در بند

گویا - روزنامه جمهوری اسلامی: مرتوضوی برکنار می‌شود





اعتماد ملی، روزنامه‌ی ما است! کسی حق ندارد آن را توقیف کند





آزاد باشیم

جنبش سبز؛ معترضین آرام، اما بسیار خطرناک




روزنامه‌ی اعتماد ملی، تا به حال به هیچ تجمعی دامن نزده و هیچ تجمع آرامی را محکوم نکرده و شأن مردم را پایین نیاورده. تا به حال به هیچ شخصیتی توهین نکرده. تا اندازه‌ی زیادی  با خودسانسوری مقابله کرده. برای به اوج رساندن یک نفر، کسی را به فرش نکشانده. تا به حال به هیچ خواننده‌یی نگفته که فلان روزنامه را بخرید و فلان روزنامه را نخرید. روزنامه‌ی اعتماد ملی به خاطر صداقت‌اش که در این فضای سراسر دروغ، کاری است بسیار مشکل، فروش می‌رود و خوب هم فروش می‌رود. هیچ‌کس به تیترهای اول اعتماد ملی پوزخند نمی‌زند.  اعتماد ملی مورد اعتماد مردم است و مردم برای آگاهی از صحت یک خبر یا مطلب یا بیانیه، لازم نیست صد تا سایت را زیر و رو کنند. 


حالا چه کسانی این‌ها را دوست ندارند، مشخص است و مبرهن. کسانی که چشم دیدن یک تجمع مدرن و آرام را ندارند و عاشق پر و پا قرص جنگ و خشونت هستند. آن‌هایی که مرده‌ی توهین به هر شخصیت با شخصیت و عزت دادن به هر نان به قیمت خون مردم خوری هستند. آن رسانه‌هایی که خودشان را سانسور می‌کنند، هیچ، بر سانسور دیگر رسانه‌ها و حتا سانسور مردم پافشاری می‌کنند هم علاقه‌یی به اعتماد ملی ندارند. رسانه‌هایی که بنا به قیمت بالاتر، شخصیت بیش‌تری به ناحق‌گویان می‌بخشند و هرچه لایق خودشان و اربابان‌شان است به حق‌گویان نسبت می‌دهند. آن‌هایی که مطالب یک رسانه را به خاطر این که حقیقت را فاش می‌کند و مدیر نترسی مثل مهدی کروبی بالای سر آن روزنامه باشد هم نباید علاقه‌یی به نشر چنین رسانه‌یی باشند. حامیان دروغ و مخالفان سرسخت صداقت هم به این دلیل اعتماد ملی را دوست ندارند که پرونده‌سازی‌های کثیف‌شان با وجود اعتماد ملی و رسانه‌هایی مثل آن، بی ثمر می‌ماند. دیگر مخالفان روزنامه‌هایی مل اعتماد ملی، روزنامه‌هایی هستند که وقتی می‌بینند مردم به تیترهای خرعبل‌شان می‌خندند و سر تکان می‌دهند، جوش می‌آورند و گله پیش اربابان‌شان می‌برند.


روزنامه‌ی اعتماد ملی برای مستبدان، روزنامه‌ی خطرناکی است، به خاطر خواننده‌گان ترسناکی که دارد! البته نه این که این خواننده‌گان چماق دست بگیرند، نه این که کسی را که نباید، بترسانند، نه این که آدم‌های خطرناکی باشند، بلکه این جمعیت به ظاهر ساکت، در درون خود آتش‌فشانی دارند که اگر بخواهد مذاب پس بدهد، خیلی‌ها در آن خواهند سوخت. هرکس، به هر اندازه که با جنبش سبز مردم مخالف است، به همان اندازه از مردم می‌ترسد.




اعتماد ملی، روزنامه‌ی ما است، کسی حق ندارد آن را توقیف کند!









سحام - سعید شیرکوند آزاد شد





سحام - حمله‌ی کیهان (فاسد) به سحام نیوز؛ لجن‌پراکنی

سحام - اتهام تازه‌ی کیهان (فاسد) به موسوی؛ لجن‌پراکنی

سحام - بیانیه مجمع روحانیون مبارز: هیاهو درباره چهره برجسته انقلاب (کروبی) دل همه علاقه مندان به امام و سرنوشت کشور را به درد آورده است

گویا - حق شناس، مدير مسئول روزنامه اعتماد ملی: اعتماد ملی فردا سه شنبه منتشر می شود

گویا - ماجرایی تلخ از اوین

گویا - حضور رفسنجانی در مراسم تودیع رئیس جدید قوه‌ی قضائیه

موج سبز آزادی - معترضان به توقیف روزنامه اعتمادملی امروز در مقابل دفتر روزنامه تجمع خواهند کرد

موج سبز ازادی - کلوتید ریس، تبعه فرانسوی با سپردن قرار وثیقه آزاد شد









آزاد باشیم

بیدادگاه سوم؛ هر پرده از نمایش، ضعیف‌تر از قبلی

خرداد خونین را از یاد نمی‌بریم



بیدادگاه، نمایش دروغین، دادگاه خیالی، تئاتر انتقام و هر لقب دیگری که روی‌اش می‌گذارند و می‌گذاریم و می‌گذارید، وارد پرده‌ی سوم خود شد. بیدادگاهی که اگر در همان پرده‌ی نخست‌اش باقی می‌ماند، شاید خیلی بیش‌تر به ضرر جنبش سبز بود تا این که به این مرحله‌ی خجالت‌آور برسد. شگفتا که هر لحظه‌ی این مسخره‌بازی، این دروغ‌گویی، این حق‌کشی، این نقض حقوق انسانی، مضحک‌تر تز لحظه‌ی قبل است و نشان از این دارد که سناریونویسان، تمام توان‌شان همین نمایش و نمایش‌نامه‌ی ساده‌لوحانه بوده.


اگر بخواهیم از روی انصاف و عقل نگاه کنیم، حتا نباید مطالب ذکر شده و حوادث اتفاق افتاده در این بیدادگاه را منعکس کنیم! چون پرداختن به چنین موضوعات بی‌ارزش و سرشار از بلاهتی در شأن هیچ آزادی‌خواهی نیست. اما وقتی یاد هم‌وطنان بی‌گناه‌مان که در زندان به اسارن گرفته شده‌اند می‌افتیم، لازم می‌شود که دروغ‌های پشت سر هم این دادگاه که البته برملا کردن‌اش از خوردن یک لیوان آب خوردن هم آسان‌تر است، برای هزارمین بار فاش شود...



امروز کسی را در دادگاه روی صحنه آورده‌اند به نام حسین اعزامی؛ نخست باید محاکمه‌ی او را بخوانید و بعد از کلی خندیدن فکر کنید. به این که چرا مجبور شده به خودش لقب و شهرت دروغین - مهران دست طلا - بدهد؟! چرا مجبور شده که بگوید من 700-800 هزار تومان گرفته بودم که مال و اموال مردم را آتش بزنم؟ تنها اتهامی که از میان آن همه اتهام خنده‌آور می‌پذیرد، اتهام حضور در ستا میرحسین موسوی است که حالا به اتهام هم تبدیل شده! این هم که می‌گوید در ستاد موسوی گفتند: «حتمن تقلب می‌شود، پس تا می‌توانید آتش بزنید!» هم مشخص است که از ترس عواقب بعد از دادگاه زده است. وگرنه کدام آدم دیوانه‌یی می‌آید در ستاد بگوید که بعد از انتخابات بروید خیابان را به هم بریزید؟!



یک متهم به نام مهرداد ورشویی به دلیل کتک زدن مأمور بسیج به دادگاه آورده شده بود! مگر کتک زدن هم در این مملکت جرم است؟ نه آقا من که فکر نمی‌کنم جرم باشد، که اگر بود الان محسن روح‌الامینی زنده بود، یا حداقل کسانی که کتک‌اش زده بودند زنده نبودند! اگر جرم بود که زنان و دختران، زیر باتوم بسیجی و نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها خرد نمی‌شدند. اگر جرم بود که این همه عکس از کتک خوردن مردم دیده می‌شد نه آن تنها فیلمی که از کتک خوردن یک بسیجی موجود است!







خبرگزاری‌یِ ایرنا گویی قصد پیشی گرفتن از خبرگزاری‌یِ فارس را دارد! در انعکاس دروغ، توهیم به میلیون‌ها معترض، توهین به تظاهرات مدنی و آرام مردم. اما باید بدانند که مردمی که جلوی آن هم توهینی که به آرای‌شان شد سکوت کردند و خون از دماغ کسی نریختند،‌ مدرن و متمدن اعتراض کردند و قرون وسطایی سرکوب شدند، دیگر به این قر و اطفارهای شما محل نمی‌گذارند و شما را در این جنبشِ سبز زیر پاهای‌شان لِه می‌کنند!





سحام - دفتر مهدی کروبی با اشاره به عدم برگزاری تجمع روز شنبه در مقابل روزنامه اعلام کرد:
تجمع روز دوشنبه برگزار نمی شود

سحام - کیهان و مالیخولیا! (تغییر تیتر از خودم)
گویا - اتهامات و دفاعیات امروز


گویا - اسامی حاضران در صحنه‌ی نمایش

گویا - ناپدید شدن سه زندانی که شکنجه را افشا کردند

گویا - تهدید و فشار، بر دختر نوجوان محمدعلی ابطحی











آزاد باشیم

احمدی‌نژاد به فکر انتقام، موسوی و کروبی به فکر مردم!؛ چه کسی منتخب است؟




در روزهایی که محمود احمدی‌نژاد در پی انتقام گرفتن از مهدی کروبی و میرحسین موسوی است و هیچ اقدامی که نشان از رئیس‌ جمهوری‌اش باشد و اثری از پشتیبانی‌یِ مردم در آن باشد نمی‌کند، زندانیان سیاسی اعتصاب غذای‌شان را گویا شروع کرده‌اند، بحث تجاوز به زندانیان پیش کشیده شده و احتمال وجود چنین فاجعه‌یی بسیار قوی است، مهد کروبی و میرحسین موسوی و خاتمی و بسیاری دیگر که تقریبن هیچ پست و مقام رسمی‌یِ رده بالایی نیستند، برای احقاق حق بی‌گناهان، بازداشتیان و آسیب‌دیده‌گان تلاش می‌کنند. در روزهایی که صادق لاریجانی، می‌ترسد که قوه‌ی قضائیه را دست بگیرد و نمی‌داند با این همه بی‌گناه چه‌ کند، مجلس از نامه‌ی کروبی دست‌پاچه شده و یک روز می‌گوید دروغ است و همان روز می‌گوید بررسی می‌کنیم، در روزهایی که بحث بسته شدن دانش‌گاه‌ها برای یک ترم به دلیل جلوگیری از آنفلانزای خوکی - که البته در ایران به صورت اعتراض مردمی خودش را نشان می‌دهد - به میان است، محمود احمدی‌نژاد در پی تسویه‌حساب‌های شخصی و خیالی‌یِ خودش است.


بدون شک خیلی‌ از همین‌ها که سنگ دولت را به سینه می‌زنند و اطاعت از رئیس جمهور را اطاعت از خدا می‌دانند که انشاء‌الله خدا خودش با ایشان برخورد کند، خیلی دوست داشتند که به میان مردم بیایند و یک شعار «.......حمایت‌ات می‌کنیم.» بشنوند. در این گیر و دار امام جمعه‌هایی که اگر ازشان بپرسی: «تهران شهر است یا روستا؟!»، به فکر فرو می‌روند، در مورد ادعای شکنجه و تجاوز در زندانی اظهار نظر می‌کنند که نماینده‌گان مجلس را به همه جای آن راه نمی‌دهند.



اما مهدی‌ کروبی این ادعا را کاملن رد می‌کند که پیرها عقل درست و حسابی ندارند. کروبی با دعوت از منتقدین‌اش و موافقین‌اش در دو روز متفاوت، نشان داد که راه مردم‌داری ا بلد است و به حقوق همه احترام می‌گذارد؛ حتا اگر منتقدین‌اش افرادی باشند که همه می‌دانند کلمه‌یی از دهان و مغز خودشان درنمی‌آید. نکته‌ی جالب یک روز اختلافی است که کروبی، بین دو تجمع در نظر گرفته. این نشان می‌دهد که کروبی منتقدان‌اش را برای این دعوت نکرده که بتواند موافقان‌اش را هم دعوت کند و وقت برای بررسی ایرادها هم گذاشته.



میرحسین موسوی را هم نباید به خاطر سکوت‌اش متهم و محکوم کرد و نباید گفت که چرا دستور تجمع نمی‌دهد. باید به خاطر آورد که او کسی است که نقش بسیار زیادی در نقش‌ا کردن مردم داشته. مثلن حالا قدرت مردم به اندا‌زه‌یی شده که هر شایعه‌یی را به موضوعی مهم تبدیل می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که کسی، از موضوعی، به ساده‌گی بگذرد و آن را کذب بخواند! خلاصه که در این گیر و دار، تمام زنده‌گی‌يِ محمود احمدی‌نژاد این شده که کروبی و موسوی را بازداشت کند!





موج سبز آزادی - میرحسن موسوی:  تشکیلات «راه سبز امید» را ایجاد می‌کنیم تا حقوق مردم را استیفا کنیم 

موج سبز آزادی - شکنجه‌های محرز شده برای مجلس: عریان کردن بازداشت‌شدگان و جلوگیری از رفتن به دستشویی

موج سبز آزادی - خبرهایی از اوین - اعتصاب غذای زندانیان و تجمع خانواده‌ها جلوی زندان

سحام - سید حسین موسوی تبریزی با اشاره به نامه کروبی: کتمان وجود چنین مساله ای به ضرر نظام است
سحام - مهدی کروبی در پی تصمیم منتقدین روزنامه اعتماد ملی برای تجمع مقابل این روزنامه اعلام کرد: تجمع مقابل روزنامه ، شنبه منتقدین دوشنبه هواداران
سحام - دعوت به تجمع با اعلامیه ای توهین آمیز

سحام - میر حسین موسوي:‌ آيا اهانت به كروبي خدمت به بيگانه نيست؟









آزاد باشیم

کروبی قبل از نماز جمعه، پاسخ خطیب را داده بود

بر همه واضح و روشن بود که خطیب نماز جمعه چه مواضعی را نسبت به نامه‌ی کروبی خواهد گرفت. کسی انتظار نداشت که ایشان بیاید و بگوید که به وضعیت این افرادی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند برسید! این‌جا می‌توان به نکته‌سنجی کروبی پی برد که برگ‌های برنده‌اش را در مورد ادعای‌اش، قبل از سخنان خطیب رو کرد تا کسی از سخنان سید احمد خاتمی دچار احساس خاصی نشود و برخی هم اصلن به آن توجهی نکنند. بماند که برخی‌ها فقط آن‌چه را که دوست دارند باور می‌کنند و آن‌چه را که اتفاق افتاده، کابوسی می‌بینند که همه‌ی رویاهای زشت‌شان را احاطه می‌کند.




کروبی درست قبل از این‌که در نماز جمعه، مورد انتقاد قرار بگیرد، پاسخ منتقدان‌اش را داد. وقتی کروبی می‌گوید که من کسانی که بهشان تجاوز شده به مجلس می‌آورم، بی‌انصاف می‌خواهد که بگوید من کذب می‌خونم. آقای احمد خاتمی گفته که این نامه آبروی نظام را به خطذ انداخته! خب! پس برو به آن‌ها که این حرف‌ها را گفته‌اند که بگویی، بگو که از آبروی نظام دفاع کنند و بلایی به سر متجاوزان بیاورند که دیگر کسی به فکر تجاوز کردن هم نیفتند. نشستن بالای آن منبر و بر سر این و آن فریاد زدن، خیلی از آن حسی که آن بالا به شما و امثال شما دست می‌دهد دور است. بیش‌تر از آن که فکرش را هم بکنی. 



حالا همه‌ی ایران، مهدی کروبی را دوست دارند، به خاطر هوش‌اش، به خاطر حق‌طلبی‌اش و به خاطر مردمی بودن‌اش. این موضوع را باید بررسی کنید. چون اگر بررسی نکنید، مردم بررسی خواهند کرد. تجاوز نشده؟ با زندانیان برخورد بد نشده؟ روی کمر زندانیان بی‌گناه سوار نشده‌اند و ازشان نخواسته‌اند که صدای سگ دربیاورند؟ پس چرا این همه آشفته شده‌اید؟ چرا آبروی‌تان را در خطر می‌بینید؟ آبروی مؤمن فقط وقتی می‌ریزد که پیش خدا بریزد و پیش خودش. کروبی و نامه‌اش آبروی ایران را نبرده‌اند و نخواهند برد؛ زیرا ایران آبروی‌اش را در طول هزاران سال به دست آورده. چون دیوار آبروی ایران را میلیون‌ها آدم سبز ساخته‌اند. کروبی و نامه‌اش آبروی آن‌هایی را برده‌اند که احساس می‌کنند آبروی‌شان رفته!



 آزاد باشیم

آقای لاریجانی! مثل رئیس‌ها رفتار کن، نه مثل نوکرها!



آقای لاریجانی! شما رئیس مجلس هستید و نماینده‌ی  مردم. با این که چشم امیدشان به کلی از مجلس بریده شده و فقط همین از مجلس برای‌شان مانده که به نماینده‌‌هایی که به تحلیف نرفتند افتخار کنند، اما باز هم در اعماق قلب‌شان امیدهایی کم‌رنگ به مجلس دارند. این که شما بیایید و یک روز بگویید به نامه‌ی آقای کروبی باید رسیده‌گی شود، فردای‌اش صد و هشتاد درجه بچرخید و بگویید کذب و است و مدرک باید رو شود، هیچ نشانی از سخنان یک رئیس ندارد. شما اصلاح‌طلبید و سخت محافظه‌کار! این را همه می‌دانند. نامه‌یی که به این راحتی ازش گذشتید و گفتید با تحقیقات انجام شده در یک ماه گذشته به این نتیجه رسیدید، نامه‌ی مهدی کروبی بود به هاشمی رفسنجانی!


اگر تیم فعال شما، که خدا را شکر پاسخ‌هایی که دریافت می‌کند در حد یک جواب سلام به آدمی غریبه است، این را فهمیده بود، پس چرا شما تا دیروز نمی‌دانستید؟ آیا این پست و مقام این‌قدر با ارزش است که در مقام ریاست، شبیه به کسانی رفتار کنید که گویا از حفظ و به مانند ظبط صوت حرف می‌زنند؟ چطور موضوعی که هنوز بررسی نکرده‌اید را رد می‌کنید؟ آیا اگر این شایعه پیرامون فرزندان و عزیزان خودتان جریان داشت، از آن‌ها سند و مدرک می‌خواستید که «عزیزم! ثابت کن که بهت تجاوز شده؟» 


مهدی کروبی، یار و یاور همه‌ی دردمندانی بوده و هست که در پی مرحم گذاشتن و درمان کردن زخم‌هایی برآمده که مردم، پس از انتخابات برداشته‌اند و چه بسا که گر صندوق‌های رأی دست نخورده می‌ماند و این زخم‌ها پدید نمی‌آمدة وی می‌توانست به دردهای ریشه‌یی تر مردم برسد، البته نه به عنوان رئیس جمهور، که به عنوان عضوی از مردم. اما عده‌یی از بزدلان، که در پناه پست و مقام سیاسی خود و یا در پناه خم و راست شدن جلوی اربابان خود، به تهمت و دروغ‌پردازی و بی‌احترامی به کسی می‌پدازند که هر نا‌آگاهی را آگاه می‌کند که پول و مقام با یک آدم پخته چه می‌تواند بکند.


کروبی نه پول لازم دارد که به خاطرش به میدان آمده باشد و نه مقام احتیاج دارد که به خاطرش خودش را این همه به خطر بیندازد. آن‌هایی ذلیل پول و مقام هستند که برای خودشیرینی و چاپلوسی، حاضرند دست به قلم ببرند و هر جمله و تهمتی که برازنده‌ی خودشان و یاران‌شان است نثار امثال کروبی و موسوی کنند؛ که دوره‌ی راحت خوابیدن‌ها به سر رسیده و دیگ نمی‌توان به نام دین، بی‌دینی کرد. دوره‌ی این به پایان رسیده که مردم از اسم نیروی انتظامی و سپاه و بسیج و اطلاعات، وحشت داشتند و حالا فهمیده‌اند که این‌جا کشور خودشان است و همه به یک اندازه از ثروت و قدرت تاریخی‌اش سهم دارند.


مجلس، می‌تواند همیشه مجلس بماند و می‌تواند محفلی باشد برای این که عده‌یی بنشینند و به تصمیم‌گیری برای حفظ منافع‌شان بپردازند. آقای لاریجانی، رئیس بمان و خودت را به ندیدن و نشنیدن نزن. این مردم دیگر مردمی نیستند که خودشان را به ندیدن و نشنیدن بزنند و امثال شما برای‌شان تصمیم بگیری و هرچه دل‌ات می‌خواهد بکنی! فقط لحظه‌یی به این فکر کن که این‌ها برادر، خواهر و فرزند تو هستند که حرف از تجاوز زده‌اند. تجاوز!




سحام - محسن رضایی: اگر گزارشات صحیح باشد باید عزای ملی اعلام شود

سحام - لاریجانی :‌ به بزرگان توهین نکنید / خباز : کوچک زاده ها به بزرگ زاده ها توهین نکنند

سحام - شهامت و جلوداري كروبي در پيگيري حقوق حقه ملت قابل تحسین است

سحام - پاسخ حسين كروبي به علاءالدين بروجردي: متاسفم كه بدون تحقيقات قضاوت عجولانه مي كنيد
سحام - عدم پیگیری ماجرای کانتينر ‌٥/١٨ ميليارد دلاري
گویا - انتقاد شدید موسوی از اهانت کیهان به کروبی و دروغ پراکنی های صدا و سیما

گویا - بيانيه تازه ای از مجاهدين انقلاب: احمدی نژاد و محصولی مسئول اجرايی اصلی جنايت های زندان ابوغريب کهريزک هستند







آزاد باشیم