گزارش تصویری امروز 27 خرداد

امروز سکوت سخت آزادی‌خواهان گوش دولت را کر کرد. مردم امروز صمیمی‌تر از همیشه و با تمام احساس و عشق شرکت کردند. می‌توان گفت در حدود نیمی از جمعیت بدون تصمیم قبلی به جمعیت اضافه شدند. از دانش‌آموزان 12-13 ساله گرفته تا پیرمرد و پیرزن‌های مهربان. کارگرانی که برخی حتا با لباس خاکی از سر کار می‌آمدند. کارمندانی که با کیف و پرونده به دست آمده بودند و کسانی که برای گردش و تفریح بیرون آمده بودند قید خوش‌گذرانی را زدند و به جمعیت پیوستند.

امروز خبری از باطوم و تیراندازی نبود. خبری از تظاهر به تظاهرات نبود. خبری از مخالف و خراب‌کار نبود. چون دیگر خسته شدند. از این همه سکوت و پایداری و صبوری خسته شده‌اند. امروز وقتی جمعیت 200-300 نفری از جلوی دانشگاه به سمت میدان هفت تیر راه افتاد خیلی‌ها فکر کردند مردم خسته شده‌اند. ولی وقتی ساعتی بعد عظمت جمعیت را دیدند پایه‌های ظلم و جور سست‌تر احساس شد.

گزارش تصویری امروز ببست و ششم خرداد





ساعت 4:30
دسته‌های بسیجی و مزدور به شکل دسته‌های 100-200 نفری با فاصله‌های طولانی از هم و جداجدا از چهارراه ولیعصر می‌گذرند. صدای بوق اعتراض‌آمیز ماشین‌ها و موتورها از ترافیک ایجاد شده گوش آدم را کر می‌کند. شعارهایی از قبیل: وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد...احمدی احمدی همایت‌ات می‌کنیم... و یک سری شعارهای عربی که متاسفانه من نفهمیدم، موجب تکان دادن سر از سوی ناظران و لبخند تمسخرآمیزی روی لب‌های آن‌ها می‌شود.






ساعت 5:30
جلوی در اصلی دانشگاه تهران داخل خیابان انقلاب، حدود 10 مامور نیروی انتظامی ایستاده‌اند. از قبل اعلام شده بود که امروز دانشگاه تعطیل است اما تعدادی از دنشجویان، که در عزای هم‌نوعان خود در تجمع دیروز و در حمله‌ی وحشیانه به کوی دانش‌گاه نشسته بودند، وارد دانش‌گاه شده و از پشت ر اصلی شعار سر می‌دهند:
عزا عزاست امروز...روز عزاست امروز...دانشجوی با غیرت...صاحب‌عزاست امروز.
نیروی نتظامی...چرا تو آدم‌کشی؟
مردم در حال عبور با نشان دادن دو انگشت خود که روی اکثر آن‌ها پارچه‌ی سبز بسته شده با دانشجویان همراه می‌شوند. نیروی انتظامی ایستاده و خیلی با احترام از مردم می‌خواهد که صحنه را ترک کنند.برخی خبر از این می‌دهند که در همان لحظه تجمعی در میدان ونک و جلوی جام جم برپا است. مردم از این که نتوانسته‌اند در تجمع حضور یابند و خبر رسانی نشده دلگیر هستند که ناگهان جمعیتی سبز دیده می‌شوند.
مرگ بر دیکتاتور...مرگ بر دیکتاتور
می‌کشم می‌کشم....آن که برادرم کشت
با پیوستن مردم به جمعیت اتحادی سخت بین مردم در می‌گیرد و هر لحظه به جمعیت افزوده می‌شود. لیدرها ابتدا مسیر خود را به سمت میدان فاطمی کج می‌کنند ولی بعد که خبر می‌رسد همه در میدان آزادی منتظر هستند این صدا بارها و بارها شنیده می‌شود:
سکوت، دست‌های سبز بالاٰ، میدان آزادی
دوباره اتحاد شکل می‌گیرد.








ساعت 8:00
جمعیت عظیمی در میدان آزادی جمع شده‌اند. هیچ خبری از نیروهای امنیتی نیست. در طول راه نه شعاری داده شده و نه به کسی حمله شده. لیدرها به‌خوبی جمعیت را تا میدان آزادی کنترل کرده‌اند. ناگهان بسیجی‌های متعصب باطوم به دست به سمت جمعیت حمله می‌کنند که این بار بر خلاف تصورشان با حمله‌ی متقابل مردم سبزپوش و حتا مردمی که کنار خیابان به حرکت عادی خود ادامه می‌دادند مواجه می‌شوند و پا به فرار گذاشتند. همه به دنبال بسیجی‌ها می‌دوند چند نفر را می‌گیرند تا به پایگاه جنایت‌کار عاشورا می‌رسیم. در پایگاه در پی حمله‌ی مردم بسته می‌شود و گارد ویژه به همراه بسیجی‌ها به داخل فرار می‌کنند. شعارها به شدت و با فریاد سر داده می‌شود:
مرگ بر بسیجی ــــ مرگ بر دیکتاتور ـــــ موسوی...موسوی..پرچم ایران مرا پس بگیر... ـــــ کروبی کروبی پرچم ایران مرا پس بگیر ـــــ می‌کشم می‌کشم... آن که برادرم کشت ـــــ نترسین...نترسین...ما همه با هم هستیم.
پیروزی قاطع طرفداران آزادی و تغییر بر نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها مشهود است.








ساعت9:

درحالی که آزادی‌خواهان از هم جدا شده اند و به صورت دسته‌های پراکنده درآمده‌اند،یگان ویژه با موتور و ماشین‌های شیشه‌دودی وارد معرکه می‌شود و...







آزادباش

در کوچه کوچه هایت مردان همیشه مَردند

این خس و خاشاک های مردمی به آن مزدورهای دولتی صدها هزار بار می‌ارزند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا آدم بکشند. این‌ها پول نمی‌گیرند تا کسی را کتک بزنند. پول نمی‌گیرند تا رحم و انسانیت خود را بفروشند. پول نمی‌گیرند تا به میلیون‌ها نفر خیانت کنند و رای را به نفع کسی تغییر دهند.
راستی جای یک نف در میان این جمع خالی نیست؟ یک نفر که خیلی با آرای اعلام شده‌اش پز می‌داد، فخر می‌فروخت و مخالفان را 2-3 هزار نفر تخمین زده بود. مشخص است که کسی که این جمعیت را 2-3 هزار نفر ببیند آرای خودش را چند برابر می‌بیند.
 حالا این خواهر و برادران چیزی نمی‌خواهند جز این که او بفهمد که ما جایی نرفته‌ایم، ما همین‌جا زنده‌گی می‌کنیم و حق‌مان را می‌گیریم.







طبق آخرین اخبار از حراست کوی دانشگاه با کمک نمایندگان مجلس از جمله زاکانی و ابوترابی ، نادران و ... دانشجویان دستگیر شده کوی دانشاه تهران ساعت یک و نیم پس از نیمه شب آزاد شدند. زاکانی نماینده مردم تهران دانشجویان را تا کوی دانشگاه تهران همراهی کرده است. دانشجویان دیشب را در مسجد کوی خوابیدند.

دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رشت ضمن اعتراض به نتیجه انتخابات حاضر به شرکت در امتحانات خود نشدند. این اقدام آن ها منجر به درگیری لباس شخصی ها با آن ها شد. در ادامه در میدان گاز که یکی از میدان های مرکزی رشت است ، درگیری شدیدی بین مردم و نیروهای امنیتی به وقوع پیوست. در دانشگاه گیلان نیز دانشجویان به شدت اعتراض کرده اند و با پیوستن مردم به آن ها شرایط بسیار بحرانی است.






آزادباش

این تقلب بی پاسخ نخواهد ماند

سه روز قطعی اس ام اس. صادر نکردن کارت نظارت برای کاندیداهای مخالف دولت. بیرون کردن ناظران انتخاباتی. حمله به ستادهای انتخاباتی و پلمپ کردن آن ها. پایکوبی فبل از پایان شمارش آرا. هشدارهای سپاه برای جلوگیری از بیرون ریختن مردم. کندی شمارش در ساعات پاانی. فیلتر شده بسیاری از سایت ها. سکوت رهبر. چرخش 180 درجه یی آرا از موسوی به احمدی نژاد.

و این بود سالم ترین نوع انتخابات.

آزادباشید

چرا به کروبی رای بدهیم؟








بيانيه‌هاي 6گانه و برنامه‌هاي كروبي
1- احياي سازمان مديريت
2-توزيع سهام نفت: هر ايراني 70هزارتومان 3-احياي حقوق شهروندي 4-حكمراني محلي و حقوق اقليت‌ها 5-حقوق زنان 6- منشو
رحقوق بشر

1- کروبی سازمان مدیریت را زنده خواهد کرد تا دیگر پولی گم نشود. تا دیگر آقای احمدی نژاد سعی نکند به زور و به سبک داروغه ها از بانک مرکزی پول بگیرد. تا دیگر معلوم نشود این همه درآمد حاصل از سهمیه‌بندی‌ی بنزین کجا خرج شد. تا معلوم شود هزینه‌یی که برای ساخت این همه ورزش‌گاه از جیب این ملت برداشته شده کجاست و چرا این همه بنای نیمه کاره روی دست دولت مانده.

2- سهام نفت باید سر سفره‌های مردم باشد. این دروغی بود که احمدی‌نژاد چهار سال پیش به مردم ساده‌اندیشی گفت که حالا نان هم سر سفره ندارند و برای هر کالایی باید دو یا چند برابر چهار سال پیش بها بپردازند. احمدی نژاد می‌گوید تورم دوران خاتمی 5-6 درصد بیشتر از این دولت بوده، اما خودش را به ندانستن می‌زند که آن زمان نفت 7-9 دلار بود این دولت تا 140 دلار هم پیش رفت و البته 50 دلار و 100 دلاذ و 140 دلار هیچ تغییری در وضع اسفبار این دولت نداشت.

3- احمدی نژا
د نشان داد که هیچ علاقه‌یی به صحبت کردن درباره‌‌ی این موضوع ندارد و هرگاه این بحث پیش آمد آن را به جای دیگری کشاند. آری نباید هم سخن می‌گفت. چون از جنس دانش‌جویان نیست. اگر بود که سهمیه‌ی روزانه‌ی دانش‌جویان را فقط برای به اصطلاح فرهنگیان نمی‌گذاشت. یعنی مردم عادی حق شرکت د دانشگاه را بدون پول دادن ندارند. کروبی، که قشر عظیمی از هواداران‌اش را دانش‌جویان، به علت آگاهی از وضع موجود در چهار سال قبل و کمبود شدید امکانات تحصیلی تشکیل می‌دهند. قول به حل این مشکلات و حذف تبعیض (هرگونه تبعیض) در دانشگاه‌ها و ورود به دانشگاه داده و آن را عملی خواهد کرد.

4- کروبی اصل احترام گذاشتن را بنا خواهد کرد. همه باید در
سرنوشت کشور تصمیم بگیرند. نه مانند این دولت که فقط و فقط به رای خودش احترام گذاته و خواهد گذاشت و از طرف مردم تصمیم می‌گیرد و حتا به رای مجل هم توجهی ندارد. مجلسی که نماینده‌ی مردم است. کروبی تا حالا فعالیت دولتی نکرده و با مردم بوده و هست. شغل‌هایی که وی داشته بیانگر این موضوع است.

5- حقوق زنان از ابتدای تاریخ ایران مورد تبعیض بوده و در این چهار سال به اوج خودش رسید. بازداشت مکرر دانش‌جویان دختر و بی‌خبر گذاشتن خانواده‌های آن‌ها از محل بازداشت و علت آن. بریدن حکم اعدام برای نوجوان‌ها و بی احترامی‌ی محض به زنان و دختران از طریق گشت‌های ارشادی که گویا در این یک ماه قبل از انتخابات دارند استراحت می‌کنند تا شاید با انتخاب رئیس جمهو فعلی، با خشونت و جدیت بیش‌تری به نقض حقوق ابتدایی هر انسان بپردازند.

6- این آخری را حتا احمدی نژاد تا حالا به آن فکر هم نکرد و چهار سال این سند آبروی ایران و آریایی‌ها را نقض کرد. بی‌نزاکتی، دروغ‌گویی، سوء استفاده از احساسات مردم، بیش‌تر کردن فاصله‌ی طبقاتی، فاصله‌ی شدید حقوق زن و مرد و...


کروبی برای تغ
یید آمده، اگر نه نمی‌آمد.

امشب احمدی نژاد فرصت خوبی پدا کرده تا با دروغ، سخنرانی‌های خود را به پایان برساند و به سبک دیکتاتورها جای دفاعی برای بقیه باقی نگذارد.

امشب کنال یک را نگاه نمی کنیم.






آزادباش


فرار بزرگ از دروغ

كروبي در تبريز افشا كرد:

جزئيات ماجراي توصيه‌ي 700 ميليون دلاري احمدي‌نژاد

دفتر آيت‌الله‌جوادي آملي فيلم هاله نور را تاييد كرد



کروبی دروغ نمی‌گوید و این مشخص است. با کم فکر می‌توان فهمید که کروبی بدون هیچ سند و مدرکی پای رهبری را میان حرف‌های‌اش نمی‌کشد. اما احمدی نژاد مانند یک ترسوی به تمام عیار دولت موسوی را نقد کرده، درحالی‌که دولت موسوی وجود خارجی نداشته. کروبی بهترین کاندیداست و با این که تا اموز قصد رای دادن نداشتم، حالا رای به سوی کروبی تغییر می‌دهم برای تغییر. برای زنده‌گی کردن. چهار سال ات که رنگ زنده‌گی را ندیده‌ایم. پس همه با هم برای فرار از چنگال دروغ، رای به کروبی می‌دهیم.





آزادباش


مروری بر خدمات دولت احمدی نژاد

اسامی 57 دانشجوی محروم از تحصیل در دولت احمدی نژاد

1- مهدی امینی زاده 2- سیامک کریمی 3- سعید اردشیری 4- زهرا جانی پور 5- فرهاد ذاتعلی فر 6- سالارساکت 7- حنان عزیزی بنی طرف 8- منصور عزتی 9- یاشار قاجار 10- محمد شورش مرادی 11- محسن فاتحی 12- روزبه ریاضی مقدم 13- توحید علیزاده 14- محمد حسین حسن پور 15- مرتضی حسین زاده 16- علیرضا خوشبخت 17- فرشید مقدم 18- حنیف کراگری 19- زهرا توحیدی 20- یحیی صفی آریان21- فرهاد ذاتعلی فر 22- افشین رضاپور 23- علی صابری 24- ناصر پویافر 25- سید ضیاء الدین نبوی 26- صمد پاشائی 27- نادر مهد قره باغ مهندسی 28- امین امامی 29- ناهید بابازاده 30- توحید علیزاده 31- سید حامد احمدی 32- اصغر قنبری 33- حسین نجفی 34-ادیب رستم پور 35- رضا محسنی 36- حسن خلیلی 37- علی حسین اسدزاده 38- پویان محمودیان 39- سیامک کریمی 40- محمد جواد دردکشان 41- صادق معتمد 42- پیمان 43- داوود حبیبی 44- علی تقی پور 45- عمید مشرف زاده 46- مرضیه دیلم صالحی 47- شیوا نظرآهاری
48- افشین اکبریان 49- محمد بخشنده مهندسی 50- مجتبی خرازیان 51- زهره اسدپور52- امیر سلیمی ها 53- سیامک کریمی 54- رضا محسنی 55- زهرا توحیدی 56- یحیی صفی آریان 57- هادی حاج امینی

چرا ون‌های سبز گشت ارشاد غیب شدند؟

تنها در فاصله‌ی چند روز مانده به انتخابات دیگر خبری از گشت‌های سبزرنگ و خاطره‌انگیز ارشاد نیست. خاطره‌هایی که به‌طور یقین یکی از بدترین روزهای سال را برای یک انسان رقم زده و شاید با یاد آوردن‌اش اشک روی گونه‌های‌اش بلغزد. مانند روزی که زنی را جلوی شوهرش، دختری را جلوی برادرش و مادری را جلوی فرزندش می‌بردند. به یاد دختری که با صورت خون‌آلود مهمان همه‌ی گوشی‌های همراه بود.
حالا دیگر وقت رای جمع کردن و دروغ گفتن است. اگر شنیدید که محمود احمدی‌نژاد این موضوع را تکذیب کرد، چیز عجیبی نیست. دروغ‌گو کم حافظه هم هست. حالا بد نیست شب‌ها سری به خیابان عباس‌آباد یا میدان‌های بالای شهر بزنید تا دختران ارشاد نشده را ببینید که چه‌گونه عکس ایشان را بالای سر می‌برند.

واما...
تو از حقوق بشر دم می‌زنی؟ تویی که...
نگاهی به کارنامه‌ی نقض حقوق بشر دولت جاری

-اعدام ۳۵۸ نفر
۲-اعدام زنان ۶نفر
۳-اعدام کودکان زیر ۱۸ سال ۹نفر
۴-سنگسار زنان ۳۷ مورد
۵-زندانی سیاسی ۱۲۳ نفر
۶-بازداشت زنان ۶۳مورد
۷-بازداشت روزنامه نگاران (۹۲مورد)
۸- بازداشت معلمان (۶۵ مورد)
۹- بازداشت دانشجویان دختر ۶مورد
۱۰- توقیف۲۳ نشریه (اعم از روزنامه، ماهنامه، هفته‌نامه)

جملات تاریخی

ما در ایران مقوله‌یی به نام زندانی‌ی سیاسی نداریم
هرکس گوجه‌ی ارزان می‌خواهد از محله ما بخرد.

آزادباش

پس از چهار سال

هنوز هم از خودت و کارهای‌ات چیزی نداری که بگویی. حتا از طرف مقابل‌ات هم چیزی نداری که بگویی. همان‌گونه که چهار سال درباره‌ی ایران سخنی نگفتی و فقط صحبت از آمریکا و اروپا و فلسطین و اسرائیل و هزار کشور و منطقه‌ی دیگر کردی. دوست داشتم بشنوم که چه دفاعی قرار است از این همه ظلم بکنی. چه برنامه‌یی برای چهار سال آینده‌ات داری تا حداقل بدانم که نادم هستی، ولی بهترین دفاع را حمله دیدی. یا بهتر بگویم برنامه‌یی نداشتی که بخواهی رو کنی. چهارسال بی حرمتی به مردم و میهن‌شان کردی و حالا دل‌ات برای مردم سوخته؟ دل‌ات برای مردم نسوخت وقتی فرزندان‌شان را اعدام کردی؟ وقتی عیدشان را عزا کردی شرم‌سار نشدی؟ به سخن‌رانی میرحسین موسوی در 20 سال پیش استناد می‌کنی؟ چرا یک بار هم جر‌أت نکردی بگویی دولت آقای خامنه‌‌ای؟

چطور به محدودیت‌های 20 سال پیش استناد می‌کنی در حالی که در زندان‌های دولت تو اعدام‌ها شبیه به قتل است. ارازل در خیابان راه می‌روند و دانش‌جویان گ
وشه‌ی زندان جان می‌دهند. معلم‌ها در انتظار حکم اعدام هستند و کسانی که در دوران کودکی جرم کرده‌اند منتظر اعدام هستند.

چهار سال پیش هم همین‌طور شروع کردی. به جای این که دنبال مسایل مربوط به کشورت باشی، دنبال این و آن بودی. که جه کرده‌اند و چه نکرده‌اند.

موسوی هرچه که بوده و هست مودب است. آری موسوی با ادب است و این را به تو نشان داد. تو با بی‌حرمتی عکس همسرش را جلوی او گرفتی، اما او برنامه داد، راه حل داد، دلیل آورد که تو چه افتضاحی به بار آوردی. اما سخن‌های تو فقط تهدید بود و بالاخره هم موفق نشدی ا
و را به سمتی که می‌خواهی بکشی. از وقت کم گفتی و ایراد گرفتی که چهار سال به من توهین شده. یادت رفته که چهار سال رئیس جمهور بودی؟

خودت هم می‌دانی چه کرده‌یی که ستادهای‌ات پر است از آدم‌های بی‌سواد و دخترهای معلوم‌الحال و پسران که از سر بی‌کاری به آن‌جا می‌آید. اما در مورد میرحسین موسوی این را با چشم خودم دیده‌ام که دانش‌جویان کلاس‌های خود را تعطیل می‌کنند تا به ستاد برسند.

تو که این ملت را سرافراز می‌دانی، خوشحال می‌شویم که بدانیم چه کسی آن‌ها را سرافراز کرد



چگونه می شود به آن کسی که می رود اینسان صبور، فرمان ایست داد؟








آزادباش

تبلیغ کثیف، رای‌آورترین تبلیغ

احمدی‌نژاد دو راه برای تبلیغ در پیش گرفته، راه نخست تخریب دیگر کاندیداها است و راه دیگر باج دادن. او نمی‌داند که با راه نخست خودش را خراب‌تر از این می‌کند. متهم کردن و زیر سوال بردن شخص محبوبی مثل موسوی کارش را خراب‌تر می‌کند. احمدی‌نژاد راه دوم را اما به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن اجرا می‌کند. کمک‌های میلیاردی به باشگاه‌های ورزشی، زیاد کردن حقوق نظامیان، کارمندان دولت و ...
اما بی‌شرمانه‌ترین راه این است. برداشتن سهمیه‌ی روزانه برای پشت کنکوری‌های عادی و سپردن تمام و کمال آن به فرهنگیان. یعنی نقض کامل همان کتاب شبه قانون اساسی که به‌استناد به همان کتاب، تحصیل برای عموم رایگان است. فرهنگیان کدام بخش از جامعه هستند؟ معلم، استاد، کارمند آموزش و پرورش، آنان که در کتاب دستی دارند؟ مگر این قشر چه تعدادند؟ مگر این که طبق معمول، بی‌سوادهای بسیجی را در گروه فرهنگیان بچپاند.
در هر صورت این چهار سال اگر احمدی نژاد تظاهر به مهر و آشتی کرد، که نکرد، به خاطر این بود که کارش پیش مردم گیر بود. چون رای می‌خواست و حالا دارد هی از یک گروه می‌گیرد و به دیگری می‌دهد. اما چهار سال بعد، نقطه‌ی انفجار این دولت خطرناک خواهد بود.





آزادباش

یک سوژه‌ی خوب دیگر


زود باشید. رایانه‌های‌تان را روشن کنید. کانکشن‌ها را باز کنید و به دنیای اینترنت وارد شوید. مرورگرتان را به سمت یکی از سایت‌هایی که امکانات وبلاگ‌نویسی را در اختیار کاربران قرار می‌دهند هدایت کنید. دوباره تعداد نظرهای بلاگ‌تان بیش‌تر می‌شود. باز هم می‌توانید چند روزی به خود ببالید که در یک کار بشردوستانه شرکت کرده‌اید. مثل من. دوباره بهانه‌یی برای چند کامنت، آن هم از نوع به روزش، پیدا شده. 


بشتابید. خبر داغ است. از دست‌اش ندهید. دوباره می‌توانید به خودتان افتخار کنید. مثل من. این دفعه قضیه سوزناک‌تر از دفعه‌ی پیش است. این بار پای یک دختر در میان است. پای دلارای جوان. دلارایی که در همان 17 ساله‌گی اعدام شد. امروز و دیروز دروغ استو او همان هنگامی که قاتل شناخته شد- که نبود و ثابت نشد که هست- اعدام شد. یک لوگوی حمایت دیگر به لوگوهای بلاگ‌تان اضافه کنید. مثل من.


همه‌ی این کارها را که کردید و خیلی‌خیلی غصه خوردید، دوباره بنشینید سر جای‌تان و صدای‌تان درناید. دوباره بروید دنبال زنده‌گی‌یِ پرهیجان‌تان. بروید سراغ بحث داغ انتخابات. بروید دنبال قیمت مرغ و نان. بروید و فراموش کنید که همیشه پای یک اعدامی در میان است. کودک و نوجوان و جوان و میان‌سال هم ندارد. اعدامی، اعدامی است. بگذریم.



خوب که فکر کردید، تازه باید برگردید سر خانه‌ی نخست.  یعنی رأی دادن. بله، رأی دادن. رأی بدهید تا چهار سال دیگ از این مزایا و این سگرمی‌ها رأی بدهید. فقط مواظب باشید به کسی رأی بدهید که این سرگرمی‌ها را، این اعدام‌ها را، از شما نگیرد. شما مردمی که لیاقت بیش از این‌ها را دارید.



تا اعدام بعدی، بدرود...







آزادباش