آخرین التماس‌های کودتا، از بلندگوهای وجب به وجب تا آزادی علیرضا بهشتی


سید علیرضا حسینی بهشتی آزاد شد و آزادی این یار باوفای ملت ایران بسیار روحیه بخش است. این آزادی به جز این که همه را خوش‌حال کرد چون یکی از فرزندان بی‌گناه این و آب و خاک از دست زوردوستان آزاد شد، مهر تأییدی است بر این موضوع که مردم و اراده‌ آهنین‌شان کودتاچیان را به عقب رانده است!

اقدامات دولت غیر مردمی و حامیان نظامی‌اش کاملن مشهود است که در چه راست است! آن‌ها از عدم حضور سبزها نا امید شده‌اند و دست به راه‌کارهای اشفته‌یی مانند نصب بلندگو! و التماس از طریق صدا و سیما می‌زنند! مشخص است که اگر هواداران زندان از حضور حد اکثری خودشان مطمئن بودند احتیاجی به دعوت از همه‌ی سلیقه‌ها! نداشتند.

حالا جنبش عظیم سبز با اعتماد به نفسی بسیار بالا و با اراده‌یی پولادین که از ماه‌ها ترعیب و تهدید خم به ابرو نیاورد آماده‌اند تا پا به خیابان‌ها بگذارند. یک التماس همراه با شرم در همه‌ی اعمال و رفتار آشفته‌ی زندان‌بان‌ها دیده می‌شود. تکاپوی شبانه‌روزی‌ برای پیاده کردن سیستم‌ها و راه‌کارهای غلبه بر صدای اکثریت مردم ایران بسیار شدت دارد و لحظه‌یی نیست که در خیابان انقلاب یک عده هوادار دولت مشغول کار کردن روی یک پروژه بر علیه مردم نباشند.

باز هم طبق روال گذشته جنبش سبز پیش از برگزاری یک راه‌پیمایی پیروز شد. قبول کرن این موضوع که جنبش سبز برتر و عظیم‌تر از یک گروه مجبور به تظاهرات است خودش یک پیروزی بزرگ است که در روز موعود خودش را نشان خواهد داد.



آزاد باشیم
Read more

موسوی، کروبی و تاج‌زاده؛ این جنبش سبز است که می‌تازد!

تصمیم قاطع مردم برای شرکت در راه‌پیمایی روز 22 بهمن ماه و عدم توجه به تهدیدات و ترعیب‌های سرانِ مخالف مردم، نیروی عجیبی به افراد شاخص جنبش سبز بخشیده است و این در سخن‌رانی‌ها، بیانیه‌ها، مصاحبه‌ها و حتا در جلسه‌ی دادگاه مصطفی تاج‌زاده به چشم می‌خورد. موسوی در سخن‌رانی‌اش و کروبی در مصاحبه‌اش قاطعانه و به دور از هرگونه نشانه‌یی از سازش مردم را به حضور گسترده در 22 بهمن دعوت کرده‌اند و تاج‌زاده هم شجاعانه  به خواست ملت ایران احترام گذاشت و باز هم در دادگاهی که استقلال ندارد از خودش دفاع نکرد.

میرحسین موسوی در دیدار با دانش‌جویان باز هم بر مواضع خود تأکید کرد و از همه‌ی مردم دعوت کرد تا در تظاهرات اعتراضی 22 بهمن شرکت کنند و نشان داد که شایعه‌های سازش توطئه‌یی از سوی مخالفان‌اش است. میرحسین موسوی مثل همیشه با سخنانی سرشار از آرامش و امید، دل‌گرمی‌هایی را که معمولن قبل از هر تظاهرات و تجمع مهم و سرنوشت‌سازی به مردم سبز ایران می‌دهد را به مردم می‌دهد و این‌بار بیش از بارهای قبلی! "با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکت ها حضور داشته باشیم/اهانت به مردم و اهانت به آزادی اندیشه ارتباطی به اسلام ندارد". این سخنان نشان از تأکید اساسی میرحسین موسوی بر مواضع خود و اصرار بر تفکیک علت حضور سبزها دارد.

شیخ مهدی کروبی نیز با صلابتی بیش از پیش در مصاحبه‌اش خواستار حضور حد اکثری مردم شد و هرگونه سازش را رد کرد. کروبی از همین حالا مسیر خودش را کنار مردم اعلام کرد تا کسی فکر این را هم نکند که بتواند لجن‌پراکنی کند و دم از کوتاه آمدن کروبی بزند.

نتیجه این که این جنبش سبز ایران است که می‌تازد ستم‌کاران هرلحظه وضعیت مشوش‌تر و آشفته‌تری از قبل دارند. تهدیدهایی که البته توخالی هم نیست و کسی هم انتظاری جز خشونت از این دولت ندارد، اما هیچ چیزی باعث کم‌رنگ‌تر شدن این حضور میلیونی نخواهد شد. حالا چه اینترنت باشد و نباشد، چه اس ام اس باشد و نباشد.
Read more

پاسخ همه‌ی تهدیدها و ترعیب‌ها یک کلمه بود؛ سلام!

http://up.iranblog.com/37261/1265568264.jpg

به امید حق امروز نقشه هم آمد، با همه‌ی توضیحات و راه‌های اصلی و فرعی یک برنامه ریزی دقیق. به خود می‌بالم که در کنار چنین ملتی نفس می‌کشم، ملتی خونسرد، آرام، باوقار، مدبر، مبارز که در پاسخ همه‌ی تهدیدها و لجن‌پراکنی‌ها گفت سلام! یک سلام سبز به تمام معنا! بعد از این ضربه‌یی بسیار کاری و مهم بود به تمامی داد و فریادها و عربده کشی‌هایی که بر علیه مردم انجام شد. این سلام یعنی که ما همین حالا هم در خیابان هستیم، شما ما را نمی‌بینید!

نقشه بسیار خوبی که ارائه شده نشان از همفکری بسیار خوب و تدابیر مسالمت‌جویانه دارد و نمونه‌ی بارز یک تظاهرات بدون خشونت و پر از صلح و شادابی و سرشار از زنده‌گی است.  مردمی که نمی‌گویند ما می‌آییم که بزنیم، نمی‌گویند ما می‌آییم که بکشیم، نمی‌گویند ما می‌اییم که از شخص و گروهی دفاع کنیم. این‌ها مردم ایران هستند و فقط و تنها برای خاک پاک‌شان پا به میدان می‌گذارند و برای رضای خدا.


Read more

ده دلیل برای حضور سبز در 22‌ام بهمن


برای شرکت در راهپیمایی بیست و دوم بهمن دلایل بی‌‌شمار است. اما شاید ده دلیل عمده که بتواند آن‌هایی را که هنوز هم باور ندارند که باید بیایند را به خیابان‌ها بیاورد دلایل زیر باشد.

1- کشتار مردم به وحشتناک‌ترین شکل ممکن در روزهایی که با حضور میلیونی مردم سبز شد مانند عاشورای حسینی. جوانان و میانسالانی که فقط از حق مسلم و ابتدایی خود استفاده کردند و به خیابان آمدند و سکوت کردند و فریاد زند الله اکبر گفتند و بر ظلم و ظالم مرگ گفتند.

2- شکنجه مردم در جنایت‌گاه‌هایی مانند کهریزک و بازداشت گسترده فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، روزنامه‌نگاران، فعالان اجتماعی و سیاسی، مردم عادی و ناجوانمردانه‌تر از همه بازداشت نزدیکان چهره‌های شاخص و ارزشمندی مانند دکتر بهشتی. زندانیان از ابتدایی‌ترین حقوق خود از جمله، تماس با خانواده و داشتن وکیل حداقل تا هفته‌ها و گاهی نیز تا ماه‌ها محروم بوده و در سلول انفرادی تحت شدیدترین فشارهای دوانی و جسمی قرار داشته‌اند. متهمانی که حق مشورت کافی با وکیل نداشته‌اند نباید به دادگاه بره شوند.

3- تورم بسیار بالایی که دولت قبلی به بار آورده بود با انتصاب مجدد به عنوان دولت 9+1 روز به روز بیش‌تر می‌شود و این فشار بیش از همه روی قشر متوسط و پایین جامعه وارد می‌شود. در میان این تورم و گرانی دولت دست به خرج‌های گزاف جهت امنیتی کردن فضای جامعه کرده و می‌کند که بدون شک به تشدید این مشکل همه‌گیر کمک می‌کند. اعتصابات پشت سر هم و هر روزه کارگران به علت پرداخت نشدن حقوق و مزایا، اخراج کارگران از کارخانه‌ها، تعطیل شدن کارخانه‌ها، بالا رفتن اجاره خانه و مغازه و هر نوع محصول صنعتی، خوراکی، بهداشتی و ... نشانه بارز این بی‌کفایتی است.

4- امنیتی کردن فضای دانش‌گاه و اخراج صاحبان اصلی دانش‌گاه‌ها که همان دانش‌جویان و اساتیدشان هستند از دانش‌گاه و نشاندن نیروهای امنیتی در دانش‌گاه‌ها که اجازه ورود هر گروه خرابکار و انواع نیروهایی که خودسر نامیده می‌شوند اما مجهز به هر نوع سلاح سرد و گازهای سمی هستند و هیچ نهاد نظامی و امنیتی حتا در صورت حضور درصحنه اجازه برخورد با آن‌ها را ندارد.

5- سانسور و فیلتر شدن اینترنت و قطعی اس ام اس از روزهای قبل از انتخابات به شدت محسوس است و به محض این که مردم شروع به برنامه ریزی برای حرکتی خودجوش می‌کنند شبکه اس ام اس قطع یا مختل می‌شود و سرعت اینترنت به شدت افت کرده و دسترسی به سایت‌ها سخت و گاهی غیر مم کن می‌شود.

6- عدم اجازه به خانواده‌های شهدا و کشته‌شده‌گان حوادث چند ماه گذشته برای برگزای مراسمی در خور برای فرزندان‌شان و دعوت به دروغ‌‍ردازی درباره نحوه چگونه‌گی کشته شدن عزیزان‌شان. نمونه بارز این موضوع برخورد سرکوب‌گرانه و خشونت‌آمیز با مادران عزاداری است که هر هفته به برگزاری مراسم یادبود برای فرزندان خو می‌کنند اما با برخوردهای تأسف‌بار مواجه می‌شوند.

7- اعتراض به هرگونه تبعیض. نباید هرکس با داشتن یک کارت دولتی احساس امنیت کند و در برابر قانون نسبت به دیگران برتری داشته باشد. خانواده‌های شهدایی که واقعن برای میهن‌شان جنگیده‌اند باید تحت پوشش دولت قرار بگیرند نه این که فقط به علت عضویت در یک ترگان نظامی یا دولتی شخصی دارای امتیازاتی نسبت به هم‌نوعان خود شود.  این تبعیض‌ها را در کنکور ورودی دانش‌گاه‌ها و یا استخدام در مراکز و کارخانه‌های معتبر مشهود است.

8- اعتراض به پاک کردن صورت مسائل! سردم‌داران حکومت هیچ علاقه‌یی به رفع و رسیده‌گی به خواسته‌های مردم نشان نداده و هر دم با اقدامات بی‌منطق و لجوجانه اقدام به مبارزه علیه خواسته‌های مردم کرده‌اند که شاید اگر می‌کردند و این همه فرصت را از دست نمی‌دادند حالا خون این همه جوان بی‌گناه روی خیابان‌های ایران ما ریخته نشده بود. کسی که مسئول است باید در برابر خواسته همه‌ی مردم مسئول باشد نه فقط عده‌یی خاص از نزدیکان و زیردستی‌ها!

9- اعتراض به کنترل تلفن‌ها، اس ام اس‌ها، ایمیل‌ها، گفت و گوهای خصوصی و همه‌ی کنترل‌هایی که نشان از نقض حقوق اشخاص دارد. این مسئله بارها و بارها از زبان نظامیان و دولتی‌ها اعلام شده که پیغام‌های اینترنتی و گفت و گوها و اس ام اس ها تحت کنترل هستند.

10- دلیل آخر و بسیار مهم! داشتن صدا و سیمایی آزاد و به دور از کنترل نظامیان و داشتن رسانه‌های ازاد و دارای حق انتقاد. دولتی که مشغول کار است شاید به اندازه تمام تاریخ ایران روزنامه توقیف کرده باشد که اکثریت قاطع این توقیف‌ها سیاسی بوده و تقریبن تمام روزنامه‌هایی بوده‌اند که منتقد و مخالف دولت بوده‌اند. صدا و سیما نیز نباید یک‌طرفه و حامی یک جناح خاص باشد و فقط افراد دست‌چین شده حق حضور در آن را نداشته باشند.
Read more

ترس زورگویان هر روز ار ایت الله العظمی دستغیب بیش‌تر می‌شود

http://up.iranblog.com/6/1262606908.jpg

نیروهای خودسری که از دولت پول می‌گیرند برای چندمین بار به مساجد حمله کردند و به خانه‌ی خدا سنگ‌پرانی کردند و در خانه خدا اربده کشیدند و با نفس‌های‌شان محیط مقدس مسجد را آلوده کردند. یک بار دیگر آشفتگی شدیدشان را از بیست و دو بهمنی که در راه است نشان دادند و از خود حرکات همیشگی نشان دادند.

مردان پاکدامنی که دیشب به جلوداری آیت الله العظمی دستغیب در مسج گرد هم آمده بودند تا برای عزیزان از دست رفته شان اشک بریزند، باز هم مورد حمله همان نیروهای خودسری که همه عارشان می‌شود مسئولیت اداره آن‌ها را به عهده بگیرن قرار گرفتند. این نیروهای خودسر به طور معمول به محفل‌‌های مختلف حمله می‌کنند و به جای‌اش ساندیس و کیک جایزه می‌گیرند.

این جریان یک بار دیگر بزرگ‌منشی و مبارزه‌طلبی و مردم‌دوستی مرجع عالیقدر آیت الله العظمی دستغیب می‌آفزاید و آدم را به فکر فرو می‌برد که استاد یعنی این! استاد یعنی کسی که چنین شاگردانی را دور خود جمع کند. استا یعنی این مرجع بزرگ که هرگاه ایران و ایرانی مورد هجوم دشمنان بیگانه و داخلی شده‌اند مردانه و جانانه جلوی صف ایستاده و سینه سپر کرده.

مسجد قبا به عنوان یکی از پایگاه‌هایی که همواره جای‌گاه مبارزین واقعی بوه ترس عجیبی بر دل خودسرها انداخته.البته منظور از خودسرها کسانی است که بدون اجازه مردم ایران عمل می‌کنند.
Read more

همین روزها است که سلول خالی باقی نماند، با میلیون ها نفر دیگر چه می کنید؟



پس از این همه وقت هنوز هم سردرم داران و قدرت دوستان بر این باورند که با بازداشت کردن صد، نه هزار نه ده هزار نفر معترض مابقی را ساکت می‌کنند و می‌ترسانند. مگر ندیده‌اند که چهلم شهدا پس از آن همه کشتار باز هم مردم آمدند، مگر ندیدند روز قدس را، سیزده آبان را، شانزده آذر را و همه ی روزهای بی شماری که مردم تهدید شدند و نترسیدند، کتک خوردند و بیشتر جان گرفتند، کشته شدند و بر تعدادشان افزوده شد؟!

امروز خبر بازداشت چند تن دیگر و خبرهای بد همیشگی روی نت آمد. نیلوفر لاری پور هم جزو این بازداشت شده‌گان بود و یک افتخار دیگر نیز بر افتخارات قوه قضائیه و دولت افزوده شد که این دختر جوان را که شاعر، ترانه سره و هم‌چنین خبرنگار نشریه چلچراغ بود، به جمع گنجینه بازداشتی های خودش اضافه کرد تا همچنان سیر صعودی خود را در شکار اندیشه های برتر و نخبگان ادامه دهد.

تا وقتی که آقایان راه آشتای را در این ببینند که مردم را با چماق ساکت کنند و بعد بگویند ملت عاشق نظام است! هیچ راهی حتا برای مذاکره نخواهد بود. گیریم که صدها هزار نفر را هم بازداشت کردند، با میلیون‌ها نفر دیگر چه خواهند کرد؟
Read more

شکست اخلا‌گران جنبش سبز در برابر تدبیر کروبی و موسوی



انگار همین چند لحظه پیش بود که عده یی بی‌گانه ‌پرست و عده‌ی خیرخواه نادان سعی در این داشتند که مهندس میرحسین موسوی و شیخ شجاع مهدی کروبی را طرف مقابل مردم و طرفدار ظلم و ستم جلوه دهند. اما عدم احساساتی بودن رهبران جنبش سبز باعث شد تا این افراد که با خودخواهی تمام اقدامات شجاعانه این دو بزرگوار را در پی یک اختلاف نظر شخصی زیر سوال برده بودند سر جای‌شان بنشینند و ببینند که رفاقت مردم با این دو بزرگوار تا زمانی که از حق ملت دفاع می‌کنند و جنایت و ظلم را محکوم می‌کنند گسستنی نیست. و اکثریت قاطع مردم ایران این دو را برادر و یاور خود می‌دانند، چه آن‌هایی که هنوز هم امیدهایی به جمهوری اسلامی دارند و چه آن‌هایی که از این نوع حکومت قطع امید کرده‌اند.

جناب موسوی در مصاحبه‌شان با سایت کلمه مثل همیشه با جمله‌های کوتاه و عمیق خود نشان دادند که نه تنها یک قدم هم به عقب نگذاته‌اند بلکه به سرعت و شانه به شانه مردم مبارزه می‌کنند. آقای مهندس موسوی در این مصاحبه ضمن قدردانی از مردم به پاس مقاومت در برابر ستم باز هم مردم را رو به جلو فراخواندند: «در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد.مردم متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید.»

مهدی کروبی هم هر روز با صحبت‌ها و شجاعت‌های‌اش بر علیه ظلم و ستم می‌تازد و در اعماق قلب آزادی‌خواهان قرار دارد. خوب است که با حمایت از این‌چنین مهره‌هایی راه را برای اشخاص دیگری که قدرت دارند و زمینه پیوستن علنی به جنبش سبز را دارند را بچینیم و نشان دهیم که چه پشتوانه قدرتمندی برای ازادی‌خواهان هستیم.

رهبران جنبش سبز هم‌چنان در قلب سبزهای واقعی هستند و این پیوند را هیچ احدی نمی‌تواند خدشه دار کند. آن کسانی که تا اسم اسلام را می‌شنوند دادشان درمیآید گویا نمی‌دانند که هنوز هم اکثریت این مردم مسلمان هستند. زنده باد جنبش بزرگ سبز.
Read more

روزهایی که صدای اربده کشان تهدیدکننده به گوش هیچ‌کس نمی‌رسد


خیلی سعی دارند بترسانند. خیلی سعی دارند خیلی ترسناک باشند. صدای اربده‌های‌شان گوش خودشان را هم می‌آزارد، اما دریغ از این که یک نفر، فقط یک نفر از مردم، ایرانی‌های واقعی را می‌گویم، صدایی از این قبیل را به صورت زمزمه‌یی کوچک شنیده باشد. مگر  ده ماه زمان کمی است برای ترساندن، پس چرا روز به روز ترس کم‌جان‌تر می‌شود. مگر این همه کشتن و اعدام کردن و زندانی کردن و زدن و گرفتن و بردن و ... برای سرکوب یک عده قلیل کم است؟ پس چرا صدای مردم هر روز رساتر می‌شود. این‌ها سوال‌های من نیست، سوال‌های آن کسانی است که به پشتوانه اسلحه و چماق پشت تریبون می‌روند و برای کسانی داد و بیداد می‌کنند که خودشان هم نمی‌دانند چرا مردم را می‌زنند.

اراده‌ای بالاتر از اراده خدا و بعد مردم نیست،‌چه موقع می‌خواهند این را بفهمند؟ البته دیگر فرقی هم نمی‌کند که کی بفهمند. وقتی که بفهمند، نه سهرابی زنده می‌شود، نه ندایی و نه اشکانی و نه خاطره این روزهای غم‌بار از ذهن پدر و مادری پاک می‌شود. هیچ‌کس مادران عزادار را از یاد نخواهد برد که به جرم سوختن برای دلبندان‌شان کتک خوردند. هیچ‌کس ضرب باتومی را که به دست و پا و کمر و سرش نشسته از یاد نخواهد برد.

برای بیست و دوم بهمن شاید سخت‌ترین و وحشت‌ناک‌ترین خشونت‌ها در راه باشد، اما نتیجه‌اش جز این که تعداد زخم‌خورده‌گان از این دولت بیش‌تر شود چیزی نیست. این مردم اگر با دیدن کتک خوردن‌ برادران و خواهران‌شان در خانه می‌نشستند که این تاریخ به آن‌ها افتخار نمی‌کرد. اگر قرار بود از روی جنازه هم رد شوند که دیگر سخن "اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست، من این ویران‌سرا را دوست دارم" معنایی نداشت. این‌جا ایران است.

این روزهای قبل از بست و دو بهمن، روزهای بدی نیست تا حق مردم را دو دستی تقدیم‌شان کنند، اگر نه که خود مردم دست خالی باز نخواهند گشت.
Read more